|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آرشیو موضوعی
ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها
نبي رحمت امام زمان (عج) شهید مطهری - دکتر شریعتی - مصدق-بازرگان- دکتر سروش دوستی دختر و پسر ائمه اطهار علیهم السلام ازدواج جستجو
پیوندها
سايت تبيان
سايت نسيم مطهر آيت الله صافي مقام معظم رهبري آيت الله مكارم شيرازي آيت الله مصباح يزدي موسسه امام خميني کلمات عاشقانه خدا یا ابا صالح المهدی ادرکنی وبلاگ حجاب فهميرا راز اشك آتش عشق آواز پر جبریل افق گرافیک شلمچه عکس های جالب و متنوع بي نام و نشانيم و ناگهان مرگ عاشقان ولايت :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پیامبر رحمت
شهید مطهری ره
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 ساعت 8:36
معلم
حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري
امام سجاد عليه السلام |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 ساعت 14:12
اظهارات مسيحي تازه مسلمان درباره آثار شهيد مطهري
پرسيدم اسمتان چيست؟ نگاهي مهربان به من كرد و گفت: به خاطر عواقبي كه برايم دارد و خطرات جاني مجبورم اسم دومم را بگويم؛ من محمد عبدالعزيز هستم اهل زامبيا و 29ساله.
خبرگزاري فارس:آقاي عبدالعزيز شما چند سال سن داريد؟ ابتدا چه ديني داشتيد؟ و چه شد كه مسلمان شديد؟ خبرگزاري فارس: خانواده شما خيلي مذهبي بودند؟ خبرگزاري فارس:پس رابطه خيلي تنگاتنگي با دين مسيحيت و كليسا داشتيد؟ نه؟ خبرگزاري فارس: مثلاً چه بحثهايي از «مسيحيت تحربف شده» و مباني اعتقادي آن با عقل شما سازگار نبود؟ خبرگزاري فارس: يعني زياد به شما اجازه نقد و پرسش را نميدادند؟ خبرگزاري فارس: نمونههايي از تضاد و تناقض در گفتار و رفتار كشيشنماها(نه كشيشهاي متعهد) را براي ما ميگوييد؟ خبرگزاري فارس: تكليف راهبههايي كه حامله ميشدند چه ميشد؟ خبرگزاري فارس: البته اين كه در گفتار و رفتار عدهاي از روحانيون هر ديني تضاد و تناقض وجود داشته باشد يك امر طبيعي است و يكي از آفات و پاشنه آشيلهاي هر مكتب و هر ديني به شمار ميآيد. پس از اينكه تضاد در خود مباني ديني «مسيحيت تحريف شده» و تناقض در گفتار و رفتار برخي روحانيي نماهاي مسيحي شما را دچار شك و ترديد كرد چه كار كرديد؟ خبرگزاري فارس: عجب شرايط متفاوتي! خوب بعد چه شد؟ خبرگزاري فارس: پس تصميم گرفتيد به نبرد اديان برويد، خوب بعد چه شد؟ خبرگزاري فارس: در اين مركز اسلامي به شما قرآن دادند؟ خبرگزاري فارس: چه كتابهايي به شما دادند؟ كتابهاي اهل تسنن؟ خبرگزاري فارس: مثلاً كدام مباحث اسلامي را قبل از خواندن اين كتابها بد ميدانستيد كه چهره اسلام را بد ميديديد؟ خبرگزاري فارس: اين روحاني شيعه هم به شما كتاب داد؟ خبرگزاري فارس: خوب؛ بعد چه اتفاقي افتاد؟ خبرگزاري فارس: آقا محمد! خدايي كه در «مسيحيت دست كاري شده» ميشناختي چه تفاوتي با خداي اسلام دارد؟ به عبارت ديگر وقتي مسيحي بودي چه تصوري از خدا داشتي و الان كه مسلمان شيعي شدهاي چه تصوري از خداوند داري؟ خبرگزاري فارس: راستي مراسم اعتراف در پيشگاه كشيش چه طور انجام ميشد؟ خبرگزاري فارس: خوب برگرديم به سئوال؛ داشتيد از تفاوت تصورتان از خدا در «مسيحيت تحريف شده» و اسلام ميگفتيد. خبرگزاري فارس: متأسفانه در اسلام هم عدهاي تندرو و افرادي كه دنبال كسب پول از طريق دين هستند ، چهره پيامبر اسلام (ص)، و امامان شيعه را نقاشي ميكنند؛ به نظر شما اين نقاشي ها هم باطل است؟ خبرگزاري فارس: آقامحمد! آيا لزومي دارد كه پيامبران و امامان حتماً از نظر ظاهري زيبا، ابروكماني، خوشقد و قامت و ... باشند؟ خبرگزاري فارس: توهين پيروان يك دين به پيروان ديني ديگر چه آثار و نتايج مخربي براي توهينكنندگان در بردارد؟ خبرگزاري فارس: اين صحبت شما مرا به ياد اين مصرع از شعر فارسي انداخت كه: عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد". خبرگزاري فارس: توصيه شما به جوانان مسيحي، يهودي و ساير جوانان پيرو اديان ديگر چيست؟ |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ساعت 15:3
دکتر عبدالکریم سروش
اظهار نظر در مورد نظرات جناب آقاى دكترسروش دراين مختصر نمىگنجد آنچه اجمالا مىتوان گفت اين است كه: آراى ايشان مجموعهاى ازسخنان صواب وناصواب است. چنان كه هر متفكر ديگرى نيزممكن است با مقياسهاى متفاوتى داراى چنين وصفى باشد. از اين رو به نظر ما در مطالعه آثار ايشان توصيه مى شود: 1. شديدا از مطلق گرايى و كل گرايى بايد دورى جست، 2. براى هر سخنى پروندهاى مستقل ازديگر آراى شخص بايدگشود. پرداختن به مسائل اختلافى وگوش دادن به حرفهاى مشتبه و متشابه در صورتى پسنديده است كه يا انسان خود قدرت تجزيه و تحليل مطالب و شناخت صواب از ناصواب را داشته باشد و يا حداقل بتواند با مطالعه ياگوش سپردن به نظرات مخالفين از ميان آنها راه حق و مطلب صحيح برابرگزيند تا مشمول آيه شريفه «فبشر عباد الذينيستمعون القول فيتبعون احسنه پس بشارت ده بندگانى را كه آنان سخن را گوش مىدهند و بهترينش را پذيرفته و پيروى مىنمايند» باشد وگرنه پرداختن بدين گونه مسائل با نداشتن قدرت تجزيه وتحليل وتشخيص لازم مقرون به صواب نبوده و بلكه مشكلآفرين نيز مىباشد. جهت اثبات اين موضوع به عنوان نمونه به نقد و تحليل يكى از ديدگاه هاى دكتر سروش با موضوع «حقيقت دين حيرت افكنى است» پرداخته و در ارتباط با آن نكاتى را بيان مى داريم: 1- مسلما ديدگاه ارائه شده در مقاله ايشان از جهات متعددى آسيبپذير و غير قابل انطباق با انديشه اسلامياست. واژه تركيبى ايدئولوژى ( ( ygoloedI داراى معانى گوناگونى است اما منظور عالمان وانديشمندان دينى در نسبت دين و ايدئولوژى اين معنا است كه دين مشتمل بر يك جهانبينى خاص، همراه با مجموعهاى از دستورالعملها وبايدها و نبايدهاى منسجم و هماهنگ با آن جهانبينى است. در اين معنا ايدئولوژى مرادف و هممعناى «مكتب» استعمال گرديده است. در انديشه دكتر سروش دين ايدئولوژى نيست زيرا: 1- حقيقت دين راز افكنى و حيرتزايى است، نه راز زدايى از حقايق عالم هستى، 2- دين مشتمل بر متشابهات است و اساسا جوهر دين را رازها و متشابهات تشكيل مىدهد، چنان كه قرآن مجيد نيز بر وجود متشابهات اذعان دارد، 3- كتاب الهى نامدون است. ديدگاه يادشده داراى اشكالات متعددى از جهت مبانى و زيرساختهاى پديدآورنده آن و نيز از جهت روساختها و اصل نظريه و مؤلفههاى آن مىباشد. طبيعى است كه بررسى دقيق اين مسأله در اين مختصر نمىگنجد، ليكن به طور گذرا به چند نكته اشاره مىشود: الف) اين كه ايشان مىگويند: «دين را نبايد ايدئولوژيك كرد، تعبيرى توصيهاى و دستورى است و داراى ماهيت معرفتى وشناختى نيست به عبارت ديگر سخن در اين است كه آيا دين مشتمل و يا مساوى با ايدئولوژى به معناى فوق هست يانه؟ ب) ايشان حقيقت و گوهر دين را رازافكنى و حيرتزايى مىدانند نه حيرتزدايى و اين از جهاتى مخدوش است ازجمله: 1- اساسا دين براى هدايت بشر مىباشد و قرآن مجيد بر اين مسأله اكيدا اهتمام مىورزد، به طورى كه كلمه هدى با مشتقات آن 316 مرتبه در قرآن استعمال گرديده است و خود قرآن نيز به آن توصيف گرديده است، آن جا كه مىگويند: «شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى والفرقان»(1) 2- قرآن مجيد بارها و بارها بر بين و روشن و رسا بودن پيام خود تأكيد مىكند چنان كه در آيه يادشده خود را چنين معرفى كرده است: «وبيّنات من الهدى» و نيز مىفرمايد: «ولقد انزلنا اليك آيات بينات و ما يكفر بها الا الفاسقون به راستى ما آيات روشنى بر تو فرو فرستاديم و به آن كفر نمىورزند مگر فاسقان»(2) از سوى ديگر قرآن مجيد همه پيامبران را در بردارنده پيامهاى روشن و بيّن معرفى نموده و مىفرمايد: «لقد ارسلنارسلنا بالبينات به تحقيق ما پيامبران خود را با سخنان روشن و آشكار فرستاديم»(3) 3- برخلاف انديشه آقاى سروش- كه متشابهات و سخنان رازافكن را جوهر دين مىداند- قرآن مجيد اساس و گوهر خود و دين را محكمات بيان داشته است به عبارت ديگر يكى از بهترين دلايل بر رد نظريه دكتر سروش آيهاى است كه خود ايشان بدان استناد جسته است زيرا آيه مزبور مىفرمايد: «فيه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر قرآن مجيد آيات محكمه را «ام الكتاب» و اساس قرآن معرفيمىفرمايد، نه متشابهات را و كسانى را كه بدون توجه به محكمات در پى متشابهات مىروند، گمراه كننده و غرض ورز معرفى مىكند: «فاما الذين فى قلوبهم زيغ فتيبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه وابتغاء تأويله»(4) 4- وقتى سخن از دين مىرود، تنها قرآن مجيد منظور نيست بلكه مقصود مجموعه دين است كه مشتمل بر سنت نيز مىشود و با توجه به اينكه بخش عظيمى از سنت، تفسير قرآن مجيد مىباشد، مىبينيم كه متشابهات و ديگر زواياى پيچيده و رازآلود دين در پرتو سنت وضوح و روشنيمىيابد و تفسير مىشود به عبارت ديگر دين در متن خود هادى مفسران، شارحان و بيانگران معصوم مىباشد كه در تبيين حقايق دين اندكخطايى ندارند. 5- دين خود مشتمل بر يك سرى اصول و روشهاى ويژه فهم نصوص دينى است به عبارت ديگر آيات قرآن جملگى قابل فهم و تفسيرهستند، زيرا به تعبير قرآن محكمات ام الكتاب هستند و از سوى ديگر قرآن از كسانى مانند «راسخون فى العلم» ياد مىكنند كه داننده تأويل قرآنمىباشند. بنابراين دين هم در بر دارنده متدلوژى فهم است و هم داراى مفسر و مبيّن ويژه. 6- قرآن مجيد به قرائت آيات و تدبّر در آن امر مىكند و دورى از مطالعه و انديشه در آن را انحرافى بزرگ مىشمارد و مىفرمايد: افلايتدبرون القرآن انه على قلوب اقفالها،(5). در حالى كه دعوت به تدبر و انديشه در جهت فهم حقايق و معانى قرآن فرع بر وجود معانى روشن و دسترسپذير براى عقل و خرد بشرى است. البته در وضوح و فهمپذيرى نصوص و حقايق دينى دو نكته را بايد توجه داشت: منظور از وضوح و فهمپذيرى، سادگى همه آيات قرآن طورى نيست كه براى همگان به آسانى و بدون تأمل فهمپذير باشد بلكه مقصودآن است كه حتى موارد مبهم و پيچيدهتر نيز با كاوشهاى دقيق و عالمانه و با به كارگيرى متدلوژى خاص و مضبوط فهم نصوص دينى قابل دركاست و از همينرو فهم دين هرگز بىنياز از وجود عالمان و متخصصان و آشنايان با روششناسى تفسير نصوص دينى نمىباشد. سخن در فهمپذيرى قرآن و نصوص دينى مربوط به ظاهر قرآن است و مسأله بطون قرآن- كه علم آن نزد «راسخون فى العلم» مىباشد- از محل بحث خارج مىباشد. از آنچه گذشت، روشن مىشود كه قشريت مورد ادعاى ايشان اساسا ادعايى توخالى و در واقع تعبيرى عاطفياست نه اشكالى معرفتشناختى. ج) ديدگاه ايشان مبتنى بر راز آلود و حيرتزا بودن دين مبتنى بر اين ديدگاه معرفتشناختى ( ( cygolometsipE است كه اساسا نصوص دينى فاقد هرگونه معنايى مىباشد. اين ديدگاه را ايشان در نظريه قبض و بسط آورده و توسط محققان نقد شده است. براى آگاهى بيشتر در اين باره ر. ك: 1- تحول فهم دينى احمد واعظى 2- معرفت دينى صادق لاريجانى 3- قبض و بسط در قبض و بسطى ديگر صادق لاريجانى 4- شريعت در آينه معرفت آيتاللّهجوادى آملى د) از مدون نبودن كتاب الهى نمىتوان نتيجه گرفت كه مشتمل بر معانى فهمپذير و دستورالعملهاى لازم براى بشريت نيست. چنان كه مشاهده مىشود قرآن مجيد به سبك يك كتاب حقوقى و جمعآورى و تدوين نشده است ولى درعين حال مشتمل بر بسيارى از اصول و احكام حقوقى است و سر آن اين است كه قرآن كتاب علمى ويژهاى در يكرشته خاص نيست و با زبان اختصاصى و صرفا براى عالمان و دانشمندان آن دانش سخن نمىگويد بلكه كتاب هدايت و برنامه جامع سعادت بشريت است و چون با عالم و عامى هر دو سخن مىگويد و در همه ابعاد و جوانب مرتبط با سعادت بشر سخن دارد، لاجرم شيوهاى را براى بيان معارف و تعاليم فرد برگزيده است كه از خشكى و زبان عبوس و غيرلطيف علوم به دور بوده و براى همگان جذاب، خواندنى و قابل استفاده است. در اين راستا هم تودههايكم دانش به قدر فهم خويش از آن بهره مىجويند و هم عالمان تلاشگر در فهم و تفسير و تدوين حقايق نهفته در آن تلاش مىكنند. 2- حقيقت اسلام يكى بيش نيست و آنچه تفاوت مىپذيرد ميزان و چگونگى اسلامگرايى و تدين دينداران است. در عين حال اسلامگرايى پير و جوان نيز تعبير دقيقى نيست و تفاوتهايى كه براى آن بر شمردهاند در اقسام مختلف آن تداخلدارد. از همينرو در همه صحنهها، از تمام اقشار مىتوان يافت. در صحنههاى نبرد و جهاد اسلامى نيز پير و جوان دركنار يكديگرند و آن گاه نيز كه خداى نخواسته جامعه به فساد و آلودگى گرايد و از اسلام حقيقى فاصله بگيرد، هر دو باهم منحرف خواهند شد، هر چند اشكال آن متفاوت باشد. 3- پردازندگان اين نظريه دقيقا روشن نساختهاند كه مشخصات و ويژگىهاى تئورى تأسيس و استقرار چيست و چه تفاوتهايى با هم دارد، تا بتوان داورى كرد كه آيا تئورى تأسيس در مرحله استقرار نيز كارآيى دارد يا ندارد. آنچه حايز اهميت است، اين كه اسلام در متن خود پاسخ لازم را براى نيازهاى مرحله تأسيس و استقرار دارد و در هر مرحله بايدبه آن رجوع كرد. 4- چنان كه گفته شد اسلام حقيقى واحد است ليكن در ميزان آشنايى با اسلام و نحوه انس و دلبستگى و چگونگى تدين دينداران تفاوتهاى بسيارى وجود دارد. مسلما ابوذر، مسلمانى عاشق و مجاهد و بوعلى دانشمند و فيلسوفيگرانمايه است ولى چه بسا بوعلى عشق ابوذر را فاقد باشد و ابوذر حكمت بوعلى را. گفتنى است كه اسلام كامل همان اسلام حضرت على (ع) است كه در آن: حكمت، عشق، عرفان، زهد، سياست، شهامت، عبادت، نرمش در عين قدرت و صلابت در عين ملايمت و جميع فضايل در حد اعلاى آن وجود دارد. يكى از شاگردان برجسته اين مكتب در عصر ما، حضرت امام خمينى (ره) بود كه نه از عشق ابوذر چيزى كم داشت و نه از حكمت بوعلى. 5- اين كه شريعتى دين را ايدئولوژيك كرده است، تعبيرى كاملا نادرست است. اگر ايدئولوژى را، آن طور كه انديشمندان مسلمان به كار برده اند؛ يعنى، مجموعه اى سازوار و منسجم از بينش ها (عقايد، جهان بينى، هستى شناسى)، كنش ها (فروع دين و مجموعه نظام عملى و بايدها و نبايدها در روابط انسان با خدا، جامعه و طبيعت) و گرايش ها (خصلت ها، ملكات و آنچه مربوط به رابطه انسان با خود مى باشد) بدانيم، در اين صورت همه انديشمندان و متفكران اسلامى، در طول تاريخ اسلام را ايدئولوژيك مى دانند. در عين حال به نظر ما كلمه» ايدئولوژى «تعبير مناسبى براى دين نيست، ليكن نه به خاطر ديدگاه هاى مطرح شده توسط آقاى دكتر سروش؛ بلكه چون اين واژه اى غربى است و در زبان مبدائ داراى معنايى مبهم و چند پهلو است و باعث سريان بارهاى منفى اين واژه در نگرش به دين مى شود. بنابراين دليل اصلى كسانى كه آثار و كتاب هاى دكتر سروش را عامل گمراهى مى دانند اين نكته است كه متأسفانه ايشان مبانى فلسفى پوزيتيويستى و پوپرى را دربست پذيرفته و اين مبانى را بر اسلام و قرآن تحميل مى كند و مطالب سره و ناسره را با هم درهم مى آميزد و در ذهن افرادى كه آشنايى با مبانى دينى و فلسفى ندارند، ايجاد شبه مى كند و به همين دليل براى كسانى كه آشنايى با اين مبانى ندارد، خواندن اين كتاب ها مضر است. پىنوشت (1)) بقره، آيه 185). (2)) بقره، آيه 99) (3)) حديد، آيه 25). (4)) آل عمران، آيه 7). (5)) محمد، آيه 24)
برگرفته از پرسمان |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه سی ام فروردین 1387 ساعت 22:18
دومين نامه آيت الله سبحاني به عبدالکریم سروش
دومين نامه آيت الله سبحاني به عبدالکریم سروشدانشمند محترم جناب آقاي دكتر سروش |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 15:37
نامه مجید مجیدی به دکتر سروش
سلام
این مطلب رو از سایت دکتر سروش آوردم خوندنش مفیده
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه دوم فروردین 1387 ساعت 15:7
شریعتی - مصدق - بازرگان
سلام
یه مطلب جالب دیدم که واستون می فرستم حتما بخونید علت مخالفت شما با مصدق، بازرگان و دكتر شريعتى با توجه به خدمات ارزندهآنها چيست؟ به نظر ما جايگاه شخصيت و عملكرد دكتر شريعتى به هيچ وجه قابل مقايسه با افرادى از قبيل مصدق و بازرگان كه در صدد تضعيف اسلام بوده و شعار جدايى دين از سياست سر داده و به سمت وابسته نمودن كشور به بيگانگان پيش مىرفتند نمىباشد. دكتر شريعتى از نويسندگان و شخصيتهاى انقلابى برجسته پيش از انقلاب بوده است وى نويسندهاى توانا و پرسوز و درد بود كه در دوران خفقان ستمشاهى با بيان و قلم خويش بر بازگشت جوانان به اسلام و قرآن تأكيد مىورزيد. كتابهاى مرحوم دكتر شريعتى اغلب كتابهايى سودمند و خواندنى هستند. در مجموع بايد يك نكته را كاملا مد نظر داشت و آن اين كه: ما به جز قرآن مجيد - كه همه آن را حق و حقيقت دانسته و به آن معتقديم - هيچ كتاب ديگرى (حتى كتابهاى احاديث) را خالى از نقد و نظر نمىدانيم. از افلاطون و ارسطو گرفته تا ملاصدرا و دكارت و انيشتين هيچ كدام داراى علم مطلق نبوده و خود نيز چنين ادعايى نداشتهاند. حال در مورد آثار دكتر شريعتى بيشتر بايد با ديده انصاف و علم به آنها نگريسته شود مطالب مفيد آن استفاده و مواد غير قابل قبول آن نقد گردد. اما در مورد شخصيت ايشان بايد گفت كه مرحوم شريعتى از شخصيتهايى است كه روىكردهاى كاملاً متفاوتى در برابر آن رخ نموده است: |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 ساعت 22:47
بيست نکته درباره مطالعه کتب شهيد مطهري
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه بیستم اسفند 1386 ساعت 10:33
|