تبليغاتX
پیامبر رحمت
پیامبر رحمت
حسد

 حسد اعمال نيک انسانها را مي خورد؛چنانچه آتش،هيزم را

پيامبر گرامي اسلام (ص)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت 13:25 |

دانش
اگر دانش در ثريا هم باشد مردماني از سرزمين پارس به آن دست مي يابند

پيامبر گرامي اسلام (ص)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه یکم مهر 1388 ساعت 10:22 |

رمضان
اگر بنده خدا مي دانست ماه رمضان چه بركتي دارد دوست مي داشت كه تمام سال، رمضان باشد

رسول اكرم (ص)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 10:15 |

روزه
اى روزه‏دار! در كار خویش نیك بنگر، كه در این ماه، میهمان پروردگار خویش هستى . بنگر كه در شب و روزت چگونه‏اى و چگونه اعضاى خود را از نافرمانى خدا حفظ مى‏كنى. بنگر تا مبادا شب در خواب باشى و روز در غفلت؛ پس این ماه بر تو بگذرد و بار گناهت همچنان بر دوشت مانده باشد ...
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه یکم شهریور 1388 ساعت 10:17 |

مستمندان
راه تقرب به خداوند متعال، دوست داشتن مستمندان و نزديك شدن به آنها است
حضرت محمد (ص)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه بیستم مرداد 1388 ساعت 15:30 |

آگاهی
رسالتم براي آگاهي بخشيدن است

پيامبر گرامي اسلام (ص)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 10:10 |

قرآن
پيامبر گرامي اسلام

قرآن سفره ضيافت خداست پس تا مي توانيد از ضيافت او فرا گيريد

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388 ساعت 8:55 |

زبان

وَ الّذی نَفسی بِیَدِهِ ما اَنفَقَ النّاسُ مِن نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِن قَولِ الخَیرِ.

 

میزان الحکمه، ج 7، ص 3044، ح 10401

 

شرح حدیث: بعضی ها از نیش زدن لذت می برند، همیشه طعنه و کنایه می زنند، گویا زبان طعنه، زبان مادری آنهاست؛ و بعضی ها خوش زبان و نیک گفتارند، تلخی‏ها را هم به شیرینی بیان می‏کنند و کمبودها را با ظرافت طرح می‏کنند که نه سیخ می‏‏سوزد و نه کباب.

و پیامبر(ص) چنین فرمود: «قسم به خدایی که جانم به دست اوست، مردم هیچ انفاقی نکردند که دوست داشتنی تر از گفتار نیک باشد».

گاهی با یک تشویق، آفرین گفتن، کارستانی می توان کرد و گاهی با یک گوشه و کنایه زدن گورستانی می سازیم؛ کدام بهتر است؟!(کوله پشتی زندگی، قنبرعلی تیموری، صفحه 15)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه ششم مهر 1387 ساعت 16:38 |

رمضان
سلام

حلول ماه رمضان مبارك

 

درهای آسمان ،در نخستین شب ماه رمضان گشوده می شود و تا آخرین شب آن بسته نمی شود.
           حضرت محمد(ص)

آن که در ماه رمضان آمرزیده نشود،پس در کدام ماه آمرزیده می شود.
            حضرت محمد(ص)

هر چیز دری دارد ، و در عبادت روزه است.
            حضرت محمد(ص)

در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید.
            حضرت محمد(ص)
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 ساعت 11:41 |

یک لبخند

 

وَ یا بَنی عَبدُالمُطَلِّبِ، اِنَّکُم لَن تَسَعوا الناسَ بِاَموالِکُم فَاَلقَوهُم بِطَلاقَةِ الوَجهِ وَ حُسنِ البِشرِ

وسائل الشیعه، ج 2، ص 222

شرح حدیث: جلسه خانوادگی بود، همه بودند، وجود پیامبر(ص) جمعشان را روشن کرده بود با لبخندی و نگاهی به همه فرمود: «شما آن قدر پول ندارید که دل همه را به دست آورید پس بکوشید با خوشرویی، همه را خرسند کنید.» یک لبخند، احوال‏پرسی گرم و حتی تکان دادن سر دل‏های گریزنده را رام می کند و نگاه‏های غریبه را آشنا، پس چرا دریغ؟!(کوله پشتی زندگی، قنبرعلی تیموری، صفحه 14)

 

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه شانزدهم شهریور 1387 ساعت 18:48 |

جای خدا
فکر می‏کنی خدا واقعاً کجاست؟! آن دورها، توی آسمان های دورِ دور؟! یا همین نزدیکی ها، همین دور و برها؟!

آن روزگار هم کسی به دنبال خدا می گشت، آمد نزد پیامبر(ص) و پرسید؛ یا رسول الله، خدا کجاست؟ پیامبر(ص) فرمودند: «خدا نزد شکسته دلان است». خوشا به حالت که خدا میهمان دل تو شده است.

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 ساعت 9:39 |

از كلمات كوتاه حضرت رسول ( ص )
. 1 هر چه فرزند آدم پيرتر می‏شود ، دو صفت در او جوانتر می‏گردد : حرص‏
و آرزو .
. 2 دو گروه از امت من هستند كه اگر صلاح يابند ، امت من صلاح می‏يابد و
اگر فاسد شوند ، امت من فاسد می‏شود : علما و حكام .
. 3 شما همه شبان و مسؤول نگاهبانی يكديگريد .
. 4 نمی‏توان همه را به مال راضی كرد اما به حسن خلق ، می‏توان .
. 5 ناداری بلاست ، از آن بدتر ، بيماری تن ، و از بيماری تن دشوارتر ،
بيماری دل .
. 6 مؤمن ، همواره در جستجوی حكمت است .
. 7 از نشر دانش نمی‏توان جلو گرفت .
. 8 دل انسانی همچو پری است كه در بيابان به شاخه درختی آويزان باشد ،
از وزش بادها دائم در انقلاب است و زير و رو می‏شود .
. 9 مسلمان آن است كه مسلمانان از دست و زبان او در آسايش باشند .
. 10 رهنمای به كار نيك ، خود كننده آن كار است .
. 11 هر دل سوخته‏ای را عاقبت پاداشی است .
. 12 بهشت زير قدمهای مادران است .
. 13 در رفتار با زنان ، از خدا بترسيد و آنچه درباره آنان شايد ، از
نيكی دريغ ننمائيد .
. 14 پروردگار همه يكی است و پدر همه يكی . همه فرزند آدميد و آدم از
خاك است . گرامی‏ترين شما نزد خداوند ، پرهيزكارترين شماست .
. 15 از لجاج بپرهيزيد كه انگيزه آن ، نادانی و حاصل آن ، پشيمانی است‏
.
. 16 بدترين مردم كسی است كه گناه را نبخشد و از لغزش چشم نپوشد و
باز از او بدتر كسی است كه مردم از گزند او در امان و به نيكی او
اميدوار نباشند .
. 17 خشم مگير و اگر گرفتی ، لختی در قدرت كردگار بينديش .
. 18 چون تو را ستايش كنند ، بگو ای خدا مرا بهتر از آنچه گمان دارند
بساز و آنچه را از من نمی‏دانند بر من ببخش و مرا مسؤول آنچه می‏گويند
قرار مده .
. 19 به صورت متملقين ، خاك بپاشيد .
. 20 اگر خدا خير بنده‏ای را اراده كند ، نفس او را واعظ و رهبر او قرار می‏دهد .
. 21 صبح و شامی بر مؤمن نمی‏گذرد مگر آنكه بر خود گمان خطا ببرد .
. 22 سخت‏ترين دشمن تو ، همانا نفس اماره است كه در ميان دو پهلوی تو
جا دارد .
. 23 دلاورترين مردم آن است كه بر هوای نفس ، غالب آيد .
. 24 با هوای نفس خود نبرد كنيد تا مالك وجود خود گرديد .
. 25 خوشا به حال كسی كه توجه به عيوب خود ، او را از توجه به عيوب‏
ديگران باز دارد .
. 26 راستی به دل آرامش می‏بخشد و از دروغ ، شك و پريشانی می‏زايد .
. 27 مؤمن آسان انس می‏گيرد و مأنوس ديگران می‏شود .
. 28 مؤمنين همچو اجزاء يك بنا ، همديگر را نگاه می‏دارند .
. 29 مثل مؤمنين در دوستی و علقه به يكديگر ، مثل پيكری است كه چون‏
عضوی از آن به درد بيايد ، باقی اعضا به تب و بی خوابی دچار می‏شوند .
. 30 مردم مانند دندانه‏های شانه ، با هم برابرند .
. 31 دانش جوئی بر هر مسلمانی واجب است .
. 32 فقری سخت‏تر از نادانی و ثروتی بالاتر از خردمندی و عبادتی والاتر
از تفكر نيست .
. 33 از گهواره تا به گور ، دانشجو باشيد .
. 34 دانش بجوئيد گرچه به چين باشد .
. 35 شرافت مؤمن در شب زنده‏داری و عزت او در بی نيازی از ديگران است .
. 36 دانشمندان ، تشنه آموختن‏اند .
. 37 دلباختگی ، كر و كور می‏كند .
. 38 دست خدا با جماعت است .
. 39 پرهيزكاری ، جان و تن را آسايش می‏بخشد .
. 40 هر كس چهل روز به خاطر خدا زندگی كند ، چشمه حكمت از دلش به‏
زبان جاری خواهد شد .
. 41 با خانواده خود بسر بردن ، از گوشه مسجد گرفتن ، نزد خداوند
پسنديده‏تر است .
. 42 بهترين دوست شما آن است كه معايب شما را به شما بنمايد .
. 43 دانش را به بند نوشتن در آوريد .
. 44 تا دل درست نشود ، ايمان درست نخواهد شد و تا زبان درست نشود ،
دل درست نخواهد بود .
. 45 تا عقل كسی را نيازموده‏ايد ، به اسلام آوردن او واقعی نگذاريد .
. 46 تنها به عقل می‏توان به نيكيها رسيد . آنكه عقل ندارد از اين تهی‏
است .
. 47 زيان نادانان ، بيش از ضرری است كه تبهكاران به دين می‏رسانند .
. 48 هر صاحب خردی از امت مرا چهار چيز ضروری است : گوش دادن به‏
علم ، به خاطر سپردن و منتشر ساختن دانش و بدان عمل كردن .
. 49 مؤمن از يك سوراخ ، دوبار گزيده نمی‏شود .
. 50 من برای امت خود ، از بی تدبيری بيم دارم نه از فقر .

منبع : پیامبر امی شهید مطهری

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 1:11 |

پیامبر اخلاق
علی ( عليه السلام ) درباره رسول اكرم می‏فرمايد :
« و لقد قرن الله به منذ كان فطيما اعظم ملك من ملائكته يسلك به طريق‏
المكارم و محاسن أخلاق العالم »
از آن زمان كه كودك بود و تازه از شير گرفته شده بود ، خداوند
بزرگترين فرشته خويش را مأمور و مراقب او قرار داده ، آن فرشته او را
در راه‏های مكرمت می‏برد و به نيكوترين اخلاق جهان سوق می‏داد .

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه هشتم مرداد 1387 ساعت 17:29 |

صدقه
پيامبر(ص) فرمودند: بر هر مسلماني لازم است هر روز صدقه بدهد. پرسيدند، چه کسي توان آن را دارد؟! فرمود: «لبخند زدن» به روي مردم صدقه است، «نشان دادن يک آدرس» صدقه است، «عيادت بيمار» صدقه است، «جواب دادن سلام» صدقه است، «امر به معروف و نهي از منکر» صدقه است، «برداشتن يک سنگ»، «يک خار» از سر راه مردم صدقه است، «آب دادن» به مردم صدقه است و شايد صدها کار ديگر و فرمود: «هر کار نيکي» صدقه است. پس ما هم مي توانيم هر روز صدقه بدهيم!.

(کوله پشتي زندگي، قنبرعلي تيموري، صفحه 34)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه پنجم مرداد 1387 ساعت 14:12 |

پاسخ به شبهه ای در مورد پیامبر
برخی از افراد می گویند که پیامبر ص در دوران قبل از حکومت مهربان و نرم بود و پی از تشکیل حکومت خشن شد و مدام می جنگید و  خبری از عطوفت نبود. 

در پا سخ به این شبهه متن زیر که از کتاب سیری در سیره نبوی  شهید مطهری گرفته شده توجه کنید :

پيغمبر شعب ابی طالب را ببينيد و پيغمبر روز وفات را ببينيد . پيغمبر شعب ابی طالب ، اوست و يك جمع قليل از اصحاب كه در دره‏ای محبوس‏اند ، آب ، غذا و احتياجات ديگر به آنها نمی‏رسد و آنچنان بر آنان سخت است كه بعضی از مسلمينی كه در مكه اسلامشان‏ را مخفی كرده بودند با بعضی از مسلمينی كه در شعب بودند و بالخصوص علی‏ ( ع ) [ رابطه برقرار كرده بودند و در ] آن تاريكيهای شب از گوشه‏ها می‏رفتند و انبان غذايی می‏آوردند و مسلمين هر كدام اندكی می‏خوردند همين‏ قدر كه سد جوعشان بشود . اين پيغمبر بعد می‏رسد به سال دهم هجری . در سال‏ دهم هجری حكومتهای جهان رويش حساب می‏كنند و در مقابل او احساس خطر می‏كنند ، نه تنها تمام جزيرش العرب تحت نفوذش هست و به صورت يك‏ قدرت تمام در آمده است ، بلكه سياسيين جهان پيش بينی می‏كنند كه اين‏
قدرت عن قريب از جزيرشالعرب سرريز می‏كند و متوجه آنها خواهد شد . در همان حال پيغمبر سال دهم هجرت با پيغمبر سال دهم بعثت كه دارد از شعب‏ ابی طالب می‏آيد بيرون يك ذره از نظر روحيه فرق نكرده است . در حدود سال دهم هجرت كه برو و بيا زياد است و شهرت پيغمبر در همه‏
جا پيچيده است يك عرب بيابانی می‏آيد خدمت پيغمبر . وقتی كه می‏خواهد با پيغمبر حرف بزند ، روی آن چيزهايی كه شنيده‏ رعب پيغمبر او را می‏گيرد ، زبانش به لكنت می‏افتد . پيغمبر ناراحت‏
می‏شود : از ديدن من زبانش به لكنت افتاد ؟ ! فورا او را در بغل می‏گيرد و می‏فشارد كه بدنش بدن او را لمس بكند : برادر ! « هون عليك » آسان‏ بگو ، از چه می‏ترسی ؟ من از آن جبابره‏ای كه تو خيال كرده‏ای نيستم : « لست بملك » . من پسر آن زنی هستم كه با دست خودش از پستان بز شير می‏دوشيد . من مثل برادر تو هستم ، هر چه می‏خواهد دل تنگت بگو . آيا اين وضع ، اين قدرت ، اين نفوذ ، اين توسعه و اين امكانات يك‏ ذره توانسته است روح پيغمبر را تغيير بدهد ؟ ابدا . عرض كردم كه تنها پيغمبر چنين نيست ، پيغمبر و علی مقامشان خيلی بالاتر از اين حرفهاست ، بايد برويم سراغ سلمانها ، ابوذرها ، عمارها ، اويس قرنی‏ها و صدها نفر امثال اينها .

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 1:32 |

میلاد پیامبر رحمت و امام صادق علیه السلام گرامی باد
سلام بر وبچ

میلاد پیامبر رحمت و امام صادق علیه السلام  را تبریک عرض می کنم .

عمق كلام پيغمبر ( ص )

عمده در كلمات بزرگان اين است كه نكات بسيار دقيقی كه در اين كلمات‏ گنجانيده شده است ، افراد بتوانند درك بكنند ، خصوصا كه پيغمبر اكرم‏ درباره سخنان خودش فرمود ( و عمل هم نشان داد ) :
«
اعطيت جوامع الكلم » ( 1 ) خدا به من كلمات جامعه داده است . يعنی خدا به من قدرتی داده است كه با يك سخن كوچك يك دنيا مطلب‏ می‏توانم بگويم . سخنان پيغمبر را همه می‏شنيدند ولی آيا همه می‏توانستند به عمق سخنان‏ پيغمبر آنچنانكه بايد برسند ؟ ابدا . شايد صدی نود و نه شان هم می‏رسيدند . خود پيغمبر اكرم ببينيد چگونه مطلب را پيش بينی می‏كند . جمله‏ای دارد كه مفاد آن اين است : سخنانی كه از من می‏شنويد ضبط و نگهداری كنيد و به‏ نسلهای آينده تحويل بدهيد و بسپاريد ، ای بسا نسلهای آينده و خيلی دور بهتر معنی حرف مرا بفهمند از شما كه امروز پای منبر من هستيد . در آن‏ حديث معروفی كه در كتب معتبر ما هست و از احاديثی است كه شيعه و سنی روايت كرده‏اند و در كافی و تحف العقول و كتابهای ديگر هست ، پيغمبر اكرم فرمود : « نضر الله عبدا سمع مقالتی فوعاها و بلغها من لم يسمعها » خدای خرم سازد چهره آن بنده‏ای را كه سخن مرا بشنود و ضبط كند و برساند به كسانی كه آنها از من نشنيده‏اند . بعد اين جمله را اضافه فرمود : « فرب حامل فقه غير فقيه و رب حامل فقه الی من هو افقه منه » ( 1 ) . اين جمله خيلی نكته در آن هست ، يعنی اشاره‏ای است به آينده . " فقه‏ " يعنی فهم عميق ، ولی در اينجا مقصود جمله‏ای است كه عمق داشته باشد . " فقه " با " فهم " فرقش اين است كه " فهم " مطلق فهميدن است و " فقه " فهم عميق را می‏گويند . وقتی كه فقه به كلام اطلاق بشود يعنی سخنی‏ كه عمق زياد دارد . فرمود : بسا مردمی كه حامل يك سخن عميقند ولی خودشان‏ عميق نيستند . جمله را هميشه نقل می‏كند ولی خودش نمی‏تواند به عمق آن پی‏ ببرد . باز فرمود : بسا مردمی كه جمله‏ای را ، فقهی را حمل می‏كنند يعنی‏ جمله‏ای را كه از من شنيده‏اند ح فظ دارند ، فقيه هم هستند ولی نقل می‏كند برای كسی كه از خود او فقيه‏تر است يعنی نقل می‏كند برای كسی كه از او عميقتر است و عمق فكرش بيشتر است ، او كه وقتی برايش نقل می‏كند چيزهايی می‏فهمد كه خود اين كه برای او نقل كرده نمی‏فهمد . اين است كه ما
می‏بينيم سخنان پيغمبر دقيقا قرن به چهارم به اندازه قرن پنجم . تاريخ علوم اسلامی اين امر را نشان می‏دهد . اگر شما اخلاق را مطالعه كنيد ، فقه را مطالعه كنيد ، معارف و فلسفه را مطالعه كنيد ، عرفان را ملاحظه كنيد ، می‏بينيد در هر قسمت كه پيغمبر سخن‏ گفته است ، مفسرينی كه در دوره‏های بعد آمده‏اند واقعا بهتر توانسته‏اند به‏ عمق كلام پيغمبر برسند . اعجاز پيغمبر در همين است . ما تنها اگر فقه‏ خودمان را در نظر بگيريم ، چنانچه يك نابغه هزار سال پيش را مثلا در نظر بگيريم ، شيخ صدوق و شيخ مفيد و حتی شيخ طوسی را در نظر بگيريم در فهم‏ معانی [ كلمات ] پيغمبر در مسائل فقهی ، و بعد بيابيم نهصد سال بعدش‏ شيخ مرتضی انصاری را در نظر بگيريم ، می‏بينيم شيخ مرتضی انصاری در نهصد سال بعد از شيخ طوسی و شيخ مفيد و شيخ صدوق بهتر می‏تواند سخن پيغمبر را
تحليل بكند . آيا از اين جهت است كه شيخ مرتضی نبوغ بيشتری دارد از شيخ‏ طوسی داشته است ؟ نه ، علم زمان او وسعت بيشتری دارد از علم زمان شيخ‏ طوسی ، علم جلوتر رفته است و در نتيجه اين بهتر می‏تواند به عمق سخن‏ پيغمبر برسد تا او كه در هزار سال قبل بوده . آينده هم همينجور است . صد سال ديگر ، دويست سال ديگر افرادی پيدا خواهند شد كه خيلی عميقتر از شيخ‏ انصاری سخنان پيغمبر را درك بكنند

برگرفته از کتاب سیری در سیره نبوی شهید مطهری

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 1:16 |

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 11:57 |

پيامبر رحمت
بخشي از آيات کريمه‌ی قرآني در مورد سيره‌ی طيبه، برنامه‌ی زندگي و منش‌ عالي پيامبر بزرگوار اسلام است که ما در اين مجال به تعدادي از آنها اشاره مي‌کنيم:

لقد جائکم رسول من انفسکم عزيز عليه ما عنتم حريص عليکم بالمؤمنين رؤوف رحيم1

به تحقيق رسول و فرستاده‌اي به سوي شما آمد که از خود شماست؛ مشقت و ناراحتي شما بر او گران و سنگين است، او حريص و مشتاق هدايت و خوشبختي شماست و نسبت به مؤمنان، رئوف و رحيم است.

ما از جمله‌ی «من انفسکم» که جزء صفات پيامبر آمده، صرف نظر مي‌کنيم؛ زيرا به موضوع بحث، يعني سيره‌ی پيامبرمرتبط نيست پس سخن را متوجه‌ی سه مطلب ديگر مي‌کنيم:

الف. «عزيز عليه ما عنتّم»؛ رنج و زحمت شما بر او گران است.

ناراحتي، درد و بيماري هر کس نوعاً مرتبط به خود اوست؛ وي را آزرده و ناراحت مي‌سازد و حتي گاهي ديده مي‌شود که در جواب شخص گرفتار و درمانده ‌که ياري و فرياد‌رسي مي‌جويد، بسياري از افراد، عادي و خونسرد مي‌گويند: اين مشکل شماست وبه ما ربطي ندارد. اما مکتب انبياء، به خصوص حضرت خاتم الانبياء محمد صلي الله عليه و آله و سيره‌ی طيّبه آن بزرگوار چنين نبود؛ بلکه گرفتاري ديگران را مشکل خود مي‌دانست و درد و رنج ديگران، باري بزرگ و سنگين بود که بر دل پاک و قلب مقدس وي سنگيني مي‌کرد.

ب. «حريص عليکم»؛ آن بزرگوار بر هدايت و سعادت شما مردم حريص و کوشا بود.

در طبقات مختلف جامعه ممکن است ميل و رغبتي براي هدايت و راهنمايي مردم باشد وکم و بيش هست وليکن حريص بودن، جديت داشتن بر اين موضوع، نگران بودن و آرام نگرفتن در راه راهنمايي جامعه، از مزاياي پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله است.

آري! پيامبر اکرم در راه هدايت جامعه آرامش نداشت وشب و روز نمي‌شناخت؛ آسايش و استراحت خويش را در راه اين هدف مقدس فدا کرده بود.

ج. «بالمؤمنين رؤوف رحيم»؛ خداوند در پايان اين آيه‌ی کريمه، رسول اکرم را به اين دو صفت که از صفات ذات لايزال خود اوست ستوده است.او نسبت به اهل ايمان بسيار مهربان بود و همان‌گونه که خداوند، رئوف و رحيم است پيامبر اسلام نيز نسبت به مؤمنان رئوف و رحيم بود.

و ما ارسلناک الا رحمة للعالمين

و ما تو را نفرستاديم مگر رحمت براي جهانيان.

طبق بيان اين آيه‌ی کريمه، پيامبر اعظم براي مردم، سرا پا رحمت بود. لطف و عنايت او همه را فرا مي‌گرفت و اشخاص در زير چتر رحمت و انعام او در رفاه و راحتي بودند و احساس امن و امان مي‌کردند، حتي رحمت و نعمت وجود پاک رسول خدا به انسان‌ها اختصاص نداشت و شامل حال همه‌ی صاحبان روح و جان مي‌شد. حيوانات و تمام موجودات جهان از اين رحمت بزرگ، عظيم و گسترده بهره‌مند مي‌شدند.

از نشانه‌هاي اين رحمت فراگير آن است ‌که اگر نفرين مي‌کرد بلاي آسماني فرو مي‌ريخت و هيچ موجود و ذي‌ حياتي باقي نمي‌ماند وعالم وجود و حداقل محيط مخصوصي که با پيامبر سروکار داشتند در عذاب اليم الهي هلاک و نابود مي‌شدند البته ايشان چنين نکرد و همه‌ی موجودات به زندگي خود ادامه داده و به انواع نعمت‌هاي الهي متنعم بوده و برخوردار بوده و مي‌باشند.

پيامبر در نگاه علي عليه السلام

او طبيبي بود که با طب خويش همواره به گردش مي‌پرداخت، مرهم‌هايش را به خوبي آماده ساخته و ابزار داغ کردن محل زخم‌ها را گداخته تا در آنجا که مورد نياز است به کار ببرد. براي قلب‌هاي نابينا، گوش‌هاي ناشنوا و زبان‌هاي گنگ، با داروي خود در جستجوي بيماران فراموش شده و جايگاه‌هاي حيرت زده و سرگرداني بود.

پيامبر در نگاه فاطمه

او رسالت خود را ابلاغ و آشکارا انذار نمود و از عذاب خدا بيم داد، از روش مشرکان روي برتافت، بر پشت آنان ضربه زد و گلوگاه آنان را گرفت، با حکمت و موعظه‌ی حسنه به سوي پروردگارش دعوت کرد، بت‌ها را شکست و سرهاي آنان را به خاک افکند تا سرانجام جمعيت مشرکان منهزم و فراري شده و از صحنه، پشت کرده و گريختند و سرانجام تاريکي شب کنار رفت و سپيده‌ی صبح آشکار شد و حق خالص، نمايان گرديد و پرچمدار دين، لب به سخن گشود و عربده‌هاي شيطان به خموشي گراييد.

برگرفته از کتاب «سیری گذرا در سیره‌ی رسول الله(ص) » اثر آیت الله کریمی جهرمی

 منبع : http://www.saafi.ir

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه هجدهم اسفند 1386 ساعت 2:23 |