|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آرشیو موضوعی
ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها
نبي رحمت امام زمان (عج) شهید مطهری - دکتر شریعتی - مصدق-بازرگان- دکتر سروش دوستی دختر و پسر ائمه اطهار علیهم السلام ازدواج جستجو
پیوندها
سايت تبيان
سايت نسيم مطهر آيت الله صافي مقام معظم رهبري آيت الله مكارم شيرازي آيت الله مصباح يزدي موسسه امام خميني کلمات عاشقانه خدا یا ابا صالح المهدی ادرکنی وبلاگ حجاب فهميرا راز اشك آتش عشق آواز پر جبریل افق گرافیک شلمچه عکس های جالب و متنوع بي نام و نشانيم و ناگهان مرگ عاشقان ولايت :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پیامبر رحمت
خواستگاری زن از مرد
بسم الله الرحمن الرحیم
به طور كلی جنس نر و ماده در عالم اينطورند ، اختصاص به زن و مرد انسان ندارد ، جنس نر در خلقت ، " گيرنده " خلق شده است و جنس ماده به عنوان موجودی كه مورد تهاجم جنس نر قرار میگيرد . در هر حيوانی هم كه شما نگاه كنيد آنكه به سراغ جنس ديگر میرود هميشه جنس نر است ، در كبوتر و مرغ و اسب و الاغ و گنجشك و شير و گوسفند [ و غيره ] اينطور است . در هر حيوانی آنكه وظيفهاش تهاجم است و غريزه تهاجم به او داده شده جنس نر است ، جنس ماده در عين اينكه طالب جنس نر است ولی به اين صورت نيست كه او به سراغ جنس نر برود ، و به همين دليل است كه در انسان هم جنس نر است كه بايد برود و خطبه كند و دختر را خواستگاری كند و اين پسر است كه به خواستگاری دختر میرود . خواستگاری كردن پسر از دختر يك امر بسيار عادی و يك امر بسيار طبيعی و فطری است . اين اواخر ، كسانی كه ندانسته ، يا بگويم تحميق شده ، دم از تساوی حقوق زن و مرد میزنند و تساوی را با تشابه اشتباه میكنند و خيال میكنند تفاوت جنس مرد و زن فقط و فقط در آلات تناسلی آنهاست و هيچ تفاوت ديگری در كار نيست مینويسند اين عجب عادت بدی شده ! چرا پسرها بايد به خواستگاری دخترها بروند ؟ نه ، بعد از اين رسم اينجور باشد كه دخترها هم به خواستگاری پسرها بروند ! " مهر " هم از همين قبيل است . اينكه گفتهاند مرد يك چيزی را به عنوان " صداق " قرار بدهد ، براساس همين اصل و ناموس ( 1 ) است ، يعنی زن بايد در مقامی خودش را معرفی كند كه بگويد اين تو هستی كه به من نياز داری و نه من به تو ، و جنس مرد بايد در شكلی ظاهر شود كه اوست كه بايد چيزی به زن نثار كند تا زن در مقابل او " آری " بگويد . مرد بايد به او هديه ببخشد . قرآن هم صداق را به عنوان " نحله " يعنی يك تعارف بيان میكند . اشتباه میكنند كسانی كه میگويند " مهر " يعنی ثمن ، يعنی بها ، يعنی پول برای خريد . نه ، قرآن میگويد : اين نحله و هديه است [ همان طور كه ] وقتی شما میخواهيد كسی را راضی كنيد به شكلی كه نياز شما را رفع كند ، شما به او هديه میدهيد نه او به شما .
آشنایی با قرآن جلد ۴ - شهید مطهری |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:15
آموزش ازدواج
سلام .
استاد محمد شجاعی از کسانی می باشد که درباره ازدواج مدرس : اساتید: دکتر احمدی، شجاعی، نیکنام، روان پارسا و .. مدرس : اساتید: دکتر احمدی، شجاعی، نیکنام، روان پارسا و .. مدرس : اساتید:گلزاری، آیه ا... ممدوحی، شجاعی، دوست محمدی، ... مدرس : استاد محمد شجاعی متن جلسات در سایت ایشان به آدرس http://www.montazer.ir/Dore.aspx?Type=2 وجود دارد |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 11:48
ازدواج_قسمت پنجم
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
صلي الله علي سيدنا محمد و آل محمد |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 16:5
ازدواج_قسمت چهارم
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
منبع : سایت رهپویان وصال |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 16:3
ازدواج_قسمت سوم
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
منبع سایت رهپویان |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 15:59
ازدواج_قسمت دوم
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع:ازدواج_قسمت دوم
امام صادق (ع) در مورد مهريه بالا فرمودند : وقتي زن مهريه خودش رو بالا مي گيره و مرد قبول مي كنه ، ولي در دل مرد كينه مي نشاند . مرد احساس مي كنه باهاش گرون حساب كردند . اين هم يه احساسه . همين احساس بعد از ازدواج در روابط عاطفي زوجين ، خلل ايجاد مي كنه . اين رو دقت كنيد .ببينيد عرف ما در دين مون سهيمه . عرف رو رعايت كنيد ، نه باعث سرافكندگي باشد ، كه اصلاً سرافكندگي نيست . من خودم از شما خيلي داغ تر و مسلمون ترم ! من اين چيزها رو نه بالا برنده مي بينم ، نه پائين آورنده ! اما بعداً اين احساس در روابط عاطفي اثر خواهد گذاشت . و اما تشريفات ! ببينيد ما دو راه داريم ، راه اول اينكه ، يه داماد و يا يه عروس ، هرچي داره و نداره و هرچي مي تونه وام بگيره براي چي ؟ براي اين عبارت خيلي خيلي ناعاقلانه كه : “ خُب يه شبه ! ” درسته يه شبه اما 15 سال بعدش بايد بدبختي بكشي . عاقلانه اين هست كه داماد عروسي رو ساده بگيره . ساده در اين حدي كه مي گم . فرمودند : عروسي كه مي گيريد به فاميل غذا بدهيد . و فرمودند عقد را مخفي بگيريد و كم خرج و مراسم عروسي را در حد وسع تون خرج كنيد . اين فرمايش امام صادق (ع) هست . فرمودند اما ساده بگيرد براي اينكه زندگيش پيشرفت كند . بعضي جاها آداب و رسوم خوبي دارند . بعضي از فاميل ، وسايل زندگي عروس و داماد رو مي خرند و اين خيلي سنت خوبيه ، اما بعضي ها نه ! مي گه : خُب يه شبه ! فيلم بردار چقدر شد ؟ 300 هزار تومن . اِه ! خُب يه دوربين از فاميل بگير ، خودت فيلم برداري كن . مي گه : نه ! بايد فيلم بردار باشه ! بايد عروسي توي فلان تالار باشه . من هنوز وارد مقوله اخلاقي ازدواج نشدم ، اما فرض رو بر اين مي گيريم كه وسع مالي رو هم داري ، آيا فكر نمي كني اين جور ولخرجي كردن ، بركت رو از زندگي تو مي بره ؟ فكر نمي كني كه خداوند تبارك و تعالي از اين جور خرج كردن ، ناراحت مي شه ؟ از اين همه اسراف كردن ناراحت مي شه ؟ يكي از برادرها تماس گرفت ، مي گفت : يكي از خواهران كه خيلي هم متدين و فلان و از اين حرفها هست !به خواستگاريش رفتيم ، گفته : براي شب عروسي من بايد يك ميليون خرج كني . گفتم : خُب براي چي ؟ گفته بود : يك شبه ، مي خوام تا آخر عمر سرم رو بالا بگيرم . ما نمي تونيم سرمون رو بالا نگه داريم ، خدا بايد سر ما رو بالا نگه داره . و با اين كارهايي كه تو مي كني ، خدا سرت رو پائين مي اندازه . اين حرف من بود ، اگه خواستيد خودتون تجربه كنيد . ما توي جمع بچه حزب اللهي ها و عاشقاي امام حسين (ع) داريم صحبت مي كنيم . تشريفات رو كم كنيد . لازم نيست براي عروسي 2000 نفر ، دعوت كنيد . برادرها و خواهرها ! لازم نيست تمام هم كلاسي هاتون رو دعوت كنيد . با اين كار هم به خودت ظلم مي كني و هم به اوني كه دعوتش كردي ! چون مجبوره بعداً مثل خودت مراسم بگيره . داري اين كار رو يه فرهنگ و يه عرف مي كني . كي گفته دوستان دبيرستاني من بايد توي مراسم عروسي من شركت كنند ؟ ! كي گفته عروسي رو نمي شه در خونه گرفت ، حتماً بايد توي تالار باشه ؟ كي گفته توي عروسي بايد سه نوع پلو باشه ؟ خُب همين چيزهاست كه ازدواج رو مثل يه هيولا كرده ، و كسي كه مي خواد براي خواستگاري پا پيش بذاره ترس و واهمه داره . واي ! سه جور پلو ، هتل فلان ، . . . همين يه قلم شده يك ميليون و پونصد هزار تومن ، من از كجا بيارم . اين پول رو مي تونم توي بانك مسكن بذارم ، 6 ماه بعد ، 4 ميليون وام بگيرم و يه خونه بخرم ، يه عمر خوب زندگي كنم ، چرا بايد همه اين پول رو توي يه شب خرج كنم بعد هم اين فرهنگ جا بيوفته . اون هم جمع حزب اللهي ها ! من يه جمله دردآلود بگم ، يه نوار ويدئويي دو سال پيش به من نشون دادن ، يه بنده خدايي كه به كف زدن شما ايراد مي گيره ، ( كه شماها با اين كف زدن هاتون لهو و لعب رو رواج مي ديد ) براي خودش كلي ادعا داره ، 20 هيأت داره . يه عروسي براي دخترش گرفته بود كه بيا و ببين ! حالا كف زدن براي اهل بيت (س) شده لهو و لعب . من گفتم اين بنده خدا كه اين كار رو مي كنه فقط به خودش ظلم نمي كنه . داره اين فرهنگ رو بين مريدهاش جا مي اندازه . نمي دونيد چه خبر بود !! چند تا خواننده ، كه هر كدوم چند صد هزار تومن پول مي گيرن . چندين نفر شعبده باز ، چقدر بزن و برقص ، يه بره رو درسته گذاشته بود وسط سفره ، علف هم گذاشته بود توي دهنش ! خُب اين بره رو درسته مي خواي چكار ؟! با اين كار تو ، فردا مريدت ، فيل مي ذاره وسط سفره !! جالب اينجاست كه همين فرد ، همه جا مي گه اينها دارن جوون ها رو به فساد مي كشونن ، مجلس اهل بيت رو به لهو و لعب مي اندازن .برو بابا جون ! خودت رو جمع كن . درد اينجاست كه اگر من و شما اين كارها رو انجام بديم ، تبديل به فرهنگ مي شه و اگر من و شما انجام نديم ، اون انجام ندادن هم تبديل به فرهنگ مي شه . باعث مي شه كه سنت حسنه اي راه بيوفته . روزهاي اولي كه ازدواج هاي دسته جمعي راه افتاد ، همه مي ترسيدن . حتي عروس و داماد چهره شون رو قايم مي كردند ، از اين نوع ازدواج خجالت مي كشيدن . اما الان كار به جايي رسيده كه در دانشگاه هاي ما ، ازدواج هاي دانشجويي رسماً اجرا مي شه . در همين سال گذشته دانشگاه علوم پزشكي ، براي 120 ، 130 زوج مراسم ازدواج برگزار كرد . و چقدر اين جوانها به ازدواج شون افتخار مي كردند . و الحمدلله اين يه فرهنگ شد . و الان فرهنگ ازدواج دانشجويي بدون هيچ خجالت و ننگي ، جا افتاده و با اين كار ، خرج هاي بسيار كلان از روي دوش جوانها برداشته شد . يعني در حقيقت هزينه ازدواج هر زوج ، حدود دويست و خورده اي ، تموم مي شه كه اين هم با سكه هايي كه بهشون اهداء مي كنند ، جبران مي شه . برنامه هاي شاد و متنوعي هم برگزار مي كنند و انشاءالله اين فرهنگ در تمامي تشكل هايي كه با جوانها سرو كار دارند ، جا بيفته و از اين برنامه ها داشته باشند . و ما هم انشاءالله خواهيم داشت . خُب اين ها قدم هاي مثبتي هست كه داره با بالا رفتن سطح فكر مردم ، برداشته مي شه . الان شايد باورتون نشه ، توي بعضي از دهات ها و شهرستانها ، هزينه ازدواج هايي كه انجام مي شه سرسام آور تر از شهر هاي بزرگي مثل مشهد و تهران و شيراز هست . چون اينها بر اساس آداب و رسوم قديم ، يك هفته ، تمام ده رو مهموني مي كنند . اينها كه ديگه واقعاً سرسام آورتره . يه رسم ديگه اي كه دارند ، عروس وقتي مي خواد وارد خونه داماد بشه ، اصلاً نمي تونه روي پاش بايسته ! چون 5 كيلو طلا بهش آويزونه . بايد روي برانكارد ببرنش !! خُب اينها ناشي از بي فرهنگيه . هرچي فرهنگ بالاتر مي ره ، ازدواج راحت تر مي شه . الان ما روي غرب خيلي ايراد داريم . براي اينكه غرب واقعاً نهاد خانواده رو زير سؤال برده . اما ببينيد مراسم ازدواج رو چه جوري برگزار مي كنند ؟ خيلي خيلي ساده مي گيرند . دست هم رو مي گيرن و به كليسا مي رن . ـ پدر ؟ ـ بله . ـ ما مي خوايم زن و شوهر بشيم . ـ پدر ، پسر ، روح القدس ، برو ديگه هم هيچي نپرس !! تموم شد ، زن و شوهر شدند !!! البته فرداش هم دوباره : ـ پدر ؟ ـ بله . ـ ما پشيمون شديم . ـ پدر ، پسر روح القدس ، باز اين سري ، بيا هيچي نپرس !! نه به اون شل و ولي اونها ، نه به اين مراسم هاي كه ما داريم مي گيريم . هرچي به كشورهاي عقب افتاده تر نگاه مي كنيم ، مي بينيم مراسم هاي وحشتناك تري دارند . توي كشورهايي مثل اتيوپي ، صحراي آمازون ، بايد دو تا آدم پاي عروس و داماد قربوني كنند ! اينها همه از بي فرهنگيه . هرچي انسان متمدن تر مي شه و فرهنگ و علمش بالاتر مي ره ، بايد ازدواجش راحت تر بشه . تشريفاتش كمتر بشه . عقلانيت بر زندگيش حاكم بشه . چون وقتي عقلانيت حاكم مي شه ، انسان فكر مي كنه كه چرا من بايد خرج كنم ؟ فقط براي اينكه فاميل بگن : “ عجب عروسي ؟!! ” ، اين همه خرج كنم ؟ اولاً : خدمتتون عرض كنم : هرچي خرج كني ، اوني كه مي خواد بد بگه ، مي گه . ـ ديدي ؟ چقدر پلوش بد مزه بود ! از اين حرفهاي خاله زنكي ! آدم با خودش مي گه : چرا من براي حرف چهار تا خاله زنك ، زندگيم رو سياه كنم ؟ حالا فوقش تعريف هم بكنند ، براي 6 ماه تعريف مي كنند ، تو مي خواي 60 سال زندگي كني . چرا بايد خودت رو توي قسط و بدبختي بندازي كه 6 ماه فاميل از تو تعريف كنه ؟ بذار 6 ماه مردم بگن چه مراسم بدي . اما تو 60 سال راحت زندگي كن . يا اينكه بعضي از پدر و مادرها مي گن : “ آقا ! ما آرزو داريم ، به دلمون مونده ، بايد بهترين عروسي رو بگيريم . ” خُب اگه به دلت مونده ، خرجش رو هم بده . چرا بچه ات رو بدبخت مي كني ؟ ازدواج ها رو راحت برگزار كنيم ، تشريفات و تعلقاتي كه ضروري نيست رو حذف كنيم . البته اين صحبت ها رو به گوش پدر و مادرهاتون برسونيد . نكته بعد : يكي ديگه از موانع ازدواج ترسه . انسان مي ترسه كه من واقعاً مي تونم عهده دار يه خانواده بشم ؟ روحيه انزوا ! من واقعاً از پس اين قضيه برمي يام ؟ بايد دقت كنيد . تمام بشريت مي تونن . همه مردم از عهده اين كار برمي يان . بايد به اين ترس غلبه كنيد . از مشكلات نترسيد . اگر به خاطر مشكلات ازدواج نكنيد ، خدا مشكلات تون رو زياد مي كنه . اما اگه به خاطر خدا ، ازدواج كنيد ، خدا مشكلات رو از سر راه تون برمي داره . حالا آخرش مي گم چه جوري . خدا رحمت كنه شهيد حسن شاد رو ، از رفقاي ما بود ، توي منطقه يه تزي داشت ، مي گفت : “ آقا ! هر وقت ترسيدي ، برو داخل ترس ، تا ترست بريزه . ” اگه از اون چيزي كه مي ترسي ، دوري كني ، ترست بيشتر مي شه . انسان تا وقتي وارد معركه ازدواج نشه ، مي ترسه . با خودش مي گه : اُوه !! خواستگاري ؟! حالا چي بگم ؟ برو بابا ! چيزي نمي خواد بگي ، يه چايي مي خوري . ( حالا بهت مي گم چي چي بگو ) ترس نداره . و اما مانع بعدي : دخالت اطرافيان . مادران محترمه اي كه بهشت زير پاي اونهاست و من بهشون احترام مي ذارم . مخصوصاً مادربزرگ هايي كه اونها هم نور چشم ما هستند . گل سر سبد ما هستن ، خيلي عالين . اما محبت كنن ، براي دخترهاي خودشون و نوه هاي خودشون اينقدر خواستگار پيدا نكنن ! اين مادر بزرگ نه اين كه خودش آرزو داره ، مي خواد زودتر عروسي نوه رو ببينه ، از وقتي دختر چهار سال و نيمش هست و شروع مي كنه به راه رفتن ، دنبال خواستگار مي گرده . اين دختر بيچاره هم ، گيج مي شه . صبح پسر بقال ، ظهر پسر قصاب ، بعد از ظهر پسر خياط ، شب پسر دكتر ، فردا صبح مهندس ، همين جوري خواستگار هست كه مي ريزه روي سر اين بنده خدا . خُب گيج مي شه كه من چيكار كنم ؟ يا اباالفضل !! . خُب خواستگار خودش مي ياد . و براي پسرهاشون دنبال عروس نگردن . صبح مي ياد ، نمي دوني ! اُه ! اُه ! يه دختر ديدم تيكة ماه !! يه قضيه اي رو بگم ، يه بنده خدايي كه اتفاقاً خيلي هم دير ازدواج كرد ، ( به خاطر همين مادربزرگش ) تعريف مي كرد ، مي گفت : مادربزرگم خيلي چشمش ضعيف بود . يه تيكة ماه ديده بود . رفتيم خواستگاريش ، 45 ـ 46 سالش بود ! گفتم : مادر بزرگ ! اين كه 46 سالشه ، هفت تا هم بچه داره !! اين رو مي خواي براي من كه 25 سالمه ، بگيري ؟ گفت : ننه ! من از دور نگاش كردم . خشكل تر از اين حرفها بود !! عزيز من ! بذار كارش رو بكنه . چرا عجله مي كني ؟ چرا مي ترسي كسي گير پسر يا دخترتون نياد ؟ بذاريد به سنش كه برسه ، ازدواج هم مي كنه . گيجش نكنيد . يكي از موانع ازدواج ، دخالت اطرافيانه . دختر پسنديده ، پسر هم پسنديده ، بعد ننه و بابا و آبجي و عمه و خاله . . . اينقدر روي تك تك اعضا و جوارح و صورت طرف مقابل نظر مي دن تا اين بنده خدا فكر كنه ، طرف ، ديوه ! مي گه : احتمالاً من چشمام آستيگماته ! اينجوري كه اينها مي گن چشم اين بابا ، زير لبشه !! بابا ! بذاريد خودشون بپسندن . چرا جو سازي مي كني ؟ بنده كه پدرم ، اگه از دختر و يا پسري خوشم مي ياد و دوست دارم عروس و يا دامادم بشن ، نبايد جو سازي كنم تا پسر و يا دخترم از اون خوشش بياد . يا اگه بدم مي ياد ، نبايد جوسازي كنم كه اونها بدشون بياد . لذا پسر و دختر گير مي كنن . بابا ! تو دوست داري ، فلاني عروست باشه ، خُب تقصير پسرت چيه ؟ تو اگه دختر برادرت رو دوست داري كه عروست باشه ، يا اگه پسر بردارت رو دوست داري دامادت باشه ، تو اگه پسر برادرت توي حجره ات كار مي كنه ، دوست داري دامادت هم باشه ، مشكل خودته . مشكل پسر و يا دخترت نيست . چرا جو سازي مي كني ؟ بذاريد جوانها در آرامش انتخاب كنند . بدون هيچ گونه جو سازي . پس اين هم يكي ديگه از موانع ازدواجه و اگر يك بار ، دو بار چنين مسئله اي پيش بياد ، آخرش ديگه پسر و دختر جو زده مي شن و مي ترسند . كار به جايي مي رسه كه مي گن : آقا ! من اصلاً ازدواج نمي كنم . نمي خوام ازدواج بكنم ! و اين باعث برخوردهايي در خانواده مي شه كه اصلاً صلاح نيست . مطلب بعد : خواستگاري حالا اومديم سراغ خواستگاري ! جلسه قبل هم گفتيم : ” اَبا الله ان يجري الأمور بغير اسبابها ” يعني خداوند ابا دارد ( مخصوصاً براي من و تويي كه مؤمن هستيم ) امور را از غير اسبابش جلو ببرد . اسباب خواستگاري در فرهنگ ديني ما ، اسباب خاصيه . اسبابش چه جوريه ؟ راهش چه جوريه ؟ راهش اين هست كه خانواده اي ، دختري را پسند مي كنند ، به پسر پيشنهاد مي دهند ، ( با عقلانيت ) جلسه اي مي گذارند ، اين دختر و پسر در يك جلسه خواستگاري همديگه را مي بينند و با هم صحبت مي كنند و آخر كار جواب مي دهند بله يا نه ! اين راهشه . مي گه : من خجالت مي كشم به خانواده ام بگم . خُب به من بگو ، چرا غيرشرعي كار مي كنيد ؟ چرا نامه مي نويسيد ؟ چرا تلفن مي زنيد ؟ ( شما رو نمي گم ) چرا توي خيابون همديگه رو گير مي ياريد صحبت مي كنيد ، كار عقيم مي شه . جواب نمي ده . چون ما مؤمنيم . بهش نمي رسي و اگر برسي ، مطمئني اين گناهاني كه اول كار كردي ، در زندگي تو دخالت نمي كنه ؟ مي گه : آقا من خجالت مي كشم . چشم ! ما داريم مركز مشاوره مي زنيم . براي برادرها و خواهرها مركز مشاوره مي گذاريم . نگو آقا روي منبر نشسته صداش از جاي گرم مي ياد . برادرها و خواهرها مي تونند به مركز مشاوره مراجعه كنند ، هر مشكلي كه توي خانواده داشتند مطرح كنند . خيلي هاتون همين طوري با ما تماس گرفتيد ، ديديد چقدر خوب مشكل تون حل شد ؟ بابا ! ما شغلمون همينه . ما اصلاً وظيفه مون همينه . هيچ منتي هم نداريم . وظيفه اين تشكيلاته كه جوانها رو كمك كنه . يكي از مواردش هم ازدواجه . خجالت مي كشم يعني چي ، اولاً خجالت نكش ! بعد هم خجالت مي شي ، چرا گناه رو انجام مي دي ؟ جلوي خدا روت مي شه گناه انجام بدي ؟ چرا نامه ؟ چرا تلفن ؟ چرا صحبت توي خيابون ؟ چرا از راهش جلو نمي ريد . راه داره عزيز من . اين راهش هست و اين مراكز هست . مركز مشاوره ازدواج دانشجويي در همين شيراز هست ، مركز مشاوره استانداري و . . . ما هم مركز مشاوره رو راه مي اندازيم . تشكلاتي هست كه از راه شرعي اين مشكلات شما را حل مي كنند . اگر تو زبونش رو نداري كه پدر و مادرت رو قانع كني ،اينها قانع شون مي كنند . اگر زبونش رو نداري و پدر و مادرت زبونش رو ندارند كه خانواده دختر رو راضي كنند ، اگه ببينند ازدواج به صلاح هست ، اونها قانع كنند . و اگر اين ازدواج به صلاح نيست ، هر دوي شما قانع بشيد و مسئله شرعاً حل بشه . از راهش جلو بريد . از اسبابش استفاده كنيد . اين مسائل هست . خُب الحمدلله پدر و مادرها به ما محبت دارند و هر وقت تماس مي گيريم ، هم محبت مي كنند و هم جواب مي دهند . هم خيلي ها قانع مي شن يا ما رو قانع مي كنند . پس اين مژده رو هم خدمتتون داديم كه مركز مشاوره از دو هفته ديگه راه اندازي مي شه ، نه فقط اين مشكل هر مشكل و يا مسئله اي داشتيد ، مشكلات خانوادگي ، در ارتباط با مادرتون ، پدرتون و يا مشكل درسي ، هر مشكلي داشتيد مراجعه كنيد . ساعتش هم اعلام مي شه و ما در خدمتتون هستيم . نگيد آقا ! ما خجالت مي كشيم بريم پيش فلاني ، ما مي يام مي شينيم اونجا مشكلات تون رو حل مي كنيم . پس ديگه عذري نيست كه كسي كار غير شرعي انجام بده . عذري براي رفاقت خيابوني نيست . هيچ توجيهي نيست . من اومدم راهش رو بهتون گفتم ، ما هم در خدمتتون هستيم ، هر كسي از اين به بعد كار غير شرعي انجام بده ، خدايا ! تو شاهد باش داره گناه انجام مي ده . حالا مي خوايم بريم خواستگاري . اولاً چكار بايد انجام بدي ؟ چه صحبت هايي بايد بكنيد . اينها خيلي مهمه . هوا چه طوره ؟ ديروز آفتابي بود ، ما دو بال ملائك مي خوايم بشيم و . . . اين چرت و پرت ها رو بذاريد كنار ، دو تا كلام حرف درست و حسابي مثل آدميزاد بزنيد ، مي خواين با هم زندگي كنيد ! زندگي ! نه مي خوايد روزنامه ديواري درست كنيد ، نه مي خوايد كتاب نثر ادبي بنويسيد ، كه دو تا جمله تو از بر كني ، دو تا جمله اون از بر كنه ، به هم بگيد و تموم شد و رفت . بعد هم مي يان توي خونه ، دو تا بچه گيرشون مي ياد ، صبح تا شب اين با ماهيتابه توي سر اون مي زنه ، اونم با دمپايي توي سر اين مي زنه !! داداش من ! توي خواستگاري حرفت رو بزن ، اين چرت و پرتها چيه ؟ من يه عمريه دلم گرفته ، دنبال مونس مي گشتم ، ما فلانيم و . . . عزيز من ! اين حرفهاي چرت و پرت چيه ؟ ايده آل فكر كنيد . من جدي دارم مي گم . ايده آل فكر كنيد . اين حرفها رو بذاريد براي بعد از ازدواج . اينقدر وقت داريد براي انشاء نوشتن . مسائلي كه در خواستگاري مطرح مي شه : 1 ـ از نظر مالي صحبت كنيد كه : خانوم ! شما دقيقاً توقع تون از نظر مالي چيه ؟ ( دقيقاً ) و بعد هم با عقلت جور در بياد ، بعضي وقتها مي بيني داماد چشمهاش كور مي شه ! ( توقع از نظر مالي ) ـ دنيا رو مي خوام ! ـ چشم ، روي چشمم . ـ سر مي خوام . ـ چشم ، خدمت شما ، ديگه چي مي خواي ؟ هرچي مي خواي . نه ، اينجوري نه ، عقلاني داداش من ! عقلاني . توي ازدواج تون جووني نكنيد . بگو : خانم از نظر مالي توقع شما چيه ؟ مثلاً مي گه : توقع من اينه كه يه خونه اينطوري باشه . بگو : خُب نظر شما اين هست كه كجاي شهر خونه بگيريم ، خونه چه قيمتي مي خواي ؟ قشنگ كنار بياين . اين طور نشه كه بعد از عقد بفهمي شما توقع تون اين بوده كه يه خونه به 2 ميليون تومن رهن كنيد ، خانم توقعش اين بوده كه يه جايي خونه بخره به 200 ميليون تومن ! خُب اين كه خيلي اختلاف نظره . مي گفت : به يه بنده خدايي گفتن : آقا ! شما خونه گيرتون اومد ؟ گفت : بعله . . . ! گفتن : كجا ؟ گفت : بالاي شهر ، 700 متر ، پاركنيگ ، جكوزي ، استخر ، سونا ، 3 طبقه ، آسانسور ، تلفن بي سيم ، 4 خط تلفن و . . . . ـ عجب ! خُب بگو ببينم چقدر داشتي ؟ ـ يك ميليون تومن رهن ، 30 هزار تومن اجاره . ـ باريك الله ! باريك الله ! گفت : البته معامله مون نشد . ـ چرا ؟ ـ اون مي گفت 30 ميليون تومن رهن با 100 هزار تومن اجاره . بعضي وقتها اختلاف نظرها خيلي زياده . بشينيد وضعيت مالي رو چك كنيد . خانم ! ببخشيدا . آقا ! ببخشيدا ، شما وضعيت مالي اي كه توي زندگي توقع داري چيه ؟ چي مي خواي ؟ قالي ، تلويزيون رنگي ، گاز ، يخچال و . . . بشينيد درباره اينها صحبت كنيد . دقيق . بعد به تفاهم برسيد كه اگه اين چيزها رو مي خواد و زياد هست ، بگيد اول ازدواج نمي شه . يواش يواش مي خريم . يا اگه مي بينيد اين چيزها براي زندگي لازم نيست ، بگيد : آقا ! من تا اينجاها نمي يام . من تا يه حدي مي خوام زندگيم رفاه داشته باشه . اين مطلب اول 2 ـ علائق مادي : شما توي زندگي به چي علاقه داريد ؟ يه وقت مي بيني زنه علاقه اش اينه به سينما بره ، مرده علاقه اش اينه بره باغ وحش ! زنه حالش از باغ وحش به هم مي خوره ، مرده هم حالش از سينما به هم مي خوره . ( اين مثاله ها ) علائق مادي . شما به چه چيزهايي علاقه داريد ؟ تفريحات شما چيه ؟ مثلاً زنه تفريحاتش اينه كه . . . . بذاريد برعكس بگم ، خواهرها اعتراض نكنن . مرده تفريحاتش اينه كه بره شمال ، كنار دريا ، زنه تفريحاتش اينه كه با كانون بره مشهد ، كنار حرم امام رضا (ع) گريه كنه . اين تفريحه ديگه . شماها خودتون قبول داريد كه اين چيزها براي ما شده تفريح . تفريحات تون رو بشينيد با همديگه چك كنيد . كه آقا نقاط مورد علاقه شما بعد از زندگي چيه ؟ كوركورانه نباشه ، جواني رو كنار بگذاريد با عقلانيت . و توي اين مورد هم به تفاهم برسيد . هر كدوم كه به نقطه منفي رسيد ولش نكنيد ، نه ، صحبت كنيد ، شما نظرت رو بگو ، ايشون هم نظرش رو بگه ، به تفاهم برسيد ، اگر نشد ، بعد رها كنيد . اين نكته بعدي . 3 ـ وضعيت اعتقادي : همه ما مؤمنيم ديگه . من الان در جمع مؤمنين و مؤمنات صحبت مي كنم ديگه ، خانم ! ، آقا ! به پلة چندم ايمان قرار است اكتفا كنيد ؟ اين مهمه . بنده دوست دارم واجباتم رو انجام بدم ، گناه هم حتي الامكان نمي كنم . اگه يه وقت گناه كردم ، توبه مي كنم . تمام ! بيشتر از اين نيستما ! من اهل نماز شب و مستحبات و جلسه و زيارت و اينها نيستم . من دوست دارم زندگيم رو بكنم ، خيلي عادي . شرعاً ايرادي هم نداره ، فاسق هم نيستم . ايشون هم بگه ، عروس و داماد توقعات اعتقادي يكديگر را چك كنند كه ببينند آقا چه جوريه ؟ واقعاً به پله چندم ايمان قرار هست اكتفا كنند . اين هم مشخص بشه . كه فردا همين مورد هم مشكل مي شه و من نمونه هاش رو ديدم و براي شما گفتم كه اين مسئله هم مشكل ساز شده . زن و مرد از نظر پله اي كه مي خوان از ايمان طي كنند با هم تفاهم داشته باشند . اگه بعد از ازدواج توي همين پله بودند و طي كردند كه چه بهتر ، و اگر نبودن چيزي از دست ندادن . دعوايي نشده ، يا دوتايي با هم نيومدن ، يا دوتايي با هم اومدن . 4 ـ جمال . بحث جمال ، يكي از مسائلي است كه بايد در خواستگاري روي اون تأكيد بشه . البته تعريف زيبايي و جمال در زن و مرد فرق مي كنه ، من از قول امام علي (ع) نقل مي كنم : مي فرمايد : “ عقول النساء في جمالهن و جمال رجال في عقولهم ” حضرت علي (ع) مي فرمايند : دختر و پسري كه در خواستگاري داريد به هم نگاه مي كنيد ( براي اينكه بايد در خواستگاري نگاه كنيد ) و داريد با هم صحبت مي كنيد تا در اين جلسه به تفاهم برسيد ، بدونيد : عقل زن در زيبايي چهره اش مي باشد و زيبايي مرد در عقلش . يعني خواهر و برادري كه در خواستگاري به دنبال جمال مي گردد ، بايد بدونه امام علي (ع) جمال رو اين طوري تعريف كرده . عقل زن در زيبايي چهره اش هست و زيبايي مرد در عقلش ! حالا يه بحثي رو خواهيم داشت تحت زيبايي و زيبايي شناسي كه من در اونجا خيلي مفصل صحبت خواهم كرد . اما اين رو گوش كنيد : “ ان الله عزوجل ، جمل صوره المرأته في وجه ها و صورته رجل في منطقه ” خداوند تبارك و تعالي زيبايي زن را در صورتش قرار داده و زيبايي مرد را در صحبت كردنش . چون نمي خوام وارد بحث بشم ، فقط تيترها رو خدمتتون مي گم . اون چيزي كه مي گم بايد دنبالش بگرديد اين هست : زيبايي مرد از قول امام علي (ع) ، حضرت چند جمله دارند كه زيبايي مرد را در اونها بيان مي كنند . ، مي فرمايند 1 ـ زيبايي مرد در صحبت كردن اوست . زيبا صحبت كردن يعني زيبايي مرد . 2 ـ زيبايي مرد در بردباري اوست . صبر و آرامش و مردانگي ، زيبايي مرد هست . صبر ، سكوت . در برابر ناملايمات يك دفعه خشن نشدن و برنتافتن . ( كما اينكه زنها سريع سريع يا گريه مي كنند ، يا مي خندند ، يا جيغ مي زنن ، به هر حال يه جوري احساسات شون رو نشون مي دن ) اما مرد سكوت مي كند . مي گن زيبايي مرد در سكوته . 3 ـ زيبايي مرد در وقار اوست . 4 ـ زيبايي مرد در پارسايي است . 5 ـ زيبايي مرد در بنده بودنش در درگاه خداوند است . 6 ـ زيبايي مرد در قناعت است . 7 ـ زيبايي مرد در علم است . اين زيبايي هست كه بايد زوجه به دنبالش بگرده . و فرمودند : “ عقول النساء في صورتهن ” و زيبايي هايي كه مرد بايد به دنبالش بگرده ، ( اون زيبايي كه به دلش بشينه ) در صورت زن هست . اين خيلي چيزها رو اثبات مي كنه . از جمله اين كه : اين مرد است كه زن را مي سازد . يعني اگر پسند انجام شد ، تفاهم انجام شد ، ازدواج صورت گرفت ، ديگه منطق ، صحبت كردن ، وقار ، پارسايي ، فرمانبرداري ، عبوديت ، همه اينها قابل تزريق و قابل آموزش است به زن . ولي مرد نه ، مرد هموني كه بار اومده هست . زن نمي تونه مرد رو عوض كنه . اين در ذات خلقت زن و مرد هست . در خواستگاري اين رو بايد دقت داشته باشيد . زنها بايد به دنبال زيبايي مردانه بگردند و مردها دنبال زيبايي زنانه . و اين زيبايي ها رو بشناسن و بعد از ازدواج مراحل طي مي شه . تفاهم كامل اونجايي خواهد شد كه بعد از سالياني ، 10 سال ، 15 سال ، زن و مرد كاملاً مثل همديگه خواهند شد . يعني اگر واقعاً زندگي ، يه زندگي با تفاهم ، با علاقه و با آرامشي باشد ، در اين زندگي صحبت كردن اينها مثل هم خواهد شد ، عقلانيت اينها مثل هم خواهد شد ، يعني هرچي مرد داره ، زن فراخواهد گرفت . اين خصوصيت زنان هست . و در كلام اميرالمؤمنين (ع) هم هست . پس اين مسائلي هست كه در خواستگاري بايد به دنبالش بگردند . خُب حالا خواستگاري انجام شد ، به تفاهم نرسيديد ، چه كنيم ؟ بي رودروايسي به هم بزنيد . مي گه : آقا ! حالا اومده ، دو سه بار اومدند ،گناه دارند . گناه وقتي داره كه تو الكي جواب مثبت بدي . مي گه : آقا ! حالا پدر و مادر چي مي گن ؟ فاميل چي مي گن ؟ فاميل هرچي مي خوان بگن . زندگي خودتون رو خراب نكنيد . انگيزه ازدواج ، صحبت فاميل نيست ، ترحم نيست ، پدر و مادر نيست ، دلسوزي نيست ، گناه داره نيست ، اينها انگيزه ازدواج نيست . نشد ، به هم بزنيد . به هم زدنش چه جوريه ؟ باز هم ما در خدمت تون هستيم ! اين كه مي گم ما در خدمتتون هستيم ، من خودم نمي يام به هم بزنم ، چون من تو به هم زدن اصلاً كاره اي نيستم ، ولي راهش رو بهتون نشون مي دم . به هم زدن هم شرايط داره . يه جوري بايد به هم بخوره كه روحيه دختر و پسر لطمه نبينه . چه جوري ؟ اگه بگم لو مي ره ! نمي گم . خواستيد به هم بزنيد ، بيايد ، من خودم به همش مي زنم . عنايت كنيد ببينيد ، مثلاً پسر به خواستگاري دختر مي ره ، به تفاهم نمي رسن ، پسر مي گه : نمي خوام . دختر لطمه مي خوره ، مي گه : خُب چرا ؟ من مي خواستم . يا دختر مي گه : نمي خوام . پسر لطمه مي خوره ، چرا ؟ من مي خواستم . اين به هم زدن اصلاً رعايت نمي شه . اصلاً ! خيلي كه ديگه بخوان احترام بذارن ، مي گن : نه داداش ! نمي ديم . مي گه : خُب چرا ؟ مي گن : مال اين حرفها نيستي . خدا روزيت رو يه جاي ديگه حواله كنه ! خُب اين پسر روحيه اش خورد مي شه . حتي جواب منفي دادن ، راههايي داره كه اين راه ، بعضي وقتها با كلام است ، بعضي وقتها با يه كارهايي كه انجام مي دن ، كه اينها رو هم ما بلديم ، انشاءالله اين ها رو هم در خدمتتون خواهيم بود . ( كه انشاءالله هيچ وقت براي اين مسائل در خدمتتون نباشيم ) . منبع : سایت رهپویان |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 ساعت 15:57
ازدواج_قسمت اول
سخنران: حجت الاسلام سید محمد انجوی نژاد
موضوع:ازدواج_قسمت اول من در ابتدا علت انتخاب اين بحث رو خدمتتون عرض مي كنم . بسياري از عزيزان در اين رابطه سؤالاتي داشتند كه به صورت تلفني ، شفاهي و يا كتبي مطرح مي كردند و از من نظرخواهي مي كردند . و ما انشاءالله نسلي رو داريم پرورش منبع : سایت رهپویان |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 18:9
درسهایی از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) برای خانوادهها
درسهایی از ازدواج حضرت زهرا (س) و حضرت علی (ع) برای خانوادهها از ماجرای ازدواج حضرت علیعلیهالسلام و حضرت فاطمهعلیهماالسلام نکات بسیار جالبی را میآموزیم که اگر خواهان سعادتیم و پیروی راستین اسلام، بایستی تا مرز توان تلاش کنیم تا مراحل اول ازدواج بر مبنای صحیحی صورت گیرد، و دوم آنکه ساده زیستی در تمام شوون زندگی جامعه و بخصوص ازدواج راه یابد، و گرنه قید و بندهای اجتماعی در امر ازدواج که بیشتر نشأت گرفته از فرهنگ غیر اسلامی و یا ساخته و پرداخته ی ذهنهای کوتاه مادی و اشرافی است چون غل و زنجیر بر دست و پای جوانان و والدین آنها میافتد و هر روز این غل و زنجیر بزرگتر و سنگینتر میشود، تا جایی که امکان هر نوع حرکت صحیحی را میگیرد و حیات جامعه را به سوی نابودی میکشاند، و بر فساد و نابسامانیهای روانی و مشکلات اخلاقی میافزاید. درسهائی که از ازدواج حضرت علی و فاطمه زهرا علیهماالسلام میگیریم از این قرار است: 1- کفو و همتا بودن: یکی از اصول اساسی و رازهای موفقیت ازدواج، کفو و همتا بودن دختر و پسر با هم است، زیرا تنها در صورت همتا و همشأن بودن دو زوج است که درک متقابل آنان از یکدیگر امکانپذیر است. برخی تصور میکنند کفویت تنها به شرائط ظاهری از قبیل مسائل نژادی و یا وضعیت مادی و رفاهی بستگی دارد. در صورتی که چنین نیست، بلکه همتایی و هم سوئی آرمانها، خواستها و تمایلات روحی و روانی افراد، میزان آگاهیهای علمی و دینی و میزان تعهد عملی به مکتب و مذهب، و ارزش نهادن به ویژگیهای اخلاقی و فرهنگی است. اگر مسئله همتایی نبود، بدون تردید دختران زیبایی در مدینه بودند که از ازدواج با حضرت علی علیهالسلام خرسند میشدند. اما او حتی از آنان خواستگاری هم نکرد و برای حضرت فاطمه علیهماالسلام نیز خواستگاران فراوانی بودند امّا حضرت فاطمه علیهماالسلام و پیامبرصلیالله علیه وآله به این وصلتها راضی نشدند تنها حضرت فاطمه علیهماالسلام و روح والای او بود که زیباییها و شکوه معنوی حضرت علیعلیهالسلام را درک میکرد . در این مورد پیامبر اکرم صلیالله علیه وآله فرمودند: اگر خدا علی را نمیآفرید برای فاطمه کفو و همتایی وجود نداشت. (1) 2- خواستگاری بدون واسطه خواستگاری بدون هیچ تشریفات و حضور واسطه انجام شد و حضرت علیعلیهالسلام شخصاً به خواستگاری حضرت فاطمه علیهماالسلام از پیامبر صلیالله علیه وآله اقدام نمود. 3- شرط اول : رضایت دختر پیامبر گرامی صلیالله علیه وآله بدون رضایت دخترش حضرت فاطمه علیهاالسلام به خواستگار پاسخ مثبت نداد. 4- قناعت در تهیه جهیزیه به ضروریترین و ابتدائیترین وسائل زندگی در آن عصر بسنده شد، از سیرت پیامبر اسلام صلیالله علیه وآله میآموزیم که بایستی در الگوی مصرف تجدید نظر کنیم و در زندگی فناپذیر و زودگذر دنیا به حداقل ممکن قناعت ورزیم تا از گذرگاه پرهیاهوی زندگی سبکبار بگذریم و تن به بردگی این و آن ندهیم. مگر حضرت فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر صلیالله علیه وآله رهبر بینظیر مسلمانان نبود؟ مگر از نژاد بنیهاشم یعنی اصیلترین و شریفترین تیرههای عرب به حساب نمیآمد؟ مگر مادرش حضرت خدیجه علیهماالسلام ثروتمندترین زن عرب در عصر خویش نبود؟ مگر از همه جهات علمی فردی آگاهتر و اندیشمندتر از همگان نبود؟ مگر پیامبر گرامی اسلام صلیالله علیه وآله نمیتوانست جهیزیه زیادی را همراه دخترش کند؟ پاسخ همه این سوالات «مثبت» است اما منش و روش پیامبر عظیم الشأن اسلام صلیالله علیه وآله و خاندانش بر ساده زیستی استوار است . (2) متأسفانه در برخی خانوادهها به خصوص قشر مرفه جامعه جهیزیه دخترانشان نمایشگاه بینالمللی کاملی است از لوازم خانگی داخلی و خارجی که برقش چشمهای ظاهربین را خیره میکند. 5- مهیا کردن خانه برای ورود عروس اکنون ببینیم علی بن ابیطالب علیهالسلام شهسوار اسلام و محبوبترین مردان و نزدیکترین آنان در نزد خدا و رسول خدا چه داشت و چه تهیه کرد: ابن شهر آشوب در مناقب نقل میکند: که حضرت علیعلیهالسلام نیز اتاق خود را برای عروسی آماده کرد. بدین ترتیب که: ابتدا مقداری ماسه کف اطاق پهن کرد و چوبی هم تهیه نمود به دو طرف اتاق وصل کرد تا لباسهای خود را روی آن بیندازد، و یک پوست گوسفند هم کف اتاق انداخت، و یک بالش نیز که داخلش را از لیف خرما پر کرده بودند در آنجا نهاد. (3) همین . پی نوشتها: 1- ینابیع الموده، ص 177 و 237. 2- زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام تألیف محمد قاسمپور با مقدمه آیتالله مرعشی نجفی ص47. 3- زندگانی حضرت فاطمه علیهماالسلام و دختران آنحضرت مولف سیدهاشم رسولی محلاتی ص56. منبع : کتاب شفیعه ی محشر یا مظلومه ی پیامبر – نوشته سید عبدالله حسینی دشتی |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 23:9
خواستگاری
6 - دختر زيبايي هستم، اما خواستگار كمي دارم. از طرفي احساس ميكنم كه دختران بدحجاب، در ازدواج موفقترند. لطفا مرا راهنمايي كنيد؟
نداشتن خواستگار
يكم. دغدغه ازدواج در سنين جواني، براي دختران و پسران جوان امري طبيعي است؛ زيرا ازدواج يكي از مسائل اساسي زندگي است كه در دوره جواني اتفاق ميافتد. جوان نيز در اين دوره ـ علاوه بر مسئله ازدواج ـ با مسائل مهم ديگر مانند ادامه تحصيلات، اشتغال، مسكن و مسائل سياسي درگير است. مسئله تمام فكر و وقت انسان را مشغول ميكند و مانند ابري تيره، بر همه ابعاد زندگي او سايه ميافكند و آن را تحتالشعاع خود قرار ميدهد. البته اهميت اين مسئله نبايد موجب نگراني شديد جوان شود؛ به گونهاي كه دچار افت تحصيلي يا كاهش عملكرد فكري و اجتماعي او گردد و يا حتي در بعضي مواقع، از نظر رواني دچار مشكلات و بيماري شود. گفتني است كه ازدواج همة زندگي نيست تا تمام فكر خود را به آن مشغول كند. افراط در هر امري، به همان اندازه مضر است كه انسان نسبت به آن، بي مبالات باشد. اگر واقعاً اين مسئله برايتان مهم است ـ كه بايد باشد ـ به جاي بازي با افكار و توهمات منفي، در اين زمينه مطالعه كنيد وبر آگاهي خود بيفزاييد تا هنگام انتخاب، بتوانيد تصميم صحيحي بگيريد. دوم. نكتهاي كه دربارة خواستگاري و قيافه ظاهري و مسائلي از اين قبيل بايد به آن توجه كنيد، وجود تفاوتهاي فردي در همه زمينهها است. انسانها از جهات مختلف با هم تفاوت دارند و گاهي اين تفاوتهاي فردي، موجب نگراني بعضي افراد ميشود؛ در حالي كه اگر انسان وجود اين تفاوتها را بپذيرد، ديگر جاي نگراني نيست. البته ممكن است افرادي كه بيشتر دنبال قيافه ظاهري هستند و از ساير معيارهاي مهم ازدواج غافلند، بيشتر سراغ دختراني بروند كه ظاهري زيباتر دارند يا اينكه آرايش و ـ يا خداي نكرده ـ ولنگاري خودشان را بيشتر در معرض ديد ديگران قرار ميدهند!! قطعاً شما چنين چيزهايي را دوست نداريد و به عنوان امري ارزشي به آن نگاه نميكنيد. بنابراين، تعدّد خواستگار، دليل برتري ديگران نسبت به شما نيست. اينكه افراد كمتري به خواستگاري شما آمدهاند، دليل بر نقص شما نيست. آنچه مهم است، طرز نگرش شما به اين مسائل است و اينكه شما آنها را چگونه ارزيابي كنيد. برخي از دختران وقتي خواستگاري براي دوست يا همسايةشان ميآيد، شروع به منفيبافي دربارة خود كرده و شخصيت خود را تخريب ميكنند؛ حال آنكه ممكن است اين دختر را كسي در خيابان يا اتوبوس ديده و چشمش گرفته باشد. اين امر نبايد شما را نگران كند و گمان كنيد هيچكس شما را دوست ندارد و از اين بدتر، گمان كنيد خدا شما را دوست ندارد!! نه هرگز چنين نيست. قرآن ميفرمايد: «چه بسا شما چيزي را دوست نداريد، ولي خير شما در آن قرار دارد و چه بسا شما چيزي را دوست داريد، ولي آن چيز براي شما شر است». شايد بسياري از آن خواستگاران، در واقع شر هستند و خداوند نميخواهد شما به آن شر مبتلا شويد و خداوند شر را متوجه ديگراني ميكند كه خودشان دنبال بديها هستند و حجاب را رعايت نميكنند و با عرضه خود به ديگران، جلب مشتري ميكنند!! بسياري از اين مشتريان و به اصطلاح خواستگاراني كه با چشمچراني در كوچه، خيابان، پارك، دانشگاه و اتوبوس به سراغ آنان ميآيند، شرّ هستند و خداوند براي بندگان مؤمن و عفيف و پاكدامن خود، افرادي متناسب با آنها را قرار داده است؛ چنان كه ميفرمايد: «افراد پاكيزه را براي افراد پاكيزه قرار داديم و افراد خبيث را براي افراد خبيث». نور(24)،آية 26 و در جاي ديگر ميفرمايد: «افراد مشرك، را براي افراد مشرك افراد زنا كار را براي افراد زناكار...». نور(24)، آية 3. خلاصه اينكه نبايد از كمي خواستگاران خود و زيادي خواستگاران ديگران نگران باشيد. خداوند ميخواهد كفو و همتاي شما به خواستگاري شما بيايد. البته اين به معناي آن نيست كه شما در انتخاب همسر تحقيق نكنيد و بيگدار به آب بزنيد. سوم. معمولاً دختراني كه مشغول تحصيل هستند، خواستگاران ويژه خود را دارند و بسياري از مردم ميگويند : «فلان دختر فعلاً مشغول درس است و معلوم نيست كه جواب مثبت بدهد!» لذا از خواستگاري منصرف ميشوند تا اينكه درس او تمام شود. به هرحال، جاي هيچ نگراني نيست. شما اعتقادات خود را نه تنها زير سؤال نبريد، بلكه آنها را تقويت كنيد و هيچ تزلزلي به خود راه ندهيد. متانت، عفت و پاكدامني خود را كماكان به خوبي حفظ كنيد كه با ارزشترين متاع در پيشگاه الهي، همين ارزشها است: « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاكُمْ ؛». حجرات(49)، آية 13 همواره در زندگي به خداوند مهربان ـ كه از مادر به انسان مهربانتر است ـ اميدوار باشيد. شخصيت خود را تخريب و نسبت به خود منفيبافي نكنيد؛ بلكه بيشتر به جنبههاي مثبت زندگي و شخصيت خود فكر كنيد. هميشه اين فكر را به خود تلقين كنيد كه: «من خوشبخت هستم و خوشبختتر نيز خواهم شد». خود را در تنهايي و انزوا قرار ندهيد و بكوشيد در تمام كارهاي اجتماعي ـ كه در خور شأن زن مسلمان است ـ با حفظ حيا و پاكي مشاركت كنيد. براي مطالعه در جاي تنها قرار نگيريد؛ به كتابخانه برويد و با دوستان با نشاط و شاد و در عين حال عفيف و مؤمن ارتباط داشته باشيد و با آنها معاشرت كنيد و همه توكلتان به خداوند باشد منبع : سايت نهاد رهبري
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 23:6
|