تبليغاتX
پیامبر رحمت
پیامبر رحمت
شخصیت فاطمه سلام الله علیها ( از بیانات مرجع فرزانه، آیت الله العظمی صافی)

موضوع شخصیت حضرت زهرا علیها السلام بحث دامنه‌داری است که هرچه در اطراف آن گفته شود به پایان نمی‌رسد. شخصیتی که برای شناخت آن کافی است کسی در خطبه معروف آن حضرت تأمل کند( البته به حسب فهم خودمان و الا ما نمی‌توانیم به مطالب و مقاصد مهمه این خطبه برسیم، به عمق آن آنچنان که شایسته و بایسته است امثال ما و اشخاصی که خیلی از ما بالاتر باشند، نمی‌رسند.)

معجزه‌ علمی اهل بیت علیهم السلام

این خطبه از معجزات اهل بیت علیهم السلام است، معجزات علمی اهل بیت علیهم السلام از معجزات حسی و ظاهری آنان بالاتر است مثل قرآن کریم که از هزاران معجزه حسی بالاتر است.

این خطبه از شخصی صادر می‌شود که به ظاهر یکی از زنان آن زمان بود اما در واقع ولیة الله بود، کسی بود که با عالم غیب ارتباط داشت، این خطبه را در موضوعات مختلف اعم از معارف، اصول دین، الهیات، سیاست و دیگر مطالب، ارتجالاً و بالبداهه در آن مجلس و در آن اوضاع و شرایط، با آن غصه‌ها و مصائبی که بر حضرت وارد شده بود ایراد کرد این از معجزات بزرگ حضرت است. البته ما روی اینها خیلی حساب باز نمی‌کنیم مثل نهج البلاغه که به قول ابن ابی الحدید، در آن زمان کسی مطالب امیر المومنین علیه السلام را ملتفت نمی‌شد، صدور این کلمات از امیر المومنین علیه السلام از معجزات بزرگ است، اینها از معجزه ناقه صالح اهمیتش بیشتر است.

به هر حال در مورد حضرت زهرا سلام الله علیها حتی کسانی که با حضرت مخالفت داشتند، مواضع اخلاقی، دینی و عرفانی ایشان را قبول داشتند و تصدیق می‌کردند، عایشه می‌گفت:

ما رأیت اصدق من فاطمة الا ابیها1

راستگوتر از فاطمه علیها السلام ندیدم مگر پدرش.

سزاوار است همه مخصوصاً زن‌ها به آن حضرت تأسی کنند؛ به زندگی حضرت به حجاب حضرت، به عفت حضرت، وقتی در مسجد تشریف بردند که خطبه را قرآئت کنند، بین حضرت و مردها پرده کشیدند تا اختلاط بین زن و مرد پیش نیاید حضرت زهرا علیها السلام از پشت پرده صحبت کردند، این دستور قرآن است که:

و إذا سألتموهن متاعاً فسئلوهنّ من وراء حجاب2

سیره و زندگی حضرت زهرا علیها السلام باید برای همه ما و مخصوصاً خواهران الگو باشد، باید به ایشان تأسی داشته باشیم در اخلاق،‌در امر به معروف، در دفاع از حق، هر جهتی را بخواهید زندگی حضرت به شما درس صحیح می‌دهد.


1- بحار الانوار، ج 43 ، ص 84 و مناقب ج 3، ص119

2- سوره احزاب، آیه 53

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 ساعت 8:28 |

نگاه به نامحرم
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«هر کس به نامحرم نگاه کند، خداوند چشم او را روز قیامت از آتش پر می‌کند؛ مگر اینکه در دنیا توبه کند.»

و نیز فرمود:«همه چشم‌ها در روز قیامت گریانند مگر چشمی که در دنیا از ترس خدا بگرید و چشمی که به نامحرمان نگاه نکند و چشمی که در راه خدا شب را تا به صبح بیدار باشد.»

و نیز فرمود:«نگاه نامحرمان تیری است مسموم از تیرهای ابلیس. هر کس از ترس خداوند چشم خود را از نگاه حرام باز دارد، خداوند ایمانی به او عطا فرماید که شیرینی آن را در قلبش حس کند.»

و نیز فرمود:« زنا برای همه اعضای انسان وجود دارد: زنای چشم، نگاه به نامحرمان است، زنای زبان، سخن گفتن با نامحرمان به قصد لذت طلبی، زنای گوش، شنیدن سخن نامحرمان و زنای دست، لمس بدن نامحرمان است.»

و نیز فرمود:«خداوند بر زنی که شوهر دارد و به نامحرمان نگاه می‌کند خشم می‌گیرد.»

امام صادق علیه السلام فرمود:«هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد.»

منابع:
بحار الانوار، ج 104، باب 91، ص 31 تا 42.

http://daneshnameh.roshd.ir

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 2:37 |

حجاب در قرآن



img/daneshnameh_up/a/a3/hijab2.jpgدر قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.
یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)
جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.
در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.

هدف و فلسفه حجاب

هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.


-=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.



 

حجاب چشم

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.


 

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.


 

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.


 

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.


از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.
بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛

حجاب و عفت

دو واژه‌ی «حجاب» و «عفت» در اصل معنای منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتی که بین منع و بازداری حجاب و عفت است، تفاوت بین ظاهر و باطن است؛ یعنی منع و بازداری در حجاب مربوط به ظاهر است، ولی منع و بازداری در عفت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفت یک حالت درونی است، ولی با توجه به این که تأثیر ظاهر بر باطن و تأثیر باطن بر ظاهر، یکی از ویژگی‌های عمومی انسان است؛ بنابراین، بین حجاب و پوشش ظاهری و عفت و بازداری باطنی انسان، تأثیر و تأثّر متقابل است؛ بدین ترتیب که هرچه حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر باشد، این نوع حجاب در تقویت و پرورش روحیه‌ی باطنی و درونی عفت، تأثیر بیش‌تری دارد؛ و بالعکس هر چه عفت درونی و باطنی بیش‌تر باشد باعث حجاب و پوشش ظاهری بیش‌تر و بهتر در مواجهه با نامحرم می‎گردد.

حجاب زنان سالمند

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)


علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

img/daneshnameh_up/8/87/hijab1.gifبا توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

http://daneshnameh.roshd.ir

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه دوم مرداد 1387 ساعت 2:34 |

گره زلف یار

گره زلف يار

 

سال 1381، شامگاه يك پنجشنبه تابستانى.

تهران، خيابان آفريقا، يك پاساژ باحال سانتى مانتال.

«لطفاً حجاب اسلامى را رعايت فرماييد.»

دختركان جوان، لاك زده و مانيكور كرده، با هفت قلم آرايش و موهاى افشان به ده‏ها مغازه برمى‏خورند كه اين تابلو بر روى در ورودى آنها - جايى كه همه آن را ببينند - نصب شده است.

توجهى به اين نوشته كنند؟ اصلاً!

اندكى از اين زلف پريشان در پس روسرى حريرآساى خويش پنهان كنند؟ ابداً!

اگر اينان چنين كنند، تكليف آنان چه مى‏شود؟ آنان كه آمده‏اند براى گره گشايى از زلف يار!

معاشران گره از زلف يار بازكنيد

شبى خوش است بدين قصه‏اش دراز كنيد

بگذريم... براى غربت حافظ همين بس. همين كه شب خوش قصه او شامگاه يك پنجشنبه تابستانى باشد در يك پاساژ با حال سانتى مانتال!

 

***

بگويى اندكى ناشادمانى و رنج، يا شكوه و گلايه در زواياى رخسارش پيدا باشد، هرگز!

تازه از فرانسه برگشته بود. مى‏خنديد و مى‏گفت مهد دموكراسى، تحمل يك متر روسرى را نداشت. نتوانستند حضور چند دختر محجبه را در مدارس خود بپذيرند... چه راحت حكم به اخراج ما كردند.

گفتم چرا مى‏خندى؟ گفت چرا نخندم! بر سر عقيده‏ام ماندم تا آخر! اين جالب نيست؟

گفتم همه اين حرف‏ها به خاطر يك متر روسرى است؟ جوابى كه داد از سن و سالش خيلى پخته‏تر بود. زيركانه و هوشمندانه!

 نه! اين بهانه است. آنها حجاب را نه فرهنگ مى‏دانند، نه تمدن، نه اصالت و نه هويت!...صرفاً اعتقادى فردى كه محدوديت و انحصار در دل آن است.

مى‏دانيد، زن غربى خيلى بخشنده است. همه را از خوان پر نعمت خويش بهره‏مند مى‏كند؛ اما خود هميشه سرگردان و تشنه است!

گفتم تشنه چه چيز؟

گفت تشنه اينكه به او بنگرند، طالبش شوند و پى‏اش را بگيرند. همه همت زن غربى اين است كه از كاروان مُد عقب نماند و هر روز جلوه‏اى تازه كند. او اسير و در بند خويش است... و در اين اسارت، سرخوش. او هرگز به رهايى فكر هم نمى‏كند، چون آزاد است و رها... اما در قفس!

زن غربى نمى‏داند كيست!

- نداند، چرا با تو و حجاب تو سرستيز دارند؟

با تعجب نگاهم كرد و گفت: اين حكايت همان پسرى است كه هر چه معلمش به او گفت بگو «الف»؛ نگفت. پرسيد چرا؟ گفت «الف» اول راه است. اگر گفتم، مى‏گويى بگو «ب».. اين رشته سردراز دارد.

آنها همه مى‏دانند اگر زنى محجوب شد، ديگر در كوچه و خيابان از لوازم آرايشى كه آنها مى‏سازند، استفاده نمى‏كند. ديگر لخت و عور مبلّغ كالاهاى آنان نمى‏شود. ديگر با مردان بيگانه به دريا نمى‏رود. ديگر نمى‏تواند در هر مجلس و محفلى شركت كند، بزند و برقصد...!

باز هم فكر مى‏كنيد همه اين حرف‏ها به خاطر يك متر روسرى است؟

 

***

درِ اتاق رئيس «مؤسسه اسلامى نيويورك» را گشود و داخل شد. آنگاه بى‏مقدمه گفت آقا من مى‏خواهم مسلمان شوم!

مرد سرش را از روى كاغذ برداشت. چشمش به دختر جوانى افتاد كه چيزى از وجاهت و جمال كم نداشت.

گفت بايد بروى تحقيق كنى. دين چيزى نيست كه امروز آن را بپذيرى و فردا رهايش كنى.

 قبول كرد و رفت. مدتى بعد آمد. مرد راضى نشد... باز هم بايد تحقيق و مطالعه كنى. آنقدر رفت و آمد كه ديگر صبرش لبريز شد. فريادى كشيد و گفت: «به خدا اگر مسلمانم نكنيد، مى‏روم وسط سالن، داد مى‏زنم و مى‏گويم يكى به فرياد من برسد.»

...مرد فهميد اين دختر جوان در عزم خود جدى است.

چيزى به ميلاد پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله وسلم نمانده بود. آماده‏اش كردند كه در اين روز مهم طى مراسمى به دين مبين اسلام مشرف شود.

جشنى به پا كردند و در ضمن مراسم اعلام شد كه امروز يك ميهمان تازه داريم، يك مسلمان جديد!... و او از جا برخاست.

كسى از بين مردم صدا زد لابد اين دختر خانم هم عاشق يك پسر مسلمان شده و خيال كرده دين اسلام جاده صاف كن عشق اوست! چه اسلامى؟ همه حرف است!

 (نخود اين آش شد. نمى‏دانم چه سرّى است كه بعضى‏ها دوست دارند نخود هر آشى بشوند.(

- نه، نه... اشتباه نكنيد. اين خانم نه عاشق شده و نه با چشم بسته به اين راه آمده. او مدت‏هاست تحقيق كرده و با بصيرت دين ما را پذيرفته است. چيزهايى از اسلام مى‏داند كه شايد هيچ كدام از شما ندانيد! كدام يك از شما مفهوم »بداء« را مى‏دانيد؟ همه نگاه كردند به هم. مسلمانان نيويورك و مسئله اعتقادى بداء؟

اما او از اين مفهوم و دهها مورد نظير آن كاملاً مطلع است.

بگذريم. او در آن مجلس مسلمان شد و براى اولين بار حجاب را پذيرفت.

خانواده مسيحى دختر كه با يك پديده جديد مواجه شده بودند، شروع به آزار و اذيت او كردند و روز به روز بر سخت‏گيرى و فشار خويش افزودند.

 دختر مانده بود چه كند! باز راه مؤسسه اسلامى نيويورك را درپيش گرفت و مسئولان اين مركز را در جريان كار خود قرار داد. آنان نيز با برخى از علماى ايران تماس گرفتند و مطلب را با آنان در ميان گذاشتند. در نهايت، كار به اينجا رسيد كه اگر خطر جانى او را تهديد مى‏كند، اجازه دارد روسرى خود را بردارد.

 گوش كنيد!

 شاه بيت اين غزل اينجاست؛

 دختر پرسيد اگر من روسرى خود را برندارم و در راه حفظ حجابم كشته شوم، آيا شهيد محسوب مى‏شوم؟

 پاسخ شنيد: آرى.

 و او با صلابت و استوارى گفت: «والله قسم! روسرى خود را برنمى‏دارم؛ هر چند در راه حفظ حجابم، جانم را از دست بدهم».

 

***

 آن چه خوانديد، سه پلان از يك ماجراست.

 پلان اول، حكايت ماهيانى كه در آب زندگى مى‏كنند؛ همه عمر در آب غوطه‏ورند؛ اما مرتب از هم مى‏پرسند: آب كو؟

 پلان دوم، حكايت ماهى دور افتاده از آبى است كه آنقدر تن به شن‏هاى ساحل مى‏زند تا بالاخره راهى به دريا باز كند.

 ...و پلان سوم، حكايت ماهى گداخته‏اى است كه هُرم گرماى خشكى نفسش را بريده، حسرت آب بردلش مانده، اما راه دريا را از دل خويش مى‏جويد!

 بازگرديم به خيابان آفريقا، آن پاساژ با حال سانتى مانتال. بى‏اعتنايى دختران جوان به آن تابلو و قهقهه‏هاى مستانه!

 شست‏وشويى كن و آنگه به خرابات خرام

 تا نگردد زتو، اين دير خراب، آلوده

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 ساعت 1:25 |

ارتباط با نامحرم

به استفتاء زير دقت كنيد :

 

آيا ارتباط صميمى بين دختر و پسر در هنگام همكارى يا ميهمانى اشكال دارد؟

 همه مراجع: دوستى بين دختر و پسر جايز نيست چون ترس افتادن به گناه در ميان

است. اما ارتباط شغلى، اگر باعث مفسده نشود و موازين شرع در آن رعايت شود، اشكال

ندارد.(1)

پى‏نوشت‏

 (1) آيت‏الله خامنه‏اى، استفتاء، س 779 و 651 و دفتر همه مراجع.

 

سوال زير هم قابل توجه است :

در قرآن آیاتی درباره تحریم دوستی با نامحرم وجود ندارد (منظور روابط نامشروع نیست) و دراین باره فقط احادیث موجودند آیا اين مسئله صحیح است؟
متشکرم

پاسخ : با عرض سلام و تحیت.
دوست محترم!
اولا، در قرآن اشاراتی به این معنا شده که ارتباط دوستی و محبت خارج از ازدواج بین دو نامحرم صحیح نیست.
در سوره نساء می فرماید: «وَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ یَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ مِنْ فَتَیاتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ وَاللهُ أَعْلَمُ بِإِیمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَیْرَ مُسافِحاتٍ وَلا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ ذلِكَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَأَنْ تَصْبِرُوا خَیْرٌ لَكُمْ وَاللهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»(نساء/25)
و در سوره مائده می فرماید: «الْیَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّباتُ وَطَعامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ والْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَالْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسافِحِینَ وَلا مُتَّخِذِی أَخْدانٍ وَمَنْ یَكْفُرْ بِالإیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ»(مائده/5)
ثانیا، از این اشارات که بگذریم، باید گفت اگر در قرآن خطاب به همسران پیامبر آمده که "در سخن گفتن با نامحرم صدایتان را نازک نکنید تا آنان که در دلشان مرضی است به شما طمع نکنند" ـ (احزاب/32) ـ و اگر در احادیث آمده است که "وقتی دو نامحرم با هم در مکان خلوتی قرار می گیرند، نفر سوم آنها شیطان است" ـ ("بحارالانوار"، ج13، ص35) ـ آیا گمان می کنید نمی توان نظر صاحب قرآن در باره دوستی با نامحرم را پی برد؟!
ثالثا، احکام اسلام علاوه بر عقل، دو منبع سمعی دارد، قرأن و سنت. این به موجب حدیث ثقلین و ده ها و صدها آیه و روایت قبل اثبات است که نمی توان بدون سنت به احکام دین به طور کامل دست یافت. پس لازم نیست همه چیز در قرآن باشد. همین که در روایات رسول خدا(ص) و اهل بیتش حکمی ثابت شود کافی است تا آن را به خدا نسبت دهیم.
با آرزوی توفیق.
موسسه ذکر ـ قم.
باستانی.

 

منابع : پرسمان  و سايت تبيان

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 23:1 |

ارتباط دختر و پسر، علل، دلايل و راهكارها

نوشتار حاضر در سه بخش، تحت عناوين زير سامان يافته است:
الف) مدخل بحث
1) از دلايل انحراف در ارتباطات اجتماعي، فقدان مباحث تئوريك و عدم معرفي الگوهاي مناسب و قابل تقليد از سوي نخبگان فكري، فرهنگي، حوزوي و دانشگاهي است. اين مقاله در يك نگاه عقلي به تعليل ارتباطات بين دو جنس مخالف پرداخته و با تقسيم مجموعه عوامل به دو دسته «علت» و «دليل» نكاتي را در رابطه با هر يك به بحث گذاشته است. در انتها نيز براي پيشگيري از خطرات فراراه و چاره جويي مشكلات و دردهاي موجود، نكاتي مطرح گرديده است.
2) مجموعه ارتباطات دختران و پسران را مي توان در يك دسته بندي دقيق و منطقي، به دو قسم هويت نوعي و صنفي تقسيم نمود:
2-1 ) هويت نوعي و صنفي: هويت هر فرد در يك مبنا به سطح هويت شخصي، فكري و روحي قابل تقسيم است و در مبناي ديگر به دو سطح هويت فردي و جمعي تقسيم مي شود (1). در اين مقاله هويت به دو سطح نوعي و صنفي تقسيم مي شود.
منظور از هويت انساني(نوعي) آن خصوصياتي است كه دختر و پسر را به عنوان انسان در بر مي گيرد و از ساير حيوانات و موجودات متمايز مي كند. اما در هويت صنفي (جنسي) به دنبال بيان مميزات دختران از پسران هستيم.
2-2) زن و مرد در هويت انساني (نوعي) مشترك اند. وجه مميز انسان از حيوانات و موجودات ديگر نيز عقل است(2). از نتايج اشتراك دختر و پسر در هويت انساني آن است كه عقلانيت، علم، آگاهي، خلاقيت و نوآوري براي زن و مرد ممكن است. و در اين حوزه ها مي توانند با هم رقابت كنند و ارتباط داشته باشند.
مدعاي ديگر اين مقاله آن است كه هويت جنسي (صنفي) دختر و پسر و زن و مرد متفاوتند. در نتيجه جسم اين دو صنف با هم متفاوت است و رعايت نكاتي در شيوه پوشش و لباس براي هر دو لازم و ضروري است، نگاه آنها فرق دارد و.... بحث حجاب دختران نيز با بحث زيبايي آنها و لزوم حفظ زيبايي و عدم سوء استفاده ديگران از آنها و عدم عرضه ارزان زيبايي زنان قابل توجيه است(3).
2-3) بحث ارتباط دختر و پسر با ارتباط زن و مرد از جهت منطقي، موارد و مصداقها رابطه عام و خاص مطلق دارد.
2-4) مراد از دختر و پسر، ارتباطات دختر و پسر در مقابل والدين و ... يا دختر و پسر خردسال در مقابل هم نيست، بلكه اولا در بحث ارتباط دختر و پسر، جوهره و گلوگاه بحث به هويت جنسي و حوزه افتراقات دختر و پسر باز مي گردد و نه هويت انساني و اشتراكات. ثانيا آنچه در روابط دختر و پسر مسئله ساز و بحران‌آفرين است، روابط آنها حين و پس از بلوغ و عصر مجردي و قبل از تاهل و ازدواج است. (نوجواني و جواني)
2-5) تقسيم هويت به انساني و جنسي اعتباري است. اگرچه نگارنده معتقد است در حيطه هويت انساني تعامل و ترابط، بلامانع است اما رعايت حدود و قيودي براي اينكه اين ارتباطات از آفتها و آسيبها مصون بماند، ضرورت دارد.
ب) علل و دلايل روابط دختر و پسر
هر پديده از سه منظر قابل توجه و بررسي است؛ مقام توصيف، مقام تعليل و مقام تجويز و توصيه. رابطه دختر و پسر نيز از هر سه منظر يادشده قابل بررسي و مطالعه است. در مقام توصيف ميتوان از وضعيت موجود روابط دختر و پسر توصيفات فراوان ارائه داد، كه اين روابط گاه حتي به صورت نامطلوب وجود دارد.
در مقام تعليل بايد چرايي ارتباط دختر و پسرمورد مداقه قرار گيرد. تا بر اساس آن ببينيم كه در مقام تجويز چه بايد كرد. در اين قسمت عوامل موثر بر ارتباط دختر و پسر تعليل مي گردد.مجموعا عواملي كه به عنوان «متغير مستقل» مي توانند بر مسئله ارتباط دختر و پسر به عنوان «متغير وابسطه» تاثير بگذارند به دو دسته «علت» و «دليل» قابل تقسيم اند:
1) علل روابط دختر و پسر
روابط دختر و پسر،  در همه موارد متكي به علاقيت و گزينش و به عنوان گزينه مطلوب نيست ، بلكه در بسياري از موارد علل ديگري باعث ارتباط  دختران و پسران مي باشد. مثلا اگر د ر خانواده و يا دانشگاه و ... با محدوديت جدي مواجه باشد ، ممكن است از خانه بگريزد و به هر بزه و جرم تن در دهد و به روابط ناسالم در باندها كشانده شوند. اين گونه ارتباطات بيش از آنكه دليل داشته باشند، علت دارند.
از جمله نيازهاي آدمي نياز تعلق و محبت است اگر دختر و پسر دانشجويي با حضور در تشكل هاي دانشجويي ديگران او را نپذيرند و دوست نداشته باشند و اين نياز پاسخ مناسب نيابد (خلا عاطفي را هم به اين مورد اضافه كنيم ) ممكن است به جنس مخالف پناه ببرد و از اين طريق حتي اگر ناصواب باشد پاسخ بگيرد. اينجاست كه اين ارتباط روابط دختر و پسر بيشتر علت دارد تا دليل ، و اينجاست كه در آسيب شناسي روابط دختر و پسر حتما بايد به اين نكته كه اين ارتباطات از كجا منشا گرفته و خاستگاه آن كجاست و در صورتي كه به عللي (مثلا خلاء محبت در خانواده، به رسميت شناخته نشدن در خانواده، اذيت شدن در كنكور، فقر اقتصادي، سخت گيري پدر و مادر، عقده هاي رواني ايجاد شده در مدارس، خلاء ارايه الگوي مناسب، كم كاري مشاوران تربيتي و روان شناختي آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهاي متحجرانه و ناپخته نيروهاي مذهبي و ...) دختران به پسران و پسران به ارتباط با دختران پناه مي آورند آن علل ريشه يابي شده و رفع شود. در غير اين صورت، تا علت هست معلول نيز وجود خواهد داشت.
 

2) دلايل روابط دختر و پسر
     دلايلي همچون تحصيل و دادو ستد هاي علمي ، نياز به طرح پرسش و پاسخ ، كمك گرفتن جزوات و منابع درسي ، جهات شغلي و فعاليت هاي مادي ، همكار شدن دختر و پسر و ... باعث مي شود كه نتوان به طور كلي به عدم ارتباط كاري و سازماني يا تحصيل زن و مرد و دختر و پسر حكم داد. البته اين مدعا به معناي وجود هر گونه ارتباط لجام گسيخته در محل تحصيل ، دانشگاه و محيط كار نيست. ارتباط دختر و پسر در همه حوزه هاو مصاديقي كه به هويت انساني بر مي گردد ، در جهان امروز يك ضرورت است و در دفاع از آن مي توان اقامه دليل نمود. ارتباطي كه با آفت زدايي و آسيب شناسي لازم ، حدود و ثغور آن از كارتحصيلي ، به صورت قانوني و حقوق ، مدون و مضبوط شود.
اما حداقل دليل در ارتباط دختر و پسر و ضرورت آن ، رسيدن به نهاد خانواده از مجراي ازدواج است و اين ارتباط البته مربوط به حوزه هاي هويت جنسي است. پس براي آسيب شناسي اين روابط در حيطه هاي هويت جنسي، چند نكته قابل توجه اند:
اول: ارتباط دختر و پسر براي ازدواج، در صورتي كه شرايط ازدواج فراهم نباشد، از سويي باعث هدر رفتن انرژي دو فرد و مانع تحقق آرمان هاي بلند يك جوان مي شود و از سوي ديگر مساله ساز بوده و ممكن است پس از پاسخ منفي يك طرف براي ازدواج، طرف ديگر دچار بحران روحي و فكري شود.
دوم: گر چه ازدواج امري لازم و ضروري است، اما به طي شدن مراحل عادي، شفاف و روشن ( نه ارتباطات مخفيانه و پنهاني) نياز دارد، در غير اين صورت گاهي دختر و پسر فقط در دامي كه از سوي ديگري پهن گرديده مي افتد. و ارتباط با جنس مخالف، جز استرس و نگراني و خطر، چيزي براي او در پي ندارد.
سوم : ارتباط دختر و پسر حتي در حوزه هاي جنسي، ضرورت و لازم است و حداقل توجيه آن بقاي نسل است، اما نكته اساسي آن است كه ارتباط و تلذذ جسمي دو جنس مخالف از هم ، فقط به يك فرد و يك جنس مخالف منحصر مي گردد و نگارنده با مبناي عشق بين زوجين، ‌با تعدد زوجات مردان به صورت اصل و قاعده مخالف است ( رجوع شود به كتاب مساله زن، اسلام و فمينيسم، ص 184-9 ).
اگر شرايط ازدواج براي دختر و پسري فراهم نباشد ، ارتباط آنها در حيطه هاي جسمي، نگاه هاي مريض، حرف هاي نابجا و... باعث مي شود اينگونه افراد حتي پس از ازدواج نيز به اين عادات غلط و حركات نامعقول ادامه دهند، خود و ديگران را دچار خطر و بحران سازند.
چهارم : از جمله دلايل ارتباط دو جنس مخالف، وجود غريزه شهوت در آدميان است. اما از تفاوت هاي انسان از حيوانات آن است كه انسان علاوه بر غرايز، داراي عقل، اراده، انتخاب، ‌اختيار و... است و اين قابليت را دارد كه غرايزش را تعديل كند، كنترل نمايد و جهت دهد(1). پس گر چه در حيطه هويت جنسي نيز ارتباط دختر و پسر مطلقا نفي نمي گردد، ولي به ارتباط بسيار محدود و حساب شده مي رسيم كه بهترين مجراي آن در جامعه ما، نهاد خانواده است كه از مسير ازدواج ميسر مي گردد. البته براي چنين اقدامي، دليل نيز اقامه مي كنيم. چنين ارتباطي نياز بشري و غريزي و دروني است، شرط بقاي نسل است، از نيازهاي اساسي است و ...
ج) روابط دختر و پسر درمقام تجويز
در اين بخش و در مقام توصيه و تجويز، به اينجا مي‌رسيم كه رعايت چه نكاتي در موضوع ضرورت دارد و حياتي است تا از آسيبهاي احتمالي روابط دختر و پسر، مصون بمانيم. نكات عمده راهكارهاي جلوگيري از خطرات و آفات عبارتند از:
1- رعايت بهداشت، نظافت و توجه به آرايش‌ها و پيرايش‌ها، خصوصا براي نسل جوان در اصل مطلوب و لازم است. دختر و پسر به جاي اينكه خود را ارزان در معرض ديد ديگران قرار دهند، مي‌توانند با كسب توانايي‌هاي علمي، عقلي، روحي، قلبي و با ارائه آثار هنري، مقالات علمي، پيشرفت تحصيلي، تواناييهاي رزمي و ... خود را مطرح نموده و با استحكام در جامعه ظاهر شوند. از راهكارهاي آفت‌زدايي در تعامل بين دختر و پسر، توجه به نوع پوشش و آرايش و شيوه رفتار و مواجهه با ديگران است و سعي و تلاش بر اينكه خودشان را از طريق صحيح ثابت كنند و روابط سالم دو جنس را با حركات غلط تخريب نكنند.
2- در ارتباطات سالم بين دختر و پسر كه عمدتا مربوط به حيطه‌هاي هويت انساني است، ضرورتي به ارتباط پنهاني و تنهايي نيست و براي پرهيز از آسيب‌ها، مناسب است كه تعامل علمي، شغلي و ضروري دختر و پسر در انظار جمع و محافل عمومي باشد. حتي ارتباطات در حوزه هويت جنسي كه مقدمات ازدواج و زندگي مشترك باشد نيز بايد با اطلاع خانواده‌ها و به صورت مشروع، صحيح و قانوني تعقيب شود.
3- از آنجا كه در فرهنگ ايراني و در جامعه ما، دختر آسيب‌پذيرتر از پسر است، لذا عقل اقتضا مي‌كند كه دختران احتياط‌ها و دقتهاي بيشتري را در تعامل با مردان و جنس مخالف حتي در حوزه‌هاي هويت انساني داشته باشند. از سوي ديگر اگر دختران در امور تخصصي، فني، علمي و ... جنس خودشان را ترجيح دهند (مثلا در صورت وجود پزشك زن، به پزشك مرد مراجعه نكنند) به صورت عميقي به تثبيت هويت جنسي زنان و تقويت حضور زنان در عرصه‌هاي مختلف كمك كرده‌اند.
4- در مواردي كه ارتباط لازم و ضروري است، بايد دختر و پسر از شرم افراطي، هيجان‌زدگي، پرخاشگري و افراط در معاشرت بپرهيزند و با شناخت واقعي از جنس مخالف و نيز با كنترل خونسردي و صلابت شخصيت، برخورد مبتني بر احترام و اخلاق را با مراعات حدود شرعي از خود بروز دهند. البته كسب اين توانايي و بلوغ در معاشرت، با تذكر، آموزش و تمرين اين قابليت، روزافزون مي شود.
5- اگر روابط دختر و پسر مي‌تواند مطلوب يا نامطلوب باشد، در مقابل مشاهده روابط نامطلوب در ترابط دختر و پسر، سكوت، انفعال، بي‌تفاوتي و يا همراهي، خطرناك و حتي فاجعه‌انگيز است. حال آنكه بايد فعال و حساس بود و براي حفظ خود و سلامت روحي خويش، در مقابل روابط ناصحيح دو جنس از مجاري صحيح، عكس‌العمل مناسب نشان دهيم. چه بسا فردي با تذكري به راه صواب بازگردد.
6- دوستي‌هاي عميق بين دختر و پسر كه به عشق منتهي و به ازدواج ختم مي‌شوند، نمي‌توانند محصول روابط خياباني و دوستي‌هاي اتوبوسي و دفعي بين دختر و پسر باشد. زيرا براي ازدواج و زندگي مشترك، شناختهاي عميق لازم است كه با اين دوستي‌هاي ناصحيح بدست نمي‌آيد. از اين رو از اينگونه روابط به شدت بايد پرهيز كرد.
7- دختران و پسران جوان كه مي‌خواهند آگاهانه آينده زندگي خود را رقم بزنند و از سويي مي‌خواهند منزوي و غيرفعال و غيراجتماعي نباشند، از هر گونه دام و خطر و آسيب بپرهيزند، چرا كه بي‌دقتي در ارتباط با جنس مخالف ممكن است به تحصيل، موقعيت شغلي، آبروي فرد، موقعيت اجتماعي و خانوادگي و ... آسيب وارد كند. از اين رو بهتر است مجموعه ارتباطات دختران و پسران با ديگران، سطح‌بندي و دسته‌بندي شود كه در يك تقسيم «ثنايي» به دو سطح قابل تقليل است؛
اول، ارتباط با بستگان كه خود دو سطح دارد:
الف) ارتباط با محارم (پدر، مادر، خواهر، برادر، عمو، دايي، خاله، عمه و...)
ب) ارتباط با غيرمحارم (پسردايي‌ها، پسرعموها، پسرخاله‌ها و ... و دختردايي‌ها، دخترعموها، دخترخاله‌ها و...)
دوم، ارتباط با غيربستگان از جنس مخالف كه خود حداقل دو سطح دارد:
الف) روابط ضروري (مثل روابط شغلي، اداري، تحصيلي و...)
ب) روابط غيرضروري (مثل روابط دختران و پسران در كوچه، محله، پارك، سينما و ...)
نكته مهم آن است كه در تعيين حدود و شيوه تعامل بين دختر و پسر، بايد به هر چهار سطح توجه داشته باشم تا روابط صحيح از ناصحيح شناخته شوند. شايد بتوان ادعا نمود كه بخشي از روابط ناصواب دختر و پسر در جامعه ما، به فقدان اطلاعات صحيح نسل جوان از ميزان مجاز بودن يا نبودن، سطوح مختلف افرادي كه درمقابل او هستند،‌عدم ارائه آموزش براي مواجهه با جنس مخالف و فقدان نهادهايي براي تربيت نمودن نسل جوان براي تعامل با دختران و يا پسران برمي‌گردد.

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 22:58 |

ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت یكدیگر و به نیت ازدواج یا ...

وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است كه ارتباط بین دخترها و پسرها را در جامعه ما توجیه می كند. بخصوص دخترها كه معمولاً با وعده ازدواج تن به دوستی می دهند.

اما جوان امروز در ارتباط با جنس مخالف خود به دنبال چیست؟ ازدواج، عاطفه، محبت، وقت كشی، عشق یا ...؟

روان شناسان معتقدند، میل و كشش به جنس مخالف از نظر فیزیولوژی یك نیاز طبیعی، فطری و روانی است. آنان می گویند در تمام فرهنگها و كشورها ، پسران و دختران در سن بلوغ اولین نگاه و گرایش را به سوی جنس مخالف ابراز می كنند. اما مرز این كشش در هر فرهنگی تعریف شده است، برای مثال در جوامع غربی و سایر جوامع غیر مسلمان ارتباط میان دو جنس مخالف به خود فرد سپرده شده و هر شكلی از این ارتباط مورد پذیرش جامعه و فرهنگ آن است. اما در كشورهای مسلمان و برخی فرهنگها این ارتباط محدود است و در مواردی به فضای سیاسی و اجتماعی جامعه بستگی دارد اما رابطه دخترها و پسرها در جامعه ی ما چگونه است؟

در گذشته های نه چندان دور ارتباط بین پسرها و دخترها مانند امروز مورد توجه نبود. سن ازدواج پایین بود ارتباطات به شكل وسیع نبود، از این رو كنترل بیشتری بر جوانان صورت می گرفت، اما واقعیت این است كه بسیاری از جوانان امروز در ارتباط های خود به ازدواج فكر نمی كنند، به اعتقاد جامعه شناسان در جامعه امروز وجود مسایل اقتصادی، نگاه دوگانه جامعه مدرن و سنتی، فراگیری اطلاعات و دانش و پدیده جهانی شدن كه مبتنی بر ارزشهای دینی نیست،  احساس دو گانه ای را در این نسل پدیدار كرده است.

یك صاحبنظر در این باره می گوید: غرایز احساسی عاطفی و اخلاقی جوان برگرفته از فضیلت های نهفته در ذات اوست كه با نكات متعالی و دستورات حیات بخش اسلامی می تواند مورد سنجش عمیق قرار گیرد. آنچه كه جوان متهور و متحول امروز ایران طلب می كند، مسلماً آشفتگی ها و نابسامانی های غربی نیست. وظیفه ی والدین ، مربیان و مسئولان است كه  در زمینه مسائل جوانان به خصوص ارتباط دختر و پسر، روح، فكر و اخلاق اجتماعی آنان را مدنظر قرار دهند و بر این محور كه بسیار حساس و پیچیده است، برایشان تعیین تكلیف كنند. اگر فرهنگ ازدواج صحیح را به جوان آموزش ندهیم، غرایز جوانی او ممكن است رشته اخلاق را گسسته و او را به بیراهه بكشد.

اما آیا ارتباط بین دو جنس همیشه به پیوندهای عاطفی و صمیمانه منجر می شود؟ آیا این نوع ارتباط نمی تواند به زمینه های علمی، فرهنگی  و ... محدود باشد؟ یك صاحبنظر در این باره می گوید:

«از آنجا كه در جامعه ما نگاه دوگانه ای نسبت به این مسئله وجود دارد، نتوانسته ایم به تعریف قابل قبولی در این باره برسیم به همین دلیل نوع نگاه به دو جنس مخالفی كه كنار یكدیگر قرار می گیرند، عمدتاً با سوء ظن و سوء نیت همراه است و به معنای ناخوشایند موضوع یعنی دوست دختر و پسر تعبیر می شود. در حالی كه می توان به جوانها آموزش داد كه مباحثه و مكالمه با یك غیر همجنس در صورتی كه بر محوری صحیح انجام گیرد، شاید حتی مزیت اخلاقی و اجتماعی و شخصیتی برای او و جامعه در برداشته باشد.»

چرا ارتباط ناسالم

برخی كارشناسان تربیتی تحلیل اینگونه رفتارها و تفكرات را به اِعمال محدودیت های غیر منطقی به جوانان نسبت می دهند و می گویند كه وقتی جوان عرصه را بر خود تنگ ببیند و نتواند خود را از نظر عاطفی و اخلاقی با محیط تطبیق دهد و مربیان، معلمان و برنامه ریزان نهادهای آموزشی و تربیتی نیز نتوانند به احساسات و تمایلات منطقی و احساسی او پاسخ دهند، جوان سرخورده به اجتماع پناه می برد و سعی می كند چیزهایی را كه طی سالهای زندگی از او دریغ شده است به هر ترتیب ممكن حتی با هنجارشكنی به دست آورد.

عده ای نیز تنگناهای اقتصادی ، گسترش ارتباطات، فردگرایی و بی تفاوتی به ارزش ها را دلیل این گونه رفتارهای اجتماعی می دانند و معتقدند این دلایل موجب شده بسیاری از جوانان امروزی نسبت به ازدواج دید مثبتی نداشته باشند و به نوعی از زیر مسئولیت تشكیل خانواده شانه خالی كنند. یك روان شناس در این باره می گوید:

«متأسفانه مشكلات مالی و تصویب قوانینی كه به نوعی حقوق زنان را در جامعه تضمین می كند از عواملی است كه موجب شده پسران زیر بار ازدواج نروند. از سوی دیگر بسیاری از جوانان در این زمانه ترجیح می دهند خوش باشند. از این رو به ازدواج با نگاه منفی می نگرند اما از آنجا كه زن و مرد هر دو به هم نیازمندند و رفع نیازهای عاطفی و احساسی آنان در حال حاضر از طریق ازدواج به سختی امكان پذیر است، متأسفانه شاهد گسترش ارتباطات از نوع ناسالم هستیم.»

این روان شناس دلیل این گونه نگرش نسل جدید به ارزشها را بی توجهی مسئولان به نیازهای جوانان می داند و می گوید:

«از آنجا كه در موقع بحران نتوانستیم مسائل روز را به موقع هنجاریابی كنیم اغلب جوانان امروزی این حق را برای خود قائل شده اند كه به سوی رفتارهای فرد گرایانه گرایش یابند و هنجارهای اجتماعی را نادیده بگیرند.»

وی سوء رفتارها، اضمحلال اخلاقی، رواج بی بندوباری، پریشانی و بی ثباتی احساس و عواطف را از عواقب بی حد و حصر ارتباط جنس ها نام می برد و می گوید:

«اگر اینگونه ارتباطات به عادت تبدیل شود دیگر چیزی به نام هسته یا كانون خانواده شكل نخواهد گرفت. سن ازدواج بالا می رود، جنس ها نسبت به هم بی اعتماد و بی تفاوت می شوند و در نهایت خانواده ای شكل نمی گیرد و به این ترتیب شاهد گسترش بسیاری از مسایل رفتاری، ناهنجاری های اخلاقی و حتی بهداشتی در جامعه خواهیم بود. اینجاست كه نقش كارشناسان علوم دینی و تربیتی در هنجاریابی و جایگزینی هنجارهای متعادل و مرام تربیتی صحیح و متعالی كه مورد پذیرش خانواده، فرد و نهادهای اجتماعی باشد روز به روز آشكارتر می شود.

دیدگاه اسلام

به طور طبیعی زن و مرد به عنوان دو پیكره جامعه انسانی به زندگی مشترك با یكدیگر نیازمندند . در شرع نیز به پیوند میان این دو سفارش بسیار شده است، از این رو اخلاقی ترین، معنوی ترین و انسانی ترین جلوه پیوند زن و مرد در ازدواج تجلی پیدا می كند و هر نوع رابطه (جنسی) كه خارج از قانون ازدواج باشد، مشكلات متعددی را از لحاظ اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی به بار می آورد.

در جوامع غربی كه پایه های اخلاق دینی و مذهبی سست و ضعیف است، رابطه زن و مرد از چارچوب قوانین و هنجارهای موجود تجاوز می كند . به طوری كه ارتباط آزاد دختران و پسران به شكل طبیعی و غریزی جریان دارد و از اینجاست كه ریشه های فساد اخلاقی شكل می گیرد و بنیاد اجتماعات بشری را متزلزل می كند.

اما اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است؟

خداوند در قرآن می فرماید: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید و زنان پاك برای مردان پاك هستند و مردان پاك برای زنان پاك . اینان از آنچه درباره ی ایشان می گویند بركنارند ، برای آنان آمرزش و روزی نیكو خواهد بود. ( نور / 26)

از دیدگاه اسلام ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه های علمی و مشاركت های اجتماعی قابل قبول است. اما خارج از این چارچوب برای ایجاد ارتباط ، اسلام ازدواج موقت یا دائم را توصیه می كند. از این رو در اسلام رابطه دوستی بین دختر و پسر معنا ندارد. اما به شرط رعایت ضوابط اسلامی منعی برای این ارتباط نیست و چه بسا اینگونه ارتباطات زمینه ساز دوستی های فكری ، معنوی و عقلی هم بشود.

اما وقتی جوانان تن به ازدواج دائم نمی دهند و جامعه قدرت پذیرش ازدواج موقت ، بخصوص در مورد دختران را ندارد، برای پاسخ به نیاز جوانان و سر و سامان دادن به رابطه دختر و پسران چه باید كرد؟

خداوند در این باره می فرماید : به مردان با ایمان بگو دیده فرو نهند و پاكدامنی ورزند كه این برای آنها پاكیزه تر است ، زیرا خدا به آنچه می كنند آگاه است و به زنان با ایمان بگو كه دیدگان خود را از هر نامحرمی فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه از آن پیداست.... ( نور / 30 و 31 )

و در ادامه می فرماید : كسانی كه وسیله ی زناشویی نمی یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند... ( نور 33 )

اساس هر نظمی در جهان به نظم در رابطه دو جنس مخالف بر می گردد. اگر این نظم برقرار نشود جامعه به سوی انحطاط می رود. مشكل این است كه ما در بسیاری از موارد بخصوص در مورد مسائل اقتصادی از غرب الگو گرفته ایم كه این مورد موجب بسیاری از ناكامی های اقتصادی و فاصله طبقاتی و فقر در جامعه شده است، در حالی كه اگر موازین الهی و اسلامی در جامعه پیاده شود، شاهد این بحرانها نیستیم. یك جوان وقتی عدالت اسلام را ببیند، خودش می خواهد روابط آزاد نداشته باشد و این قید را با طیب خاطر می پسندد. این یك اصل رهایی بخش است كه نباید با جنس مخالف ، ناسالم برخورد كنیم. در عین حال جامعه نیز باید بسترسازی كند تا شرایط ازدواج دائم فراهم شود. اما در یك كلام برای حل بحران های اجتماعی ، راهی جز بازگشت به مبانی سنتی و سنت های اصیل دینی نداریم.

منبع : تبیان

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 ساعت 22:56 |

دوستى دختر و پسر در دانشگاهها

سلام

توي برخي دانشگاه ها داشتن دوست دختر يا داشتن دوست پسر افتخاره  و كسي كه نداره امل نام مي گيره ولي نظر اسلام چيه ؟؟؟

 

سوال و جواب زير را بخوانيد :

 

دوستى دختر و پسر در دانشگاهها/ محمدرضا احمدى‏

 مدت‏ها است این مسأله فکرم را مشغول کرده است که با جامعه‏اى که هر روز را در آن به شب مى‏رسانم، چه کنم. اتفاقاتى که در دانشگاه مى‏افتد و روابط پسرها و دخترها که بسیارى از اوقات زشت و ناپسند است، ناشى از بى‏فرهنگى است یا بى‏ایمانى؟ نمى‏دانم ناشى از چیست؛ ولى در جامعه ما که اسلامى است، واقعاً غیر قابل تحمل است و عرف جامعه سنتى ما چنین حرکات و روابطى را نمى‏پسندد. خودشان استدلال مى‏کنند در اسلام گفته شده است دو نفر که یکدیگر را دوست داشته باشند به هم محرمند. بااین استدلال بدون هیچ گونه عقد رسمى یا صیغه با هم قدم مى‏زنند و یا حتى گاهى اوقات، به قول خودشان براى شناخت بیش‏تر، بدون اطلاع خانواده‏ها در خلوت باهم صحبت مى‏کنند. آیا در احکام دینى چنین چیزى وجود دارد؟ به نظر شما، وظیفه ما در این موقعیت چیست و چه باید بکنیم؟
گاهى اوقات فکر مى‏کنم کاش در دانشگاه‏ها دخترها و پسرها را جدا مى‏کردند؛ ولى باز با خودم مى‏گویم آن وقت این اتفاقات در پنهان مى‏افتاد و شاید بدتر از این مى‏شد. واقعاً علت چیست و چه باید کرد؟
دوست دارم به این گونه افراد گفته شود فکر نکنند شجاعت به خرج مى‏دهند و در جلوى چشم‏هاى نامحرمان و پسرهاى دیگر با یکدیگر قدم مى‏زنند یا دست مى‏دهند و یا شانه به شانه راه مى‏روند. م.ا/ریاضى محض محقق اردبیلى

توجه شما دانشجوى گرامى به مسائل فرهنگى و اجتماعى جامعه، به خصوص لزوم رعایت ارزش‏ها و هنجارهاى دینى و اخلاقى در محیط دانشگاه و احساس مسؤولیت‏تان در برابر برخى نابهنجارى‏ها، قابل تقدیر و تحسین است. در این نامه سه پرسش اصلى به چشم مى‏خورد:
1. آیا صرف دوست داشتن دختر و پسر آن‏ها را محرم مى‏کند؟
2. روابط ناپسند دختر و پسر در دانشگاه‏ها ناشى از چیست و چرا گسترش یافته است؟
3. وظیفه و مسؤولیت ما در این موقعیت چیست و چه باید کرد؟

در پاسخ سؤال اول باید یاد آور شد آنچه سبب ایجاد پیوند زناشویى مى‏شود، خواندن صیغه عقد از سوى زن و مرد یا وکلاى آن‏ها و با اجازه اولیاى آن‏ها و حفظ شرایط آن است؛ در غیر این صورت، سببى براى ایجاد زوجیت و محرمیت زناشویى وجود ندارد. صرف دوست داشتن متقابل دو نفر، مجوزى براى محرم شدن آن‏ها نیست. معمولاً دوستى‏هاى قبل از ازدواج براى کامیابى‏هاى جنسى و در اثر غلبه شهوات صورت مى‏گیرد؛ نخستین چیزى که در این گونه روابط از دست مى‏رود گوهر ارزشمند عفاف و پاکى است و باید از چنین روابطى که بدون هیچ‏گونه عقد رسمى یا صیغه و بدون اطلاع خانواده‏ها به بهانه شناخت بیش‏تر صورت مى‏گیرد، جداً پرهیز کرد. بنابراین، پاسخ سؤال اول منفى است.

در پاسخ به سؤال دوم به عواملى چند مى‏توان اشاره کرد:
1. عدم ارضاى صحیح غریزه جنسى
بى‏تردید ایام جوانى، ایام بیدارى غریزه جنسى و گرایش به جنس مخالف است. در این ایام شوق جنسى و احساسات بر روان آدمى سایه مى‏افکند؛ ناخودآگاه رفتار، سخن و نگاه جوان را تحت تأثیر قرار مى‏دهد و سبب تحریک پذیرى وى در برخورد با جنس مخالف مى‏شود. طبیعى است این نیاز درونى باید به طور صحیح و مطلوب ارضا و تأمین شود. راه قابل قبول آن نیز ازدواج است؛ ولى متأسفانه به دلایل مختلف فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى - نظیر بالا رفتن سطح انتظارت و توقعات خانواده‏ها و توجه به برخى تشریفات غیر لازم، معضل اشتغال و آینده شغلى جوانان، ادامه تحصیل آن‏ها و عدم وجود امکانات و شرایط مالى مناسب برخى خانواده‏ها - سن ازدواج دختران و پسران افزایش یافته و در نتیجه ارضا و تأمین عاقلانه و صحیح این غریزه سرکش، به خصوص در دوران جوانى، به انحراف کشیده شده است. بنابراین، این گونه رفتارهاى نابهنجار در جامعه دینى و سنتى ما روبه فزونى است و اگر نگوییم به یک بحران اجتماعى تبدیل شده دست کم مى‏توان آن را یک معضل اجتماعى نامید. متأسفانه نظام اجتماعى ما تا کنون نتوانسته با فراهم کردن زمینه ازدواج جوانان از گسترش این رفتارهاى نادرست پیشگیرى کند.

2. احساس نیاز به محبت
در این سنین جوانان خواهان روابط دوستانه و هم سخن شدن با یکدیگرند. اریکسون، یکى از روان‏شناسان غرب، مى‏گوید: جوان در این مرحله مى‏خواهد روابط دوستانه نزدیکى با دیگران پیدا کند؛ ارزشمندترین و مهم‏ترین هستى و دارایى‏اش را به فردى دیگر هدیه دهد؛ در پى یافتن هویتى جدید است و گمان مى‏کند خانواده و والدینش نمى‏توانند از وى حمایت کنند. بنابراین، اگر این نیاز در محیط خانوادگى به خوبى تأمین نشود یا لطمه بیند و مخدوش شود، نیاز به محبت و ابراز محبت و برقرارى ارتباط دوستانه‏اش دچار اختلاف خواهد شد؛ به عبارت دیگر، دختر و پسرى که عواطف و احساساتشان در درون خانواده ارضا نشود و در جمع خانوادگى احساس غربت و تنهایى کنند، در فضاى باز و آزاد جامعه طعمه افراد فرصت طلب و سودجو مى‏شوند؛ به راحتى در دام افراد شیاد مى‏افتند یا حداقل میل متقابل آن‏ها و جنس مخالف سبب مى‏شود آن‏ها به بهانه‏هاى مختلف از قبیل آشنایى براى ازدواج و تبادل نظر درباره مسائل علمى و درسى آگاهانه یا ناخودآگاه در جهت تأمین و ارضاى این نیازشان گام بردارند؛ البته با روشى غلط و غیر قابل قبول که مشاهده‏اش شما را مى‏رنجاند.

3. الگو گرفتن از منابع غیر خودى‏
متأسفانه بخش قابل توجهى از جوانان ما ارزش‏ها و هنجارهاى اجتماعى خود را از محیطهاى غیر خودى و غیر اصیل جوامع دیگر مى‏گیرند. بى‏تردید گسترش ارتباطات اجتماعى و توسعه آن و نیز گسترش و توسعه تکنولوژى و وسائل ارتباط جمعى و «پدیده جهانى شدن در همه عرصه‏هاى فرهنگى، اجتماعى، سیاسى و...» در این خودباختگى و روى آوردن به فرهنگ بیگانه نقش اساسى دارد. این امور سبب مى‏شود جوانان فرهنگ‏ها و ارزش‏هاى دیگر جوامع را الگو قرار دهند و به گمان این که این گونه روابط عامل رشد و نشانه کمال و جرأت و وسیله ابراز شخصیت است، به آن روى آورند. در این میان، مسأله رقابت جوانان و به رخ کشیدن خود براى همسالان نقشى عمده ایفا مى‏کند. برخى براى این که در جمع دوستان مورد تحسین قرار گیرند و یا دست کم بى‏عرضه و بى‏جرأت خوانده نشوند، به دنبال دوست پسر یا دوست دختر مى‏گردند و با آن که به خوبى از عواقب سوء این کارها آگاهند، از آن دست نمى‏کشند.

اما در پاسخ به سؤال سوم شما و این که در وضعیت حاضر، در برابر چنین معضل اجتماعى چه باید کرد؟ به نظر مى‏رسد باید متناسب باعلل به وجود آورنده و عوامل گسترش دهنده این مشکل اقداماتى درخور انجام داد. بخشى از اقدامات سودمند در این مسأله عبارت است از:

الف) ارضاى صحیح و مشروع این غریزه معقول‏ترین راه براى نجات یافتن از این گونه رفتارهاى نابهنجار یا کج‏روانه است.
ویل دورانت، دانشمند معروف مغرب زمین، درباره ازدواج مى‏نویسد: اگر راهى
پیدا شود که ازدواج در سال‏هاى طبیعى انجام گیرد، بیمارى‏هاى روانى و انحرافات جنسى که زندگى را لکه دار کرده است تا نصف تقلیل خواهد یافت. شاید به همین جهت است که در آموزه‏هاى دینى‏مان تسریع در ازدواج فرزندان و جوانان مورد تأکید قرار گرفته است. این دستورها و تشویق‏ها گویاى آن است که مى‏توان با ازدواج از بسیارى انحرافات اخلاقى و جنسى و روابط ناسالم و غیر مشروع دو جنس پیشگیرى کرد.
البته این موضوع به تلاش همگانى خانواده‏ها و مسؤولان و اصلاح نگرش‏ها و آداب و رسوم نادرست و فراهم کردن تسهیلات و امکانات ازدواج بستگى دارد و همه افراد، خانواده‏ها و حکومت وظیفه دارند در مسیر تحقق مقدمات ازدواج جوانان بکوشند.

ب) تحکیم روابط خانوادگى و ایجاد فضاى عاطفى مثبت بین والدین و فرزندان و افزایش رابطه صمیمانه و نزدیک بین اعضاى خانواده عامل پیشگیرانه دیگرى است که مى‏تواند در ایجاد احساس امنیت و آرامش و تأمین نیاز عاطفى نقش مؤثرى داشته باشد. زیرا وقتى جوانان در خانه با محبت و توجه کافى روبه‏رو نشوند، این محبت و رابطه عاطفى را در بیرون خانه جست و جو مى‏کنند و متناسب با دوران بلوغ و اوجگیرى احساسات غریزى، رابطه خود را با جنس مخالف توسعه مى‏دهند. بنابراین، نیاز به محبت در دوره جوانى را باید با گسترش روابط عاطفى خانوادگى و نیز گسترش رابطه صمیمانه و دوستانه بین همسالان هم جنس تأمین کرد و بإ؛ئئ یافتن دوستان مناسب و ایجاد ارتباطات گرم و عاطفى و انجام برخى فعالیت‏هاى دسته جمعى به این نیاز درونى پاسخ مثبت داد.

ج) خود کنترلى‏
خود کنترلى مى‏تواند جوانان جویاى رشد و کمال و عفت و پاکى همچون شما را در این فضاى آلوده حفظ کند. با کنترل چشم، گوش و دیگر حواس و نیز کنترل افکارى که در این زمینه شکل مى‏گیرد، مى‏توان از تأثیر گذارى روابط ناسالم دیگران تا حدود زیادى جلوگیرى کرد. مطمئناً هر چه بیش‏تر ذهن و حواس خود را در این زمینه مشغول سازیم، بیش‏تر تأثیرپذیر خواهیم بود. پس بهتراست اوقات فراغت خودرا با برنامه‏ریزى صحیح پرکنید و با پرهیز از بیکارى و تنهایى و توجه به این صحنه‏ها، به وظیفه اصلى و مهم دوران دانشجویى که همان تحصیل علم است، بپردازید.

در پایان باید یادآور شد، برخى از عزیزان و جوانان از اشتباه بودن یا عدم مشروعیت بعضى ارتباطهاى خود آگاهى ندارند. برخورد روشنگرانه و با عاطفه ما مى‏تواند به اصلاح و تغییر رفتار آن‏ها انجامد. قطعاً حسن سلوک و رفتار شما در بیان این موضوع به آن‏ها نقشى تعیین کننده دارد.
کتاب، «جوانان و روابط»، نوشته ابوالقاسم مقیمى حاجى از انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش‏هاى فرهنگى حوزه علمیه قم مى‏تواند را هنماى خوبى در این زمینه باشد. کتاب دیگرى که در این زمینه سودمند مى‏نماید، «تحلیل تربیتى بر روابط دختر و پسر در ایران»، نوشته على اصغر احمدى است که به وسیله سازمان انجمن اولیا و مربیان منتشر شده است.

منبع: ماهنامه پرسمان اردیبهشت 1382

 

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 1:5 |