|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آرشیو موضوعی
ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها
نبي رحمت امام زمان (عج) شهید مطهری - دکتر شریعتی - مصدق-بازرگان- دکتر سروش دوستی دختر و پسر ائمه اطهار علیهم السلام ازدواج جستجو
پیوندها
سايت تبيان
سايت نسيم مطهر آيت الله صافي مقام معظم رهبري آيت الله مكارم شيرازي آيت الله مصباح يزدي موسسه امام خميني کلمات عاشقانه خدا یا ابا صالح المهدی ادرکنی وبلاگ حجاب فهميرا راز اشك آتش عشق آواز پر جبریل افق گرافیک شلمچه عکس های جالب و متنوع بي نام و نشانيم و ناگهان مرگ عاشقان ولايت :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پیامبر رحمت
شخصیت فاطمه سلام الله علیها ( از بیانات مرجع فرزانه، آیت الله العظمی صافی)
موضوع شخصیت حضرت زهرا علیها السلام بحث دامنهداری است که هرچه در اطراف آن گفته شود به پایان نمیرسد. شخصیتی که برای شناخت آن کافی است کسی در خطبه معروف آن حضرت تأمل کند( البته به حسب فهم خودمان و الا ما نمیتوانیم به مطالب و مقاصد مهمه این خطبه برسیم، به عمق آن آنچنان که شایسته و بایسته است امثال ما و اشخاصی که خیلی از ما بالاتر باشند، نمیرسند.) معجزه علمی اهل بیت علیهم السلام این خطبه از معجزات اهل بیت علیهم السلام است، معجزات علمی اهل بیت علیهم السلام از معجزات حسی و ظاهری آنان بالاتر است مثل قرآن کریم که از هزاران معجزه حسی بالاتر است. این خطبه از شخصی صادر میشود که به ظاهر یکی از زنان آن زمان بود اما در واقع ولیة الله بود، کسی بود که با عالم غیب ارتباط داشت، این خطبه را در موضوعات مختلف اعم از معارف، اصول دین، الهیات، سیاست و دیگر مطالب، ارتجالاً و بالبداهه در آن مجلس و در آن اوضاع و شرایط، با آن غصهها و مصائبی که بر حضرت وارد شده بود ایراد کرد این از معجزات بزرگ حضرت است. البته ما روی اینها خیلی حساب باز نمیکنیم مثل نهج البلاغه که به قول ابن ابی الحدید، در آن زمان کسی مطالب امیر المومنین علیه السلام را ملتفت نمیشد، صدور این کلمات از امیر المومنین علیه السلام از معجزات بزرگ است، اینها از معجزه ناقه صالح اهمیتش بیشتر است. به هر حال در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها حتی کسانی که با حضرت مخالفت داشتند، مواضع اخلاقی، دینی و عرفانی ایشان را قبول داشتند و تصدیق میکردند، عایشه میگفت: ما رأیت اصدق من فاطمة الا ابیها1 راستگوتر از فاطمه علیها السلام ندیدم مگر پدرش. سزاوار است همه مخصوصاً زنها به آن حضرت تأسی کنند؛ به زندگی حضرت به حجاب حضرت، به عفت حضرت، وقتی در مسجد تشریف بردند که خطبه را قرآئت کنند، بین حضرت و مردها پرده کشیدند تا اختلاط بین زن و مرد پیش نیاید حضرت زهرا علیها السلام از پشت پرده صحبت کردند، این دستور قرآن است که: و إذا سألتموهن متاعاً فسئلوهنّ من وراء حجاب2 سیره و زندگی حضرت زهرا علیها السلام باید برای همه ما و مخصوصاً خواهران الگو باشد، باید به ایشان تأسی داشته باشیم در اخلاق،در امر به معروف، در دفاع از حق، هر جهتی را بخواهید زندگی حضرت به شما درس صحیح میدهد. 1- بحار الانوار، ج 43 ، ص 84 و مناقب ج 3، ص119 2- سوره احزاب، آیه 53 |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 8:28
نگاه به نامحرم
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«هر کس به نامحرم نگاه کند، خداوند چشم او را روز قیامت از آتش پر میکند؛ مگر اینکه در دنیا توبه کند.»
و نیز فرمود:«همه چشمها در روز قیامت گریانند مگر چشمی که در دنیا از ترس خدا بگرید و چشمی که به نامحرمان نگاه نکند و چشمی که در راه خدا شب را تا به صبح بیدار باشد.» و نیز فرمود:«نگاه نامحرمان تیری است مسموم از تیرهای ابلیس. هر کس از ترس خداوند چشم خود را از نگاه حرام باز دارد، خداوند ایمانی به او عطا فرماید که شیرینی آن را در قلبش حس کند.» و نیز فرمود:« زنا برای همه اعضای انسان وجود دارد: زنای چشم، نگاه به نامحرمان است، زنای زبان، سخن گفتن با نامحرمان به قصد لذت طلبی، زنای گوش، شنیدن سخن نامحرمان و زنای دست، لمس بدن نامحرمان است.» و نیز فرمود:«خداوند بر زنی که شوهر دارد و به نامحرمان نگاه میکند خشم میگیرد.» امام صادق علیه السلام فرمود:«هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمیآورد.» منابع: بحار الانوار، ج 104، باب 91، ص 31 تا 42. |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 2:37
حجاب در قرآن
در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.) جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد. در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است. مفهوم و ابعاد حجاب در قرآنحجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیشتر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش میدهد که پرده، وسیلهی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده میشود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمیتوان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است. اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب میتواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که میتواند از لغزشها و گناههای روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید. علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی میکند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شدهاند. هدف و فلسفه حجابهدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیلهی تزکیهی نفس و تقوا به دست میآید:
حجاب چشم
حجاب در گفتارنوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است: حجاب رفتارینوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونهای راه نروند که با نشان دادن زینتهای خود باعث جلب توجه نامحرم شوند
حجاب و عفتدو واژهی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترکاند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگیهای عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیهی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیشتری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیشتر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم میگردد. حجاب زنان سالمندقرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه میدهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباسهای رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت میگوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباسهایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟
http://daneshnameh.roshd.ir|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 2:34
گره زلف یار
گره زلف يار
سال 1381، شامگاه يك پنجشنبه تابستانى. تهران، خيابان آفريقا، يك پاساژ باحال سانتى مانتال. «لطفاً حجاب اسلامى را رعايت فرماييد.» دختركان جوان، لاك زده و مانيكور كرده، با هفت قلم آرايش و موهاى افشان به دهها مغازه برمىخورند كه اين تابلو بر روى در ورودى آنها - جايى كه همه آن را ببينند - نصب شده است. توجهى به اين نوشته كنند؟ اصلاً! اندكى از اين زلف پريشان در پس روسرى حريرآساى خويش پنهان كنند؟ ابداً! اگر اينان چنين كنند، تكليف آنان چه مىشود؟ آنان كه آمدهاند براى گره گشايى از زلف يار! معاشران گره از زلف يار بازكنيد شبى خوش است بدين قصهاش دراز كنيد بگذريم... براى غربت حافظ همين بس. همين كه شب خوش قصه او شامگاه يك پنجشنبه تابستانى باشد در يك پاساژ با حال سانتى مانتال! *** بگويى اندكى ناشادمانى و رنج، يا شكوه و گلايه در زواياى رخسارش پيدا باشد، هرگز! تازه از فرانسه برگشته بود. مىخنديد و مىگفت مهد دموكراسى، تحمل يك متر روسرى را نداشت. نتوانستند حضور چند دختر محجبه را در مدارس خود بپذيرند... چه راحت حكم به اخراج ما كردند. گفتم چرا مىخندى؟ گفت چرا نخندم! بر سر عقيدهام ماندم تا آخر! اين جالب نيست؟ گفتم همه اين حرفها به خاطر يك متر روسرى است؟ جوابى كه داد از سن و سالش خيلى پختهتر بود. زيركانه و هوشمندانه! نه! اين بهانه است. آنها حجاب را نه فرهنگ مىدانند، نه تمدن، نه اصالت و نه هويت!...صرفاً اعتقادى فردى كه محدوديت و انحصار در دل آن است. مىدانيد، زن غربى خيلى بخشنده است. همه را از خوان پر نعمت خويش بهرهمند مىكند؛ اما خود هميشه سرگردان و تشنه است! گفتم تشنه چه چيز؟ گفت تشنه اينكه به او بنگرند، طالبش شوند و پىاش را بگيرند. همه همت زن غربى اين است كه از كاروان مُد عقب نماند و هر روز جلوهاى تازه كند. او اسير و در بند خويش است... و در اين اسارت، سرخوش. او هرگز به رهايى فكر هم نمىكند، چون آزاد است و رها... اما در قفس! زن غربى نمىداند كيست! - نداند، چرا با تو و حجاب تو سرستيز دارند؟ با تعجب نگاهم كرد و گفت: اين حكايت همان پسرى است كه هر چه معلمش به او گفت بگو «الف»؛ نگفت. پرسيد چرا؟ گفت «الف» اول راه است. اگر گفتم، مىگويى بگو «ب».. اين رشته سردراز دارد. آنها همه مىدانند اگر زنى محجوب شد، ديگر در كوچه و خيابان از لوازم آرايشى كه آنها مىسازند، استفاده نمىكند. ديگر لخت و عور مبلّغ كالاهاى آنان نمىشود. ديگر با مردان بيگانه به دريا نمىرود. ديگر نمىتواند در هر مجلس و محفلى شركت كند، بزند و برقصد...! باز هم فكر مىكنيد همه اين حرفها به خاطر يك متر روسرى است؟ *** درِ اتاق رئيس «مؤسسه اسلامى نيويورك» را گشود و داخل شد. آنگاه بىمقدمه گفت آقا من مىخواهم مسلمان شوم! مرد سرش را از روى كاغذ برداشت. چشمش به دختر جوانى افتاد كه چيزى از وجاهت و جمال كم نداشت. گفت بايد بروى تحقيق كنى. دين چيزى نيست كه امروز آن را بپذيرى و فردا رهايش كنى. قبول كرد و رفت. مدتى بعد آمد. مرد راضى نشد... باز هم بايد تحقيق و مطالعه كنى. آنقدر رفت و آمد كه ديگر صبرش لبريز شد. فريادى كشيد و گفت: «به خدا اگر مسلمانم نكنيد، مىروم وسط سالن، داد مىزنم و مىگويم يكى به فرياد من برسد.» ...مرد فهميد اين دختر جوان در عزم خود جدى است. چيزى به ميلاد پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله وسلم نمانده بود. آمادهاش كردند كه در اين روز مهم طى مراسمى به دين مبين اسلام مشرف شود. جشنى به پا كردند و در ضمن مراسم اعلام شد كه امروز يك ميهمان تازه داريم، يك مسلمان جديد!... و او از جا برخاست. كسى از بين مردم صدا زد لابد اين دختر خانم هم عاشق يك پسر مسلمان شده و خيال كرده دين اسلام جاده صاف كن عشق اوست! چه اسلامى؟ همه حرف است! (نخود اين آش شد. نمىدانم چه سرّى است كه بعضىها دوست دارند نخود هر آشى بشوند.( - نه، نه... اشتباه نكنيد. اين خانم نه عاشق شده و نه با چشم بسته به اين راه آمده. او مدتهاست تحقيق كرده و با بصيرت دين ما را پذيرفته است. چيزهايى از اسلام مىداند كه شايد هيچ كدام از شما ندانيد! كدام يك از شما مفهوم »بداء« را مىدانيد؟ همه نگاه كردند به هم. مسلمانان نيويورك و مسئله اعتقادى بداء؟ اما او از اين مفهوم و دهها مورد نظير آن كاملاً مطلع است. بگذريم. او در آن مجلس مسلمان شد و براى اولين بار حجاب را پذيرفت. خانواده مسيحى دختر كه با يك پديده جديد مواجه شده بودند، شروع به آزار و اذيت او كردند و روز به روز بر سختگيرى و فشار خويش افزودند. دختر مانده بود چه كند! باز راه مؤسسه اسلامى نيويورك را درپيش گرفت و مسئولان اين مركز را در جريان كار خود قرار داد. آنان نيز با برخى از علماى ايران تماس گرفتند و مطلب را با آنان در ميان گذاشتند. در نهايت، كار به اينجا رسيد كه اگر خطر جانى او را تهديد مىكند، اجازه دارد روسرى خود را بردارد. گوش كنيد! شاه بيت اين غزل اينجاست؛ دختر پرسيد اگر من روسرى خود را برندارم و در راه حفظ حجابم كشته شوم، آيا شهيد محسوب مىشوم؟ پاسخ شنيد: آرى. و او با صلابت و استوارى گفت: «والله قسم! روسرى خود را برنمىدارم؛ هر چند در راه حفظ حجابم، جانم را از دست بدهم». *** آن چه خوانديد، سه پلان از يك ماجراست. پلان اول، حكايت ماهيانى كه در آب زندگى مىكنند؛ همه عمر در آب غوطهورند؛ اما مرتب از هم مىپرسند: آب كو؟ پلان دوم، حكايت ماهى دور افتاده از آبى است كه آنقدر تن به شنهاى ساحل مىزند تا بالاخره راهى به دريا باز كند. ...و پلان سوم، حكايت ماهى گداختهاى است كه هُرم گرماى خشكى نفسش را بريده، حسرت آب بردلش مانده، اما راه دريا را از دل خويش مىجويد! بازگرديم به خيابان آفريقا، آن پاساژ با حال سانتى مانتال. بىاعتنايى دختران جوان به آن تابلو و قهقهههاى مستانه! شستوشويى كن و آنگه به خرابات خرام تا نگردد زتو، اين دير خراب، آلوده |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 1:25
ارتباط با نامحرم
به استفتاء زير دقت كنيد : آيا ارتباط صميمى بين دختر و پسر در هنگام همكارى يا ميهمانى اشكال دارد؟ همه مراجع: دوستى بين دختر و پسر جايز نيست چون ترس افتادن به گناه در ميان است. اما ارتباط شغلى، اگر باعث مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشكال ندارد.(1) پىنوشت (1) آيتالله خامنهاى، استفتاء، س 779 و 651 و دفتر همه مراجع. سوال زير هم قابل توجه است : در قرآن آیاتی درباره تحریم دوستی با نامحرم وجود ندارد (منظور روابط نامشروع نیست) و دراین باره فقط احادیث موجودند آیا اين مسئله صحیح است؟ پاسخ : با عرض سلام و تحیت. منابع : پرسمان و سايت تبيان
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 23:1
ارتباط دختر و پسر، علل، دلايل و راهكارها
نوشتار حاضر در سه بخش، تحت عناوين زير سامان يافته است: 2) دلايل روابط دختر و پسر |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 22:58
ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...
وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند. اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشی، عشق یا ...؟ روان شناسان معتقدند، میل و كشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یك نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می كنند. اما مرز این كشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟ در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شكل وسیع نبود، از این رو كنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است كه بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فكر نمی كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن كه مبتنی بر ارزشهای دینی نیست، احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار كرده است. یك صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می كند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است كه در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور كه بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تكلیف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بكشد. اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی و ... محدود باشد؟ یك صاحبنظر در این باره می گوید: «از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی كه كنار یكدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی كه می توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با یك غیر همجنس در صورتی كه بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.» چرا ارتباط ناسالم برخی كارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند كه وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می كند چیزهایی را كه طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممكن حتی با هنجارشكنی به دست آورد. عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشكیل خانواده شانه خالی كنند. یك روان شناس در این باره می گوید: «متأسفانه مشكلات مالی و تصویب قوانینی كه به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می كند از عواملی است كه موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امكان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.» این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید: «از آنجا كه در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی كنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند كه به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.» وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید: «اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شكل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست كه نقش كارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی كه مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشكارتر می شود. دیدگاه اسلام به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیكره جامعه انسانی به زندگی مشترك با یكدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می كند و هر نوع رابطه (جنسی) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد. در جوامع غربی كه پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می كند . به طوری كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست كه ریشه های فساد اخلاقی شكل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می كند. اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟ خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكو خواهد بود. ( نور / 26) از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فكری ، معنوی و عقلی هم بشود. اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید كرد؟ خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 ) و در ادامه می فرماید : كسانی كه وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 ) اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشكل این است كه ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم كه این مورد موجب بسیاری از ناكامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی كه اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یك جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یك اصل رهایی بخش است كه نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی كند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یك كلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم. منبع : تبیان |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 22:56
دوستى دختر و پسر در دانشگاهها
سلام توي برخي دانشگاه ها داشتن دوست دختر يا داشتن دوست پسر افتخاره و كسي كه نداره امل نام مي گيره ولي نظر اسلام چيه ؟؟؟ سوال و جواب زير را بخوانيد : دوستى دختر و پسر در دانشگاهها/ محمدرضا احمدى مدتها است این مسأله فکرم را مشغول کرده است که با جامعهاى که هر روز را در آن به شب مىرسانم، چه کنم. اتفاقاتى که در دانشگاه مىافتد و روابط پسرها و دخترها که بسیارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بىفرهنگى است یا بىایمانى؟ نمىدانم ناشى از چیست؛ ولى در جامعه ما که اسلامى است، واقعاً غیر قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنین حرکات و روابطى را نمىپسندد. خودشان استدلال مىکنند در اسلام گفته شده است دو نفر که یکدیگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااین استدلال بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه با هم قدم مىزنند و یا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بیشتر، بدون اطلاع خانوادهها در خلوت باهم صحبت مىکنند. آیا در احکام دینى چنین چیزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظیفه ما در این موقعیت چیست و چه باید بکنیم؟ توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعایت ارزشها و هنجارهاى دینى و اخلاقى در محیط دانشگاه و احساس مسؤولیتتان در برابر برخى نابهنجارىها، قابل تقدیر و تحسین است. در این نامه سه پرسش اصلى به چشم مىخورد: در پاسخ سؤال اول باید یاد آور شد آنچه سبب ایجاد پیوند زناشویى مىشود، خواندن صیغه عقد از سوى زن و مرد یا وکلاى آنها و با اجازه اولیاى آنها و حفظ شرایط آن است؛ در غیر این صورت، سببى براى ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آنها نیست. معمولاً دوستىهاى قبل از ازدواج براى کامیابىهاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مىگیرد؛ نخستین چیزى که در این گونه روابط از دست مىرود گوهر ارزشمند عفاف و پاکى است و باید از چنین روابطى که بدون هیچگونه عقد رسمى یا صیغه و بدون اطلاع خانوادهها به بهانه شناخت بیشتر صورت مىگیرد، جداً پرهیز کرد. بنابراین، پاسخ سؤال اول منفى است. در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مىتوان اشاره کرد: 2. احساس نیاز به محبت 3. الگو گرفتن از منابع غیر خودى اما در پاسخ به سؤال سوم شما و این که در وضعیت حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعى چه باید کرد؟ به نظر مىرسد باید متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در این مسأله عبارت است از: الف) ارضاى صحیح و مشروع این غریزه معقولترین راه براى نجات یافتن از این گونه رفتارهاى نابهنجار یا کجروانه است. ب) تحکیم روابط خانوادگى و ایجاد فضاى عاطفى مثبت بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضاى خانواده عامل پیشگیرانه دیگرى است که مىتواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تأمین نیاز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زیرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه کافى روبهرو نشوند، این محبت و رابطه عاطفى را در بیرون خانه جست و جو مىکنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیرى احساسات غریزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مىدهند. بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانى را باید با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تأمین کرد و بإ؛ئئ یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعالیتهاى دسته جمعى به این نیاز درونى پاسخ مثبت داد. ج) خود کنترلى در پایان باید یادآور شد، برخى از عزیزان و جوانان از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مىتواند به اصلاح و تغییر رفتار آنها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آنها نقشى تعیین کننده دارد. منبع: ماهنامه پرسمان اردیبهشت 1382
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 1:5
|