تبليغاتX
پیامبر رحمت
پیامبر رحمت
جلسه 13: وضعیت جهان پس از ظهور

مقدمه

با اجراي برنامه هاي فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي و سيماي حضرت وضعيت جهان به كلي با قبل از ظهور متفاوت خواهد بود و ظلم جاري خود را به عدالت، بغض كينه تبديل به اتحاد و صفا و صميميت، خرابي تبديل به عمران و آبادي، جهل و ناداني جاي خود را به عقل و فهم و علم و آگاهي خواهد داد و امنيت عمومي برقرار خواهد شد.

قلمرو حكومت سراسر جهان را در بر مي گيرد ولي مدت آن به طور دقيق مشخص نيست، آن چه كه مهم است اين است كه حكومت عدل جهاني حضرت با رجعت ائمه (ع) تداوم مي يابد و به قيامت متصل خواهد شد.

 

پرسشهاي اصلي كه اين جلسه متكفل پاسخ آنهاست.

پرسش اول: وضيعت فرهنگي، اجتماعي پس از ظهور چگونه خواهد بود؟

پرسش دوم: وضعيت سياسي واقتصادي جهان  پس از ظهور چگونه است؟

پرسش سوم: مدت حكومت جهاني حضرت چند سال است؟

پرسش چهارم: قلمرو حكومت جهاني حضرت چه محدوده اي را در بر مي گيرد؟

 

فوايد

 

آگاهي از وضعيت جهان پس از ظهور سبب اشتياق مردم را نسبت به تحقق ظهور بيشتر خواهد نمود و انتظار را شعله ورتر خواهد ساخت.

 

دستاوردهاى حكومت‏ جهاني و قلمرو و مدت آن

 

افراد و جمعيت‏ها پيش از آنكه به حكومت برسند و قدرت را به دست گيرند آرمانهايى را براى حكومت خود بيان مى‏كنند و چه بسا براى رسيدن به آن اهداف، برنامه‏هاى خود را نيز اعلام كنند امّا معمولاً پس از رسيدن به قدرت و گذشت زمان، در اهداف خود ناكام مانده و گاهى از آنچه گفته بودند عدول مى‏كنند و يا به كلّى آن ايده‏ها و اهداف مطرح شده را فراموش مى‏كنند. دست نيافتن به آرزوها و اهداف از پيش تعيين شده يا به جهت آن است كه «هدف‏ها» واقعى و اصولى نبوده و يا آنكه برنامه‏هاى حكومت براى رسيدن به هدف‏ها، برنامه جامع و كاملى نبوده است و در بسيارى از موارد نيز سبب ناكامى، عدم لياقت مجريان بوده است. در حكومت امام مهدى‏عليه السلام اهداف، هدفهايى است واقعى و اصيل كه ريشه در عمق وجدانهاى بشر دارد و همگان در آرزوى رسيدن به آن بوده‏اند و برنامه‏ها نيز بر اساس تعاليم قرآن و سنت اهل‏بيت‏عليهم السلام تنظيم گرديده و در تمامى بخش‏ها ضمانت اجرائى براى آنها وجود دارد؛ بنابراين دستاوردهاى اين انقلاب عظيم، بسيار چشمگير و قابل توجه است و در يك جمله بايد گفت دستاوردهاى حكومت امام مهدى‏عليه السلام پاسخگوى تمام نيازهاى معنوى و مادى بشر است كه خداوند متعال در وجود انسان به امانت نهاده است. در اينجا با توجه به روايات به برخى از اين دستاوردها نيم نگاهى مى‏اندازيم:

1. عدالت فراگير

 

در روايات فراوان، مهمترين ره آورد قيام و انقلاب حضرت مهدى‏عليه السلام پر شدن جهان از عدالت و دادگرى شمرده شده است كه در بخش اهداف حكومت درباره آن سخن گفتيم. اما در اين بخش بر آن حقيقت ياد شده اين واقعيت را مى‏افزاييم كه در حاكميّت قائم آل محمدصلى الله عليه وآله عدالت در همه سطوح جامعه به صورت يك جريان جارى در تمام مويرگهاى اجتماع در مى‏آيد و هيچ نهاد ومجموعه كوچك يا بزرگى نمى‏ماند مگر اينكه عدالت در آن حاكم خواهد شد و روابط افراد با يكديگر بر اساس آن پى‏ريزى خواهد شد.  امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرمود:  به خدا قسم، عدالت رادرخانه‏هاى مردم خواهد برد آنچنان كه سرما و گرما به درون خانه‏ها نفوذ مى‏كند.(1) وقتى خانه كه كوچكترين نهاد در جامعه است به كانون عدالت تبديل مى‏شود و روابط افراد خانواده با يكديگر عادلانه مى‏گردد حكايت از آن دارد كه حكومت جهانى و عدل گستر مهدوى نه با ابزار زور و قانون بلكه بر اساس يك تربيت قرآنى كه به عدالت و احسان فرمان مى‏دهد(2)، افراد را پرورش مى‏دهد و در فضايى اين چنين همگان به حكم وظيفه انسانى و الهى خود، حقوق ديگران را - گرچه از نظر رتبه و مقام، جايگاهى نداشته باشند - محترم مى‏شمارند. در جامعه موعود مهدوى، عدالت، يك جريان فرهنگى اصيل و با پشتوانه قرآنى و حكومتى است كه تخلّف از آن تنها توسط معدودى از افراد كه خود محور و منفعت طلب بوده و به دور از تعاليم قرآن و اهل‏بيت‏عليهم السلام پرورش يافته‏اند، صورت مى‏گيرد كه حاكميت عدالت پرور با آنها برخورد جدّى مى‏كند و اجازه رشد و نموّ و ريشه دوانيدن به آنها نمى‏دهد و به ويژه از نفوذ آنها به سطوح حاكميّت جلوگيرى مى‏كند. آرى عدالتى چنين فراگير و همگانى رَه‏آورد حكومت مهدى منتظرعليه السلام است و بدينسان عالى‏ترين هدف انقلاب امام مهدى‏عليه السلام كه پر كردن عالم از عدل و داد بوده است به شكل كامل تحقق خواهد يافت و ظلم و ستم و حق كشى در همه زواياى جامعه حتى در روابط اعضاى خانواده با يكديگر از بين خواهد رفت.

پاورقی :

1) بحارالانوار، ج 52، ص 362.

2) قرآن مى‏فرمايد: ان الله يأمر بالعدل والاحسان يعنى به راستى كه خداوند به عدالت و نيكوكارى فرمان مى‏دهد؛ سوره نحل، آيه 90.

 

 

2. رشد فكرى و اخلاقى و ايمانى‏

 

 در بخش قبل گفتيم كه همه‏گير شدن عدالت در جامعه به سبب تربيت صحيح افراد و رواج فرهنگ
 قرآن و عترت در جامعه است و در روايات ما به رشد فكرى و اخلاقى و ايمانى مردم در حاكميت امام مهدى‏عليه السلام تصريح شده است. امام باقرعليه السلام فرمود: 
وقتى قائم ما قيام كند دست (عنايت) خويش بر سر بندگان خدا نهد و به بركت آن عقل و خرد آنها به كمال رسد.(3)و همه خوبى‏ها و زيبايى‏ها به دنبال كمال عقل انسان، به دست مى‏آيد زيرا كه عقل، پيامبر درونى انسان است كه در صورت حاكم بودن آن بر كشور جسم و جان، انديشه و عمل آدمى به سوى صلاح ودرستى خواهد رفت و مسير بندگى پروردگار و نيل به سعادت هموار خواهد شد.از امام صادق‏عليه السلام سؤال شد كه عقل چيست؟ فرمود: عقل آن [حقيقتى‏] است كه به سبب آن خداوند عبادت مى‏شود و به [راهنمايى‏] آن بهشت به دست مى‏آيد.(4) آرى، در جامعه امروز مى‏بينيم كه در جامعه بدون امام و حاكميت او، شهوات بر عقل، غلبه دارد و نفس سركش، يگانه فرمانرواى افراد و گروهها و احزاب است و پيامد اين وضعيّت پايمال شدن حقوق افراد و فراموش شدن ارزشهاى الهى است ولى در جامعه موعود و در سايه فرمانروائى حجت خدا، كه عقل كلّ است، عقول انسانها، ميدان دار و سكّان‏دار تصميم و اقدام خواهد بود و عقلِ به كمال رسيده جز به خوبى و زيبايى فرمان نمى‏دهد.

پاورقی :

3) بحارالانوار، ج 52، ح 71، ص 336.

4) كافى، ج 1، ح 3، ص 58.

 

3. اتحاد و همدلى‏

 

برابر روايات، جمعيتى كه تحت حاكميّت جهانى امام مهدى‏عليه السلام بسر مى‏برند، با هم متحد و صميمى خواهند بود و در زمان بر پايى دولت مهدوى جايى براى كينه و دشمنى نسبت به يكديگر در دل‏هاى بندگان خدا نخواهد ماند. امام على‏عليه السلام فرمود: وَلَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا... لَذَهَبْتِ الشَّحْناءُ، مِنْ قُلُوبِ الْعِبادِ... وقتى قائم ما قيام كند، كينه از دلهاى بندگان برود. در آن زمان ديگر بهانه‏اى براى كينه توزى نيست زيرا كه روزگار عدل و دادگرى است و حقى از كسى ضايع نمى‏شود و روزگار خردورزى و تعقّل است نه عقل ستيزى و شهوت پرستى.(5) بنابراين زمينه‏اى براى دشمنى و كينه‏جويى باقى نمى‏ماند و از اين رو دل‏هاى مردم كه تا پيش از اين، پراكنده و دور از هم بود، انس و الفت مى‏يابد و همگان به برادرى و اُخوّت قرآنى باز مى‏گردند(6) و چونان برادران با يكديگر همدل و مهربان مى‏شوند. امام صادق‏عليه السلام در وصف روزگار سبز مهدوى فرموده است: [در آن ايّام‏] خداوند وحدت و اُلفت بين قلوب پريشان و پراكنده برقرار كند.(7) و اگر دست خدا در كار است ديگر عجيب نيست كه اين همدلى و صميميت به جايى رسد كه تصور آن در دنياى كنونى كه بحران تضادها و كشمكش‏هاى مادّى به اوج خود رسيده است، دشوار باشد. امام صادق‏عليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند دوستى واقعى و صميميت حقيقى بيان مى‏شود. هر نيازمندى دست مى‏برد و از جيب برادر ايمانى‏اش به مقدار نياز برمى‏دارد و برادرش او را منع نمى‏كند.(8)

پاورقی :

5) در دو بخش قبلى به تفصيل درباره عدالت دوران امام مهدى و كمال عقلى مردم در آن روزگار سخن گفته  شد.

6) اشاره به آيه انما المؤمنون اخوة...، همانا مؤمنان با يكديگر برادرند؛ سوره حجرات، آيه  10.

7) كمال الدين، ج 2، باب 55، ح 7، ص 548.

8) بحارالانوار، ج 52ح 164، ص 372.

 

4. سلامت جسمى و روانى‏

 

يكى از مشكلات بشر امروز بروز بيمارى‏هاى سخت و غير قابل علاج است كه محصول عوامل گوناگون از جمله آلودگى محيط زيست به سبب به كارگيرى سلاح‏هاى شيميايى، اتمى و ميكروبى است. همچنين روابط نامشروع انسانها با يكديگر و نيز از بين بردن جنگل‏ها و آب‏هاى دريا از ديگر عوامل ظهور بيماريهايى مانند جذام، طاعون، فلج، سكته و دهها بيمارى ديگر است كه بهداشت و درمان پيشرفته امروزى نيز قادر به معالجه آنها نيست. بر بيمارى‏هاى جسمى بايد فهرست بلندى از امراض روحى و روانى را نيز افزود كه زندگى را براى مردم جهان تلخ و غير قابل تحمل كرده است كه اين نيز به سبب روابط غلط حاكم بر جهان و انسانهاست. در دولت كريمه مهدوى كه روزگار عدالت گسترى و حكومت فضيلت‏ها و زيبايى‏هاست و روابط بر اساس برادرى و برابرى شكل مى‏گيرد، بيمارى‏هاى جسمى و روانى انسان از بين مى‏رود و قواى بدنى و روحى انسان به طور شگفت انگيزى قوى و نيرومند مى‏گردد. امام صادق‏عليه السلام فرمود:  هنگامى كه حضرت قائم‏عليه السلام قيام كند، خداوند بيماريها را از مؤمنان دور مى‏سازد و تندرستى را به آنان باز مى‏گرداند.(9) در دولت آن سرور كه دانش به گونه‏اى شگفت پيشرفت مى‏كند هيچ بيمارىِ لاعلاجى نمى‏ماند و بهداشت و طبّ، رشد چشمگيرى خواهد داشت و نيز به بركت وجود حضرت، بسيارى از بيماران شفا خواهند گرفت. امام باقرعليه السلام فرمود: هر كس قائم اهل بيت مرا درك كند اگر به بيمارى دچار باشد شفا مى‏يابد و چنانچه دچار ناتوانى باشد توانا و نيرومند مى‏گردد.(10)

پاورقی :

9) همان، ح 138، ص 364.

10) همان، ح 68، ص 335.

 

. خير و بركت فراوان‏

از دستاوردهاى بزرگ حكومت قائم آل محمدصلى الله عليه وآله خير و بركت فراوان و بى سابقه است. در بهار دولت او همه جا سبز و خرم گشته و نشاط و حيات مى‏يابد. آسمان مى‏بارد و زمين مى‏روياند و بركات الهى سرشار و بى‏شمار مى‏گردد.امام صادق‏عليه السلام فرمود: ...خداوند به سبب او (امام مهدى‏عليه السلام) بركات آسمانها و زمين را جارى مى‏كند. [در ايام دولت او] آسمان مى‏بارد و زمين دانه مى‏دهد.(11) در سايه حكومت آن حضرت كويرى نمى‏ماند و همه زمين‏ها جامه حيات و شادابى به تن مى‏كند.اين تحول چشمگير و فراوانى بى‏نظير به جهت آن است كه روزگار مهدى، زمان جوانه زدن نهال پاكى و تقوا و شكوفايى گلهاى ايمان است و مردم در همه اصناف و اقشار تحت تربيت الهى قرار گرفته و روابط خود را بر اساس ارزشهاى خدائى انجام مى‏دهند و خداوند وعده فرموده است كه چنين محيط پاكى را از بركات و خيرات، سيراب گرداند.قرآن كريم در اين زمينه فرموده است: وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ القُرى‏ امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْاَرْضِ؛اگر مردم شهرها ايمان آورده و تقوا پيشه مى‏كردند [درهاى‏] بركات آسمان و زمين را به رويشان باز مى‏كرديم.(12)

 پاورقی :

11) غيبت طوسى، ح 149، ص 188.

12) سوره اعراف، آيه 96. 

 

6. ريشه كن شدن فقر

وقتى همه منابع زمينى براى امام مهدى‏عليه السلام آشكار گردد و بركات آسمان و زمين بر مردم زمان او بى‏دريغ جريان يابد و اموال بيت‏المال مسلمين به عدالت تقسيم گردد جايى براى فقر و تهيدستى نمى‏ماند و بشريت در دولت امام مهدى‏عليه السلام براى هميشه از چنگال فقر و ندارى رها مى‏شود.(13) در روزگار او روابط اقتصادى بر اساس برادرى و برابرى شكل مى‏گيرد و اصل سودجوئى و منفعت‏طلبى شخصى، جاى خود را به حسّ دلسوزى و غمخوارى و مواسات با برادران دينى مى‏دهد و در اين حال همه به يكديگر به عنوان اعضاى يك خانواده نگاه مى‏كنند و بنابراين همه، ديگران را از خود مى‏دانند و بوى يگانگى و يكرنگى در همه جا به مشام مى‏رسد. امام باقرعليه السلام فرمود:  ...(امام مهدى‏عليه السلام) هر سال دو بار به مردم مى‏بخشد و در هر ماه دوبار به آنها روزى (و نياز زندگى) عطا مى‏كند و [در اين كار] به مساوات بين مردم عمل مى‏نمايد تا اينكه [چنان مردم بى نياز مى‏شوند كه‏] هيچ نيازمندى به زكات پيدا نمى‏شود...!(14)  از روايات استفاده مى‏شود كه عدم نيازمندى مردم به جهت روحيّه قناعت و بى‏نيازى روحى است. به بيان ديگر پيش از آنكه مردم از بيرون، صاحب مال فراوان شوند و بى‏نياز گردند از درون، روح بى‏نيازى در آنها پيدا مى‏شود و به آنچه خداوند از فضل خويش به آنها عطا كرده راضى و خشنود مى‏گردند و بنابراين چشمى به اموال ديگران ندارند. پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله در توصيف روزگار دولت مهدوى‏عليه السلام فرمودهاست:...خداوند [روح‏] بى‏نيازى را در دل‏هاى بندگان قرار مى‏دهد.(15)  اين در حالى است كه پيش از ظهور روحيّه آزمندى و زياده‏طلبى عامل مؤثرى در رقابت‏هاى غلط و انباشتن اموال بر روى هم و انفاق نكردن آنها به نيازمندان بوده است.خلاصه اينكه در زمان امام مهدى‏عليه السلام بى‏نيازى از بيرون و درون خواهد بود. از سوئى ثروت سرشار به عدالت تقسيم مى‏گردد و از سوى ديگر قناعت، ويژگى اخلاقى مردمان مى‏شود. پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله پس از اينكه درباره بخشش امام مهدى‏عليه السلام به مردم بياناتى فرموده است مى‏افزايد:  و خداوند دل‏هاى امت محمّدصلى الله عليه وآله را از بى‏نيازى پُر مى‏كند و عدالت مهدوى همه آنها را در بر مى‏گيرد به گونه‏اى كه [حضرت مهدى‏عليه السلام‏] امر مى‏كند تا ندا دهنده‏اى اعلام كند: چه كسى نيازمند مال است؟ پس كسى در ميان مردم بر نخيزد مگر يك نفر!  پس امام [به او] مى‏فرمايد: نزد خزانه دار برو و به او بگو: مهدى‏عليه السلام به تو فرمان مى‏دهد كه به من مالى بدهى. پس خزانه دار به او مى‏گويد: جامه‏ات را بياور، تا اينكه وسط جامه‏اش را پُر مى‏كند و چون آن را بر دوش مى‏كشد پشيمان مى‏شود و مى‏گويد: چرا در ميان امت محمدصلى الله عليه وآله من از همه حريص‏تر باشم... پس مال را بر مى‏گرداند ولى از او قبول نمى‏شود و به او گفته مى‏شود: ما آنچه عطا كرديم باز پس نمى‏گيريم.(16)

پاورقی :

13) ر.ك: منتخب الاثر، فصل 7، باب 3، 4، صص 589 - 593.

14) بحارالانوار، ج 52، ح 212، ص 390.

15) همان، ج 51، ص 84.

16) همان، ص 92.

 

7. حاكميت اسلام و نابودى كفر

 

قرآن كريم در سه مورد وعده داده است كه خداوند متعال دين مقدس اسلام را جهان‏گير خواهد كرد:

هُوَالَّذى‏ اَرْسَلَ رَسُولُهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ...(17) او خدائى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند... و شكى نيست كه وعده خداوند انجام شدنى و تخلف‏ناپذير است چنانكه قرآن فرموده است:  ...اِنَّ اللَّهَ لايُخْلِفُ الْمِيعادَ.(18)  ولى روشن است كه با وجود همه مجاهدت‏ها و تلاش‏هاى بى‏دريغ پيامبرصلى الله عليه وآله و اولياء خداعليهم السلام تا كنون چنين رويداد مباركى به وقوع نپيوسته است(19) و همه مسلمانان اميد دارند كه اين روزگار فرا رسد و البتّه اين آرزويى حقيقى است كه ريشه در بيانات پيشوايان معصوم‏عليهم السلام دارد.  بنابراين در سايه حاكميّت آن ولىّ پروردگار بانگ اشهدان‏لااله‏الااللّه كه پرچم توحيد است و نواى اشهد ان محمّداً رسول‏اللّه كه علم اسلام است همه جا را فرا خواهد گرفت و اثرى از شرك و كفر باقى نخواهد ماند. امام باقرعليه السلام در توضيح آيه وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدّينُ كله اللّه...(20)  فرمود:  تأويل اين آيه هنوز نيامده است و هرگاه قائم ما قيام كند آنكس كه زمان او را در يابد، تأويل اين آيه را خواهد ديد و هر آينه [در آن زمان‏] دين محمّدصلى الله عليه وآله به هركجا كه شب مى‏رسد خواهد رسيد (و عالم گير خواهد شد) به گونه‏اى كه بر سطح زمين، اثرى از شرك نخواهد ماند همانگونه كه خداوند فرموده [وعده نموده‏] است؟!(21)  و البتّه اين جهان شمولى اسلام به سبب حقّانيّت و واقعيت «اسلام» است كه در روزگار مهدى‏عليه السلام هر چه بيشتر و بهتر آشكار خواهد شد و همگان را به خود جلب خواهد كرد مگر آنانكه از روى عِناد و سركشى سر به طغيان بردارند كه با شمشير عدل مهدوى كه دست انتقام پروردگار است رو به رو خواهند شد. آخرين نكته در اين بخش آنست كه اين وحدت عقيدتى كه در پرتو حكومت امام مهدى به دست مى‏آيد زمينه بسيار مناسبى براى تشكيل جامعه واحد جهانى است و جهان به دنبال همين اتحاد و يگانگىِ در اعتقاد، به يك قانون و نظام توحيدى تن مى‏دهد و آن را مى‏پذيرد و سپس در سايه آن، روابط فردى و اجتماعى خود را بر اساس معيارهايى كه از يك عقيده و مرام گرفته شده است، تنظيم مى‏كند و طبق اين بيان، وحدتِ عقيدتى و جمع شدن همه مردم در زير يك پرچم و دينِ واحد، يك ضرورت و نياز جدى است كه در حكومت امام مهدى‏عليه السلام حاصل خواهد شد.

پاورقی :

17) سوره توبه، آيه 33؛ سوره فتح، آيه 28 و سوره صف، آيه 9.

18) به راستى كه خداوند در وعده خود خلاف ندارد. (سوره آل عمران، آيه 9)

19) اين سخن نه يك ادعا بلكه يك واقعيت تاريخى است و مفسرين بزرگ از شيعه و سنى از آن سخن گفته‏اند. مثل فخر رازى در «التفسير الكبير»، ج 16، ص 40 و قرطبى در «تفسير القرطبى» ج 8، ص 121 و طبرسى در «مجمع البيان»، ج 5، ص 35.

20) و با آنان (مشركان) بجنگيد تا اينكه (در زمين) فتنه و فسادى نماند و آئين همه، دين خدا گردد. (سوره انفال، آيه 39)

21) بحارالانوار، ج 51، ص 55.

 

8. امنيّت عمومى‏

در حاكميّت امام مهدى‏عليه السلام كه دوران فراگيرى همه خوبى‏ها در همه عرصه‏هاى زندگى است، امنيّت كه از بزرگترين نعمت‏هاى الهى و از عالى‏ترين آرزوهاى انسان است، به دست مى‏آيد. وقتى مردم از عقيده و مرامى واحد پيروى كنند و در روابط اجتماعى خود به اصول بلند اخلاقى پاى بند باشند و عدالت در تمام مويرگهاى حيات فردى و جمعى بشر جارى گردد، بهانه‏اى براى ناامنى و ترس در هيچ بخشى از زندگى باقى نمى‏ماند. در جامعه‏اى كه هر كسى به حقوق الهى و انسانى خود مى‏رسد و با تجاوز و حق كُشى - گرچه در طبقه حاكمان و در كمترين مقدار آن باشد - برخورد قانونى مى‏شود، امنيّت عمومى و اجتماعى شكل مى‏گيرد. امام على‏عليه السلام فرمود: به دست ما [و در حكومت ما] روزگار سختى‏ها سپرى مى‏گردد... و چون قائم ما قيام كند كينه‏ها از دل‏ها بيرون رود، حيوانات نيز با هم سازگارى كنند. [در آن روزگار چنان محيط امنى ايجاد شود] كه زن، با همه زيب و زيور خود، از عراق تا شام برود... و چيزى او را نترساند.(22) و البتّه براى ما كه در روزگار بى‏عدالتى‏ها و آزمندى‏ها و كينه توزيها بسر مى‏بريم تصورچنان دورانِ سبزى، بسيار دشوار است ولى چنانكه گفته شد اگر به عوامل آن همه بدى و زشتى بنگريم و بينديشيم كه اين عوامل در حاكميّت حكومت حق ريشه كن خواهد شد خواهيم دانست كه وعده الهى در تحقق جامعه امن و آرام، حتمى است.خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است:  خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده‏اند... وعده داده كه به يقين در روى زمين، ايشان را خليفه (و جانشين خود) گرداند... و پس از اينكه در ترس و نگرانى قرار داشتند، امن و آرامش را به ايشان عطا فرمايد...(23) و امام صادق‏عليه السلام در معنى اين آيه فرموده است:  اين آيه درباره (امام) قائم‏عليه السلام و يارانش نازل شده است.(24)

پاورقی :

22) خصال، ج 2، ص 418.

23) سوره نور، آيه 55.

24) غيبت‏نعمانى، ح 35، ص 240.

 

9. گسترش دانش‏

در دوران حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام، اسرار علمى فراوان در علوم اسلامى و انسانى اشكار مى‏شود و دانش بشرى به گونه‏اى غير قابل تصور توسعه مى‏يابد. امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد:

علم و دانش، بيست و هفت حرف است و همه آنچه پيامبران آورده‏اند، تنها دو حرف آن است و مردم تا كنون جز با آن دو حرف آشنايى ندارند و هنگامى كه قائم ما قيام كند،بيست و پنج حرف ديگر را بيرون آورده و در ميان مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نيز به آنها ضميمه ساخته و مجموع بيست و هفت حرف را منتشر خواهد كرد.(25) بديهى است كه رشد و توسعه علمى در همه زمينه‏ها براى انسان روى مى‏دهد و در روايات متعدد اشاراتى آمده كه نشان مى‏دهد فاصله دانش صنعتى در آن زمان، با صنعت كنونى، بسيار زياد خواهد بود.(26) همانگونه كه صنعت كنونى با قرن‏هاى پيشين تفاوت چشمگيرى دارد. در اينجا به بعضى از روايات اشاره مى‏كنيم:

 امام صادق‏عليه السلام درباره چگونگى ارتباطات در حكومت امام مهدى مى‏فرمايد: در روزگار قائم‏عليه السلام مؤمن در مشرق زمين، برادرش را كه در مغرب زمين است مى‏بيند...(27) و نيز مى‏فرمايد: هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند قدرت شنوايى و بينايى شيعيان ما را افزايش مى‏دهد به گونه‏اى كه آن حضرت از فاصله يك بريد (چهار فرسنگ) با شيعيان خود سخن مى‏گويد و آنان سخن او را مى‏شنوند و او را مى‏بينند در حالى كه حضرت در جايگاه خود قرار دارد.(28) و درباره ميزان آگاهى حضرت مهدى‏عليه السلام از احوال مردم به عنوان رئيس حكومت و مركز تصميم‏گيرى و فرماندهى، در روايت آمده است كه:  اگر كسى در خانه خودش سخنى بگويد، بيم آن دارد كه مبادا ديوارهاى خانه‏اش گزارش دهند.(29) با توجه به وسايل پيشرفته ارتباطى درك اين روايات آسانتر است ولى روشن نيست كه آيا همين وسائل به صورت پيشرفته‏تر به كار گرفته مى‏شود يا سيستم ديگرى كه پيچيدگى بيشترى دارد جايگزين وسائل امروزى خواهد شد.

پاورقی :

25) بحارالانوار، ج 52، ص 326.

26) البته ممكن است كه روايات مذكور اشاره به اعجاز هم داشته باشد.

27) بحارالانوار، ج 52، ص 391.

28) همان، ص 336.

29) همان، ص 390.

 

متن درس 2

ويژگى‏هاى حكومت‏

در بخش‏هاى قبل درباره اهداف، برنامه‏ها و دستاوردهاى حكومت امام مهدى‏عليه السلام سخن گفته شد. در پايان به برخى از ويژگى‏هاى حكومت مانند قلمرو حكومت و مركز آن، مدت حكومت و روش كارگزاران و معرفى آنها و نيز سيره رهبر بزرگ حكومت، مى‏پردازيم.

 

قلمرو حكومت و مركز آن‏

ترديدى نيست كه حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام حكومتى جهانى است زيرا كه او موعود همه بشريت و تحقق بخش آرزوهاى همه انسان‏هاست. بنابراين آنچه از زيبايى‏ها و خوبى‏ها در سايه حكومت او به وجود آيد سراسر زمين را فرا خواهد گرفت. اين حقيقتى است كه روايات فراوان، شاهد آن است كه به گروههايى از آنها اشاره مى‏كنيم.

 الف. روايات بسيارى كه مضمون آن چنين است، مهدى‏عليه السلام زمين را پر از عدل و داد مى‏كند همان گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد.(30) كلمه «زمين» (الارض) سرتاسر كره خاكى را در بر مى‏گيرد و هيچ دليلى وجود ندارد كه معنى آن را به بخشى از زمين محدود كند.

 ب. رواياتى كه از تسلّط امام مهدى‏عليه السلام بر مناطق مختلف جهان خبر داده است كه گستردگى و پراكندگى و اهميت آن مناطق، حكايت از سلطه آن حضرت بر تمامى جهان دارد و گوياى آن است كه بيان بعضى از شهرها و كشورها در روايات از باب نمونه و مثال بوده و ميزان درك مخاطبان روايات در آن زمان نيز ملاحظه گرديده است.  در روايات مختلف از روم، چين، ديلم يا كوههاى ديلم، ترك، سند، هند، قسطنطنيّه، كابل شاه و خزر به عنوان مناطقى كه امام مهدى بر آنها مسلط خواهد شد و آنها را فتح خواهد كرد نام برده شده است.(31)  گفتنى است كه مناطق ياد شده در دوران ائمه‏عليهم السلام بر بخش‏هاى بسيار گسترده‏ترى نسبت به زمان ما، گفته مى‏شده است. براى مثال «روم» شامل همه اروپا و حتى قاره آمريكا مى‏گرديده و مراد از چين همه شرق آسيا بوده كه شامل ژاپن نيز مى‏شود همانگونه كه «هند»، پاكستان امروز را شامل بوده است.  شهر قسطنطنيه همان استانبول است كه در جهان آن روز به عنوان مقاوم‏ترين شهرها و مناطق از آن ياد مى‏شده و در واقع فتح آن يك پيروزى و موفقيت بزرگ شمرده مى‏شده زيرا كه يكى از راههاى اصلى ورود به قاره اروپا بوده است.خلاصه اينكه تسلّط امام مهدى‏عليه السلام بر مناطق حسّاس و مهم جهان حكايت از گستردگى جهانى فرمانروايى آن حضرت دارد.

 ج. گذشته از روايات دسته اول و دسته دوّم، روايات متعددى در دست است كه به روشنى از جهانى بودن حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام خبر مى‏دهد.  در سخنى از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله آمده است كه خداوند متعال فرموده است: ... من دين خود را به دست آنها (پيشوايان دوازده‏گانه) بر همه آئين‏ها پيروز مى‏گردانم و به دست ايشان فرمان خود را (بر همه) چيره خواهم ساخت و به (قيام) آخرين آنها - امام مهدى‏عليه السلام - سراسر زمين را از دشمنانم پاك خواهم كرد و او را بر مشرق و مغرب زمين فرمانروا خواهم گرداند...(32)  و امام باقرعليه السلام فرمود:  اَلْقائِمُ مِنّا... يَبْلُغُ سُلْطانَهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ وَيُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ دينَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ...(33)  قائم‏عليه السلام از، (خاندان پيامبر) است... (او كسى است كه) فرمانروايى او شرق و مغرب (عالم) را فرا خواهد گرفت و خداوند به دست او دين خود را بر همه اديان غلبه مى‏دهد اگر چه مشركان را خوش نيايد.  و اما مركز حكومت جهانى حضرت مهدى‏عليه السلام، شهر تاريخى كوفه است كه در آن زمان وسعت زيادى خواهد يافت به گونه‏اى كه شهر نجف را كه در چند كيلومترى كوفه است شامل مى‏شود و به همين دليل است كه در بعضى روايات، كوفه و در بعضى ديگر نجف به عنوان مركز حكومت نام برده شده است.  امام صادق‏عليه السلام در ضمن روايتى طولانى فرموده است:  مركز حكومت او (حضرت مهدى‏عليه السلام) شهر كوفه خواهد بود و محل قضاوت او مسجد (بزرگ) كوفه.(34)  گفتنى است شهر كوفه از ديرزمان، مورد توجّه خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله و محل زمامدارى حضرت على‏عليه السلام بوده است و مسجد مشهور آن يكى از چهار مسجد معروف جهان اسلام است كه امام على‏عليه السلام در آن نماز گزارده و خطبه مى‏خوانده است و نيز در آن به امر قضاوت مى‏پرداخته است و در نهايت در محراب همان مسجد به شهادت رسيده است.

 پاورقي:

30) كمال‏الدين، باب 25، ح 4 و باب 24، ح 1 و 7.

31) ر.ك: غيبت نعمانى و احتجاج طبرسى.

32) كمال‏الدين، ج 1، باب 23، ح 4، ص 477.

33) كمال‏الدين، ج 1، ب 32، ح 16، ص 603.

34) بحار، ج 53، ص 11.


 

 

 

مدت حكومت

پس از اينكه عالم بشريت يك دوره بسيار طولانى از حاكميت ظلم و ستم را پشت سر گذاشت، جهان با ظهور آخرين حجّت پروردگار به سوى حاكميّت خوبى‏ها خواهد رفت و حكومت به دست حاكمان و نيكان قرار خواهد گرفت و اين وعده حتمى خداوند است. حكومت خوبان كه با فرمانروايى امام مهدى‏عليه السلام آغاز مى‏شود تا پايان عمر دنيا ادامه خواهد يافت و ديگر روزگار ظلم و ظالمين تكرار نخواهد شد.  در سخنى كه پيش از اين از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل شد آمده است كه خداوند بزرگ حاكميّت آخرين پيشواى معصوم را به پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله بشارت مى‏دهد و در پايان مى‏افزايد:  (پس از آنكه مهدى‏عليه السلام به حكومت رسيد) دولت او را دوام خواهم بخشيد و پيوسته تا قيامت، روزگار (و حاكميّت زمين) را در دست اولياء ودوستان خود دست به دست خواهم كرد.(35)  بنابراين نظام عادلانه‏اى كه امام مهدى‏عليه السلام برپا خواهد كرد. دولتى است كه پس از آن براى ديگران دولتى نخواهد بود و در حقيقت تاريخ جديدى از حيات بشر شروع خواهد شد كه سراسر در زير حاكميّت الهى بسر خواهد بُرد.امام باقرعليه السلام فرمود:  دولت ما آخرين دولت هاست و هيچ خاندان صاحب دولتى نمى‏ماند مگر اينكه پيش از حكومت ما، حاكم مى‏شوند تا وقتى (حكومت اهل بيت بر پا شد و) شيوه حكمرانى، را ديدند نگويند، اگر ما هم حاكم مى‏شديم همينگونه عمل مى‏كرديم.(36) بنابراين مدّت استمرار نظام الهى پس از ظهور، جدا از مدّت حكومت شخص امام مهدى‏عليه السلام است كه مطابق روايات آن حضرت باقيمانده عمر خود را حاكم بوده و سرانجام چشم از جهان فرو خواهد بست.  ترديدى نيست كه مدت حكومت آن حضرت بايد به قدرى باشد كه امكان تحول جهانى و استقرار عدالت در همه مناطق عالم وجود داشته باشد ولى اينكه اين هدف در چند سال قابل دسترسى است، قابل تخمين و گمانه زنى نيست و بايد به روايات امامان معصوم‏عليهم السلام رجوع كرد. البته با توجه به قابليّت‏هاى آن رهبر الهى و توفيق و مدد غيبى براى آن حضرت و اصحاب و ياران شايسته‏اى كه در اختيار اوست و آمادگى جهانى براى پذيرفتن حاكميّت ارزش‏ها و زيبايى‏ها در زمان ظهور، ممكن است كه رسالت مهدى موعودعليه السلام در زمانى نسبتاً كوتاه انجام شود و جريانى كه بشريت در طول قرون متمادى از ايجاد آن ناتوان بوده است در كمتر از 10 سال اتفاق افتد. رواياتى كه مدت حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام را بيان مى‏كند بسيار گوناگون است. بعضى از آنها مدت حكومت آن حضرت را 5 سال و تعدادى از آنها 7 سال و برخى ديگر 8 و نه و 10 سال بيان كرده است. چند روايت هم مدت حكومت را 19 سال و چند ماه و بالاخره 40 سال و 309 سال بر شمرده است.(37)  گذشته از اينكه علّت اين همه اختلاف در روايات، روشن نيست پيدا كردن مدت واقعى حكومت از ميان اين روايات كارى دشوار است. اما بعضى از علماى شيعه با توجه به فراوانى و شهرت روايات 7 سال، اين نظر را انتخاب كرده‏اند.(38)  و بعضى ديگر گفته‏اند مدت حكومت امام مهدى‏عليه السلام 7 سال است ولى هر سال از سالهاى حكومت حضرت به اندازه 10 سال از سالهاى ماست كه اين مطلب نيز در بعضى روايات آمده است:  راوى از امام صادق‏عليه السلام درباره مدت حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام سؤال مى‏كند و امام مى‏فرمايد:  (حضرت مهدى‏عليه السلام) هفت سال حكومت مى‏كند كه برابر 70 سال از سالهاى روزگار شماست.(39)  مرحوم مجلسى(ره) مى‏فرمايد:  رواياتى كه درباره مدت حكومت امام‏عليه السلام رسيده است بايد به احتمال‏هاى زير توجيه كرد: برخى روايات به تمام مدت حكومت اشاره دارد و برخى بر مدت ثبات و استوار و حكومت. بعضى مطابق سال‏ها و روزهايى است كه ما با آن آشناييم و بعضى مطابق سال‏ها و ماههاى روزگار حضرت است كه طولانى مى‏باشد و خداوند به حقيقت مطلب آگاه است.(40)

پاورقي:

35) كمال‏الدين، ج 1، باب 23، ح 4، ص 477.

36) غيبت طوسى، فصل 8، ح 493، ص 472.

37) براى آگاهى از روايات به كتاب چشم اندازى به حكومت مهدى‏عليه السلام، نجم‏الدين طبسى، ص 173-175 رجوع شود.

38) ر.ك: «المهدى»، سيد صدرالدين صدر، ص 239؛ تاريخ مابعدالظهور، سيد محمد صدر.

39) غيبت طوسى، فصل 8، ح 497، ص 474.

40) بحارالانوار، ج 52، ص 280.

 

سيره حكومتى امام‏

سيره حكومتى امام‏

 هر حاكمى در حكومت و بخش‏هاى مختلف مديريّت خود شيوه‏اى مخصوص دارد كه اين خود از مشخصه‏هاى حكومت اوست. امام موعود و مهدى منتظرعليه السلام نيز وقتى حكومت جهان را به دست گيرد در تدبير نظام جهانى خود روش و متد خاصّى دارد. گرچه در ضمن مباحث گذشته به گوشه‏هايى از شيوه عملكرد آن حضرت اشاره شد ولى به جهت اهميت موضوع مناسب است در اين مجال به گونه مستقلّ به آن بپردازيم و در زلال سخنان پيامبر اكرم و امامان معصوم‏عليهم السلام شيوه حكومتى امام مهدى‏عليه السلام را بهتر و بيشتر بشناسيم. آنچه در ابتدا بايد بر آن تأكيد شود اين است كه روايات، يك تصوير كلّى از سيره آن بزرگوار به دست داده است و آن عبارتست از اينكه سيره امام مهدى همان سيره و روش پيامبر بزرگ اسلام‏صلى الله عليه وآله است و آنگونه كه پيامبر در زمان ظهور خود با جاهليت بشرى در همه ابعاد آن مبارزه كرد و اسلام ناب كه ضامن سعادت دنيا و آخرت است را بر محيط خود حاكم كرد، حضرت مهدى‏عليه السلام نيز با ظهور خود با جاهليّت جديد كه دردناكتر از جاهليت قديم است بر خورد خواهد كرد و ارزشهاى اسلامى و الهى را بر ويرانه‏هاى جاهليّت مدرن، بنا خواهد كرد. از امام صادق‏عليه السلام درباره سيره حضرت مهدى‏عليه السلام سؤال شد؛ فرمود: يَصْنَعُ كَما صَنَعَ رَسُولُ اللَّه‏صلى الله عليه وآله يَهْدِمُ ما كانَ قَبْلَهُ كَما هَدَمَ رَسُولُ اللّه‏صلى الله عليه وآله اَمْرَالْجاهِلِيَّة وَيَسْتَأْنِفُ الْاِسْلامَ جَديداً.(41) (امام مهدى‏عليه السلام مانند پيامبر اسلام عمل خواهد كرد (و) همانگونه كه پيامبر آنچه از روش جاهليّت (در ميان مردم مرسوم) بود از ميان برد، همينگونه روشهاى جاهلى پيش از ظهور خود را نابود خواهد ساخت و اسلام را از نو پى‏ريزى خواهد كرد.  اين سياست كلّى امام موعودعليه السلام در زمان حاكميّت اوست. البته شرايط زمانى متفاوت، موجب تغييراتى در شيوه اجرا و حكومت دارى مى‏شود كه در روايات مطرح گرديده و ما در بخش‏هاى جداگانه به آنها مى‏پردازيم.

پاورقي:

41) غيبت نعمانى، باب 13، ح 13، ص 236.

 

سيره جهادى و مبارزاتى‏

سيره جهادى و مبارزاتى‏

امام مهدى‏عليه السلام با انقلاب جهانى خود بساط كفر و شرك را از گستره زمين بر مى‏چيند و همگان را به دين مقدس اسلام دعوت مى‏كند.  پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله در اين باره فرموده است:  شيوه او [امام مهدى‏عليه السلام‏] شيوه من است و مردم را بر آئين و شريعت من قرار مى‏دهد.(42) البته آن حضرت در شرايطى ظهور مى‏كند كه حق به گونه‏اى آشكار، معرفى گرديده و از هر جهت بر مردم جهان، حجّت تمام شده است.  با اين حال طبق برخى از روايات، حضرت مهدى‏عليه السلام تورات و انجيل واقعى و تحريف نشده را از غارى در انطاكيّه بيرون مى‏آورد و به وسيله آنها با يهوديان و مسيحيان جهان احتجاج مى‏كند كه بسيارى از ايشان مسلمان مى‏شوند.(43) در اين ميان آنچه كه گرايش ملّت‏هاى گوناگون را به اسلام بيشتر مى‏كند آن است كه همگان آشكارا مى‏بينند كه مهدى‏عليه السلام با امدادهاى غيبى يارى مى‏گردد و نشانه‏هاى پيامبران همچون عصاى موسى‏عليه السلام و انگشتر سليمان‏عليه السلام و زره و شمشير و پرچم پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله را همراه دارد(44) و براى تحقق اهداف پيامبران خدا و برقرارى عدالت جهانى قيام كرده است. روشن است كه در چنين بسترى كه حق و حقيقت آشكارا بر جهانيان عرضه شده است، تنها كسانى در جبهه باطل باقى مى‏مانند كه به كلّى هويت انسانى و الهى خود را از دست داده باشند و اينان همانها هستند كه جز فساد و تباهى و ظلم از آنها سر نمى‏زند و لازم است ساحت دولت مهدوى از لوث وجود آنان پاك گردد. اينجاست كه شمشير برنده عدالت مهدوى از نيام برآمده و با قدرت و صولت بر پيكر ستمكاران لجوج فرود مى‏آيد و كسى از آنها را باقى نمى‏گذارد. اين شيوه و روش پيامبرصلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين‏عليه السلام نيز بوده است.(45)

پاورقي:

42) كمال‏الدين، ج 2، باب 39، ح 6، ص 122.

43) ر.ك: به الفتن، صص 249-251.

44) ر.ك به اثبات الهداة، ج 3، صص 439 - 494.

45) همان، ص 450.

 

 

سيره قضايى امام‏

از آنجا كه موعود منتظر براى استقرار عدالت در تمام زمين ذخيره شده است، براى انجام رسالت خود نياز به يك سيستم قضايى مستحكم دارد بنابراين آن حضرت در اين بخش به شيوه جدّ بزرگوارش امام على‏عليه السلام عمل مى‏كند و با جدّيت و قدرت به دنبال بدست آوردن حقوق پايمال شده مردمان است و حق را در هر كجا باشد، گرفته و به صاحب آن بر مى‏گرداند. و چنان به عدالت رفتار مى‏كند كه مطابق روايات، زندگان آرزو مى‏كنند كه مردگان بر گردند و از بركت عدل او بهره‏مند شوند.(46)  گفتنى است كه بخشى از روايات بيانگر آن است كه امام مهدى‏عليه السلام در مقام قضاوت مانند حضرت سليمان‏عليه السلام و حضرت داودعليه السلام عمل مى‏كند و مانند آنها با علم الهى كه دارد حكم مى‏كند و نه با استناد به شاهد و گواه.امام صادق‏عليه السلام فرمود:  وقتى قائم آل محمد قيام كند مانند داود و سليمان‏عليهما السلام داورى مى‏كند، (يعنى) شاهد و گواه طلب نمى‏كند.(47) و شايد راز اينگونه داورى آن است كه به سبب اعتماد بر علم الهى، عدالت حقيقى بر پا مى‏شود در حالى كه وقتى بر گواهان و سخن آنها تكيه مى‏شود، عدالت ظاهرى حاكم مى‏شود زيرا به هر حال شاهدان از ميان انسانها هستند و احتمال اشتباه هست.  البته دركِ چگونگى قضاوت كردنِ امام مهدى‏عليه السلام به شيوه گفته شده كار دشوارى است ولى مى‏توان فهميد كه اين شيوه با اوضاع روزگار آن حضرت سازگار است.

پاورقي:

46) الفتن، ص 99.

47) اثبات الهداة، ج 3، ص 447.

 

سيره مديريتى امام‏عليه السلام‏

 يكى از اركان مهم حكومت، كارگزاران آن هستند. وقتى مسئولان حكومتى افرادى شايسته باشند، كار دولت و ملّت به سامان خواهد رسيد و دست يابى به اهداف حكومت، آسان‏تر خواهد بود. حضرت مهدى‏عليه السلام به عنوان رئيس حكومت جهانى، براى بخش‏هاى مختلف مناطق گوناگون عالم، حاكمانى را از ميان بهترين ياوران خود بر مى‏گزيند، آنها كه تمام ويژگى‏هاى يك حاكم اسلامى از قبيل دانش مديريت، تعهّد و پاكى در نيّت و عمل و شجاعت در تصميم‏گيرى را دارا هستند. با اين حال شخص امام‏عليه السلام به عنوان فرمانرواى بزرگ و مركز مديريّت عالم به صورت مداوم عملكرد حاكمان را زير نظر دارد و با شدّت و دقّت و بدون چشم پوشى كار آنها را حساب‏رسى مى‏كند. اين ويژگى مهمّ كه پيش از حكومت امام مهدى‏عليه السلام به فراموشى سپرده شده و ناديده گرفته شده است در روايات به عنوان يكى از علامت‏هاى حضرت مهدى‏عليه السلام بيان گرديده است.  پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود:  عَلامَةُالْمَهْدى‏ اَنْ يَكُونَ شَديداً عَلَى‏العُمَّالِ جَواداً بِالْمالِرَحيماًبِالْمَساكين.(48)  علامت مهدى‏عليه السلام آن است كه با كارگزاران خود شديد (و دقيق) است. دست بخشنده‏اى دارد و نسبت به مسكينان مهربان است.

پاورقي:

48) معجم احاديث الامام المهدى‏عليه السلام، ج 1، ح 152، ص 246.

 

سيره اقتصادى امام‏

روش امام مهدى‏عليه السلام در امور مالى حكومت بر مبناى مساوات قرار دارد و اين همان روش پسنديده‏اى است كه در زمان پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله وجود داشته است و پس از او، اين شيوه تغيير يافت و معيارهاى دروغينى براى پرداخت‏هاى بى‏حساب به افراد، جاى آن را گرفت و سبب پيدايش فاصله طبقاتى در جامعه اسلامى آن روز شد و اگرچه امام على‏عليه السلام و امام حسن‏عليه السلام در مدت خلافت خود به نظام برابرى در پرداخت اموال مسلمين پاى‏بند بودند ولى پس از ايشان بنى‏اميه اموال مسلمانان را مانند ملك شخصى خود و بر طبق مصالح فردى، به كار مى‏بردند و از اين راه پايه‏هاى حكومت نامشروع خود را محكم مى‏كردند. آنها زمين‏هاى كشاورزى يا غير آن از ثروت‏ها و اموال عمومى را به نزديكان خود مى‏بخشيدند و اين كار كه به ويژه در زمان خليفه سوم و دوران بنى‏اميّه رايج گرديده بود حالتى رسمى پيدا كرد.  امام مهدى‏عليه السلام كه مظهر عدالت و دادگرى است، بيت المالِ مردم را به عنوان ثروتى عمومى كه همگان در آن شريك هستند قرار مى‏دهد به گونه‏اى كه هيچ گونه تبعيض و امتياز خواهى در آن راه نداشته باشد و بخشش ثروت‏ها و زمين‏ها به كلّى ممنوع باشد.  پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود:  ... اِذَا قامَ قائِمُنا اضْمَحَلَّت الْقَطائِعُ فَلاقَطائِع(49)  زمانى كه قائم ما قيام كند، قطايع (زمين‏هايى كه زمامداران و حكام جور در مالكيت خود در آورده و يا واگذار كرده‏اند) از بين مى‏رود به طورى كه ديگر قطايعى در ميان نخواهد بود.

 و ديگر از شاخصه‏هاى شيوه مالى امام آن است كه در راستاى رفع نيازهاى مادّى و ايجاد رفاهى معقول براى زندگىِ تمام افراد، امام مهدى‏عليه السلام اموال فراوانى به مردم مى‏بخشد و در حكومت او هر نيازمندى كه از او طلب مى‏كند، اموال زيادى دريافت مى‏كند.  پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود:  ... فَهُوَ يَحْثُواالْمالَ حَثْواً(50)  او (مهدى‏عليه السلام) اموال را به فراوانى مى‏بخشد.  و اين شيوه براى ايجاد زمينه‏هاى اصلاح فردى و اجتماعى است كه هدف بزرگ امام خوبان است. آن حضرت با بى‏نياز كردن مردم از جهت مادّى، در پى ايجاد زمينه مناسب براى پرداختن افراد به طاعت و عبادت پروردگار است كه در بخش اهداف حكومت به تفصيل درباره آن سخن گفتيم.

پاورقي:

49) بحارالانوار، ج 52، ص 309.

50) معجم‏احاديث الامام المهدى‏عليه السلام، ج 1، ص 232، ح 143.


 

 

 

سيره شخصى امام‏

 سيره امام مهدى‏عليه السلام در رفتار شخصى و نيز در ارتباط با مردم، نمايانگر يك حاكم اسلامى نمونه است كه حكومت در نگاه او وسيله‏اى است براى خدمت به مردم و رسانيدن آن‏ها به قله‏هاى كمال و نه جايگاهى براى زراندوزى و ستمگرى و به استثمار كشيدن بندگان خدا! به راستى كه آن امام صالحان در كرسى حكمفرمايى ياد آور حكومت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين على‏عليه السلام است و با وجود آنكه همه اموال و ثروت‏ها در اختيار اوست در زندگى شخصى خود در پايين‏ترين سطح به سر مى‏برد و به كمترين‏ها قناعت مى‏كند.  امام على‏عليه السلام در توصيف او فرموده است: امام [مهدى‏عليه السلام‏] با خود عهد مى‏بندد كه [اگرچه حاكم و رهبر جامعه بشرى است ولى‏] همانند رعيّت خود راه رود و مانند آنان بپوشد و بر مركبى همچون مركب آنها سوار شود... و به كم قناعت كند.(51) امام على‏عليه السلام خود چنين بود و در زندگى دنيا و خوراك و پوشش آن زهدى پيامبرگونه داشت و مهدى‏عليه السلام در اين ميدان به آن حضرت اقتدا خواهد كرد.  امام صادق‏عليه السلام فرموده است:  اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عَلِىّ وَ سارَ بِسيرَتِهِ.(52)  وقتى قائم، قيام كند لباس على‏عليه السلام را در بر مى‏كند و روش او را پيش مى‏گيرد.  او كه درباره خود سخت گير و دقيق است، با امت چون پدرى مهربان است و آسايش و راحتى آنها را مى‏خواهد به گونه‏اى كه در روايت امام رضاعليه السلام اينگونه توصيف شده است.  اَلْاِمام، الْاَنيسُ الرَّفيق وَالوالِدُ الشَّفيق وَالْاَخُ الشَّقيق وَالْأُمُّ البِرَّةِ بِالْوَلَدِ الصَّغير مفْزِعُ الْعِبادَ فِى الدّاهِية النَّاد.(53) امام آن همدم همراه و آن پدر مهربان و برادر تنى (كه پشتيبان برادر) است و مادر دلسوز نسبت به فرزند خردسال است و پناهگاه بندگان در واقعه هولناك.  آرى او چنان با امت صميمى و نزديك است كه همه او را پناهگاه خود مى‏دانند.  از پيامبر مكرّم اسلام‏صلى الله عليه وآله روايت شده كه درباره مهدى‏عليه السلام فرموده است: امّتش به او پناه مى‏برند آن گونه كه زنبورها به ملكه خود پناهنده مى‏شوند.(54)او مصداق كامل رهبرى است كه از ميان مردم برگزيده شده و در بين آنها و مانند آنها زندگى مى‏كند. به همين دليل دردهاى آنها را به خوبى مى‏شناسد و درمان آن را مى‏داند و تمام همّت خود را براى بهبودى حال آنها به كار مى‏گيرد و در اين راه تنها به رضايت الهى مى‏انديشد. در اين صورت چرا امّت در كنار او به آرامش و امنيت نرسد و به كدام دليل دل به غير او بسپارد؟!

پاورقي:

51) منتخب الاثر، فصل 6، باب 11، ح 4، ص 581.

52) وسائل الشيعه، ج 3، ص 348.

53) اصول كافى، ج 1، ح 1، ص 225.

54) منتخب الاثر، فصل 7، باب 7، ح 2، ص 598.

مقبوليّت عمومى‏

 يكى از دغدغه‏هاى حكومت‏ها جلب رضايت عموم بوده است ولى به خاطر ضعف‏هاى بسيارى كه در اداره مجموعه‏ها وجود داشته چنين رضايتى حاصل نشده است. از ويژگى‏هاى اَساسى حكومت حضرت مهدى‏عليه السلام همين است كه مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشرى است و نه تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز نسبت به آن حكومت الهى و فرمانرواى عدل گستر رضايت كامل دارند. پيامبر اسلام فرمود: شما را بشارت مى‏دهم به مهدى‏عليه السلام... اهل آسمان و زمين از او (و حكومت او) راضى هستند. و چگونه ممكن است كه كسى از حاكميت مهدى‏عليه السلام ناراضى باشد و حال آنكه براى همه جهانيان روشن مى‏شود كه صلاح امر بشر و سعادت او در همه جنبه‏هاى مادى و معنوى تنها در سايه حكومت الهى آن حضرت است.(55)  بجاست در پايان اين بخش كلام جاودانه امام على‏عليه السلام را به عنوان حُسن ختام بياوريم:  ... خداوند او را (امام مهدى را) به وسيله فرشتگان خود تأييد مى‏كند و ياران او را حفظ مى‏كند و به وسيله نشانه‏هاى خود ياريش مى‏كند و او را بر اهل زمين پيروز مى‏گرداند به گونه‏اى كه (همه) با ميل و رغبت يا به اكراه به او مى‏گروند و زمين را از عدل و داد و از روشنايى و دليل پر مى‏كند. شهرها به او ايمان مى‏آورند تا اينكه كافرى نمى‏ماند جز آنكه ايمان مى‏آورد و زشت كارى نمى‏ماند جز آنكه نيكو مى‏گردد و در حكومت او درندگان با هم آشتى مى‏كنند و زمين بركت‏هاى خود را بيرون مى‏ريزد و آسمان خيرات خود را فرو مى‏بارد و گنج‏ها(ى زمين) براى او آشكار مى‏گردد... پس خوشا حال آنكه روزگار او را ببيند و سخن او را بشنود.(56)

پاورقي:

55) بحار، ج 51، ص 81.

56) اثبات الهداة، ج 3، ص 524.

 

 

جمع بندي

نتيجه اين كه در همه عرصه هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي تحول صورت مي گيرد و بهترين وضعيت ممكن براي عالم هستي به وجود مي آيد به گونه اي كه ساكنان زمين و آسمان خشنود و راضي خواهند شد.

مدت حكومت دقيقاً مشخص نيست، اما با رجعت ائمه(ع) تا قيامت تداوم مي يابد و قلمرو آن سراسر زمين را در بر خواهد گرفت.

 

 

منابع جهت مطالعه

كتب: (معاصر)

1. حكومت جهاني امام مهدي(ع) (آيه الله مكارم شيرازي)

2. چشم اندازي به حكومت جهاني حضرت مهدي(ع) (نجم الدين طبسي)

3. عصر زندگي (محمد حكيمي)

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 1:40 |

جلسه 12: برنامه های حضرت ولی عصر عج

مقدمه

حضرت براي دست يافتن بر عدالت جهاني برنامه هاي جامعي در زمينه هاي فرهنگي با محورهاي احياء كتاب و سنت حاكميت بخشيدن به معنويت و اخلاق درجامعه، نهضت علمي و مبارزه با بدعت ها و همين طور برنامه هاي اقتصادي با محورهاي بهره وري كامل منابع طبيعي، توزيع عادلانه ثروت و عمران و آبادي و برنامه هاي اجتماعي با محورهاي احياء فريضه امربه معروف و نهي از منكر مبارزه با فساد و اجراي حدود الهي و برنامه هاي سياسي با ايجاد حكومت واحد عدل جهاني در دستور كار خود قرار مي دهد.

پرسشهاي اصلي كه اين جلسه متكفل پاسخ آنهاست.

پرسش اول: برنامه هاي فرهنگي حضرت چيست؟

پرسش دوم: برنامه هاي اقتصادي حضرت شامل چه محورهايي است؟

پرسش سوم: برنامه هاي اجتماعي حضرت را بيان نماييد.

پرسش چهارم: برنامه هاي سياسي حضرت چيست؟

 

فوايد

آشنا شدن با برنامه هاي فرهنگي، اقتصادي اجتماعي و سياسي حضرت در جهت برقرار عدالت فراگير.

 

 

 

برنامه‏هاى حكومت‏ جهاني

پس از آشنايى با اهداف حكومت، بايد به بررسى برنامه‏هاى حكومت براى رسيدن به هدف‏هاى مذكور بپردازيم تا ضمن شناخت مسير فعاليت‏ها در دورانِ سبز ظهور، الگويى براى دوران پيش از ظهور ترسيم شود و آنانكه به انتظار منجى بزرگ عالم هستند با روش‏هاى حكومتى و برنامه‏هاى اجرايى امام عصرعليه السلام آشنا گرديده و خود و جامعه را براى پيمودن چنان راهى آماده كنند.  با استفاده از روايات فراوانى كه درباره دوران حكومت امام مهدى‏عليه السلام موجود است سه محور عمده برنامه‏هاى آن حكومت عبارتند از: برنامه‏هاى فرهنگى، برنامه‏هاى اجتماعى و برنامه‏هاى اقتصادى. به بيان ديگر جامعه بشرى كه به خاطر دورى از تعاليم ناب قرآن و سيره پيشوايان دينى، به انحطاط فرهنگى گرفتار شده است لازم است در پرتو يك انقلاب فرهنگى بزرگ، به دامن قرآن و عترت بازگردانده شود. همچنين لزوم يك «برنامه جامع اجتماعى» به آن جهت است كه زخم‏هاى گوناگون پيكر اجتماع، التيام گيرد و برنامه‏هاى صحيحى كه ضامن حيات واقعى جامعه و برخوردارى همگان از حقوق الهى و انسانى است به جاى روش‏هاى ظالمانه كه جامعه را به هرج و مرج و فساد و تباهى و از بين رفتن حقوق ضعيفان كشانيده است، قرار گرفته و اجرا گردد. براى فراهم شدن زمينه‏هاى تعالى فرهنگى و رشد اجتماعى، برنامه اقتصادى نيز ضرورت دارد تا ضمن آن از تمامى امكانات مادّىِ زمينى به شكل عادلانه و در بستر مناسب استفاده شود. به بيان ديگر اينكه با بهره‏گيرى بهينه از مواهب طبيعى، رشد اقتصادى و تأمين معيشت براى همه طبقات و در همه محيطها امكان‏پذير گردد.  پس از بيان اجمالى برنامه‏هاى حكومت امام دوازدهم‏عليه السلام - به بررسى تفصيلى آنها بر اساس روايات معصومين‏عليهم السلام مى‏پردازيم و مهمترين برنامه‏هاى حضرت را در هر بخش مورد بحث قرار مى‏دهيم:

الف) برنامه فرهنگى‏

در حكومت جهانى امام مهدى‏عليه السلام تمامى فعاليت‏هاى فرهنگى، در راستاى رشد و تعالى علمى و عملى مردم خواهد بود و با جهل و نادانى در همه زمينه‏ها مقابله خواهد شد. مهمترين محورهاى جهاد فرهنگى در حكومت حقّ عبارتند از:

1-- احياء كتاب و سنّت:

پس از آنكه در همه اعصار، قرآن غريب و تنها مانده و در حاشيه زندگى به فراموشى سپرده شده بود؛ در زمان حكومت آخرين حجت الهى تعاليم حيات بخش قرآن به تمامى عرصه زندگى بشر وارد مى‏شود. و سنّت كه همان گفتار و رفتار پيشوايان دينى است در همه جا به عنوان بهترين الگوى حيات انسانى مطرح مى‏گردد و عملكرد همگان با معيار خدشه‏ناپذير قرآن و عترت ارزيابى مى‏شود.امام على‏عليه السلام در بيانى رسا حكومت قرآنى امام مهدى‏عليه السلام را چنين توصيف كرده است: در روزگارى كه هواى نفس حكومت مى‏كند [امام مهدى‏عليه السلام ظهور مى‏كند و ]هدايت ورستگارى را جايگزين هواى نفس مى‏سازد و در عصرى كه نظر شخصى بر قرآن مقدم شده است، افكار را متوجه قرآن مى‏گرداند و آن را حاكم بر جامعه مى‏سازد.(1)  و نيز در بيانى ديگر، آن حضرت دوران ظهور قرآن و حضور آن را در زندگى بشر چنين بشارت داده است: ... گويى هم اكنون شيعيان خود را مى‏بينم كه در مسجد كوفه، خيمه‏ها زده‏اند و قرآن را بدان گونه كه نازل شده به مردم مى‏آموزند...(2)  و ياد دادن و ياد گرفتن قرآن نقطه شروعى براى ترويج فرهنگ قرآنى و حاكميت قرآن و احكام آن در همه حوزه‏هاى فردى و اجتماعى است. 

پاورقي:

1) نهج‏البلاغه، خطبه 138.

2) نعمانى، باب 21، ح 3، ص 333.

 

2- گسترش معرفت و اخلاق‏

قرآن كريم و تعاليم اهل بيت‏عليهم السلام بر رشد اخلاقى و معنوى بشر بيشترين تأكيد را انجام داده است زيرا كه مهمترين عامل رشد و تعالى انسان به سوى هدف بلند خلقت همانا اخلاق نيكو مى‏باشد. پيامبرصلى الله عليه وآله هدف از پيامبرى خود را تكميل مكارم الاخلاق مى‏شمرد(3) و قرآن نيز آن بزرگوار را بهترين الگوى رفتارى براى همه مردم معرفى مى‏كند.(4) ولى با كمال تأسف به واسطه دورى بشر از راهنمايى‏هاى قرآن و اهل بيت‏عليهم السلام، انحطاط اخلاقى در همه زمينه‏ها در جوامع بشرى و به ويژه جامعه مسلمين آشكار گرديده است و همين انحراف از ارزشهاى اخلاقى از عوامل مهم ويران كردن حيات فردى و اجتماعى انسانها شده است. حكومت امام مهدى‏عليه السلام كه حكومت خدا و ارزشهاى الهى بر جهان است، ترويج ارزشهاى اخلاقى را در رأس برنامه‏هاى خود قرار خواهد داد. امام باقرعليه السلام فرمود: اِذا قامَ قائمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولُهُمْ وَ اَكْمَلَ بِهِ‏اَخْلاقُهُمْ.(5)زمانى كه قائم ما قيام كند دست خود بر سر بندگان خواهد نهاد و عقل‏هاى ايشان را جمع خواهد كرد و اخلاق آنها را به كمال خواهد رساند.  از اين تعبير كنايه‏آميز و زيبا فهميده مى‏شود كه در پرتو حكومت مهدى‏عليه السلام كه حكومت اخلاق و معنويت است، بستر مناسب براى كمال عقلى و اخلاقى بشر فراهم خواهد آمد زيرا همانگونه كه اخلاق منحط و پست از نقصان عقل و خِرد آدمى است، كمال عقل موجب بروز و ظهور اخلاق نيكو در انسان خواهد بود.

 از سوى ديگر محيط آكنده از هدايت‏هاى قرآن و سنت‏هاى الهى آدمى را به سوى خوبى‏ها سوق مى‏دهد. بنابراين از درون و برون همه كشش‏ها به سوى فضيلت‏ها و زيبايى هاست و اينگونه است كه ارزشهاى الهى و انسانى همه جائى و عالم‏گير مى‏شود.

پاورقي:

3) پيامبر اسلام مى‏فرمايد: انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق؛ همانا من براى تكميل مكارم الاخلاق برانگيخته شدم. (ميزان الحكمة، مترجم، ج 4، ص 1530).

4) اشاره به آيه «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة» و براى شما در رسول خدا الگوى نيكويى است. (سوره احزاب، آيه 21)

5) بحارالانوار، 52، ص 336.

 

3- نهضت علمى‏

يكى از برنامه‏هاى فرهنگى حكومت امام مهدى‏عليه السلام كه خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خويش است(6)، نهضت علمى و دانش بشرى به طور چشمگير و بى‏سابقه است. وقتى پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله كه بشارت آمدن مهدى‏عليه السلام را داده است به اين بخش از اقدام او نيز اشاره فرموده است:  ...نهمين امام (از فرزندان امام حسين‏عليه السلام) قائم ايشان است كه خداوند به دست او همه زمين را از روشنايى پر مى‏كند پس از آنكه گرفتار تاريكى گشته است و تمام زمين را از عدالت و دادگرى مى‏آكند پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد و سراسر عالم را از علم و دانائى بهره‏مند مى‏سازد پس از آنكه به جهل و نادانى گرفتار آمده باشد...(7) و اين جنبش علمى و فكرى براى همه اقشار و طبقات جامعه است و در اين شكوفايى فرقى بين مرد و زن نيست. بلكه زنان نيز به رتبه‏هاى بلند علمى و دين‏شناسى مى‏رسند. امام باقرعليه السلام فرمود: در زمان امام مهدى‏عليه السلام به شما حكمت (و دانش) داده مى‏شود تا آن جا كه زن در درون خانه‏اش مطابق كتاب خدا و سنّت پيامبرصلى الله عليه وآله قضاوت مى‏كند.(8) و اين حكايت از آگاهى و شناخت عميق از آيات قرآن و روايات اهل بيت‏عليهم السلام دارد زيرا كه امر قضاوت امرى دشوار و سنگين است.

پاورقي:

6) امام على‏عليه السلام در توصيف مهدى‏عليه السلام: دانش او از همه شما بيشتر است؛ غيبت نعمانى، باب 13، ح  1.

7) بحارالانوار، ج 36، ص 253؛ كمال‏الدين، ج 1، باب 24، ح 5، ص 487.

8) نعمانى، 239؛ بحارالانوار، ج 52، ص 352.

 

4. مبارزه با بدعت‏ها

بدعت در مقابل «سنّت» و به معنى نوآورى در دين و داخل كردن انديشه‏ها و آراء شخصى در دين و ديندارى است. امام على‏عليه السلام در معرفى بدعت گذاران مى‏فرمايد:  بدعت گذاران كسانى هستند كه با فرمان خدا و كتاب او و پيامبرش مخالفت مى‏ورزند و براساس رأى و هواهاى نفسانى خود عمل مى‏كنند هر چند شمار آنها بسيار باشد.(9)  بنابراين بدعت به معنى مخالفت با خدا و كتاب و پيامبر او و حاكم كردن هواهاى نفسانى و عمل كردن براساس تمايلات شخصى است و اين جز آنست كه با الهام از كتاب و سنّت و بر اساس معيارهاى الهى تحقيق و تحليلى نو ارائه شود. بدعت امرى است كه سنّت و شيوه خدا و پيامبر را نابود مى‏كند و هيچ آفتى براى دين، چنين شكننده و نابود كننده نيست. امام على‏عليه السلام فرمود: ماهَدَمَ الدّينَ مِثْلُ البِدَعِ.(10) هيچ چيز مانند بدعت‏ها دين را ويران و تباه نكرده است.  و به همين دليل است كه در مقابل بدعت گذاران، سنّت مداران بايد قيام كنند و پرده از تزوير و نيرنگ آنها بردارند و راه نادرست آنها را براى مردمان آشكار كنند و بدينگونه از گمراهى مردم جلوگيرى كنند.پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: هرگاه بدعت‏ها در ميان امتم آشكار شوند بر عالم است كه علم و دانش خود را آشكار سازد، هر كس چنين نكند نفرين خدا بر او باد!(11)  با تأسف بايد گفت كه پس از پيامبر و راه روشن او، چه بدعت‏ها كه در دين نگذاشتند و چه انحرافها و كجى‏ها كه در مسير ديندارى پديد نياوردند و چه گمراهى‏ها كه در برابر مردم نگشودند! و بدين سان چهره دين را واژگونه ساختند و رخسار تابناك آئين را به حجابهاى هواها و سليقه‏هاى شخصى پوشاندند و هر چند امامان معصوم‏عليهم السلام و به دنبال ايشان عالمان دين كوشيدند ولى همچنان راه بدعت گذارى و سنّت سوزى باز ماند و در دوران غيبت سير صعودى گرفت.  و اكنون عالم در انتظار است كه صاحب مكتب و منجى بشر و موعود قرآن بيايد و در سايه سار حكومت او سنت‏ها زنده گرديده و بدعت‏ها برچيده شود. و بى شك در رأس برنامه‏هاى اصلاحى او مبارزه با بدعت‏ها و گمراهى‏هاست تا زمينه‏هاى هدايت و رشد و تعالى بشر فراهم گردد.  امام باقرعليه السلام در ضمن سخنى بلند در توصيف زمان ظهور آن حضرت فرمود: ... وَلايَتْرُكُ بِدْعَةً اِلاَّ اَزالَها وَ لاسُنَّةً اِلاَّ اَقامَها...(12)  هيچ بدعتى را وانگذارد مگر اينكه آن را از ريشه بركند و از هيچ سنّتى نمى‏گذرد مگر اينكه آن را بر پا خواهد فرمود.

پاورقي:

9) ميزان‏الحكمة، ح 1632.

10) بحارالانوار، ج 78، ص 91.

11) ميزان‏الحكمة، ح 1649.

12) بحارالانوار، ج 58، ح 11، ص 11.

 

ب. برنامه اقتصادى‏

از شاخصه‏هاى يك جامعه سالم، اقتصاد سالم است. اگر از منابع ثروت در جامعه به درستى استفاده شود و امكانات توليد و توزيع در اختيار عده‏اى خاص نباشد بلكه حكومت به همه قشرها توجه كرده و براى همه امكانِ بهره‏گيرى از سرمايه‏ها را فراهم كند، جامعه‏اى ساخته مى‏شود كه امكان رشدمعنوى نيز در آن بيشتر است. در قرآن كريم و روايات معصومين‏عليهم السلام نيز به جنبه اقتصادى و بهينه سازى وضع معيشتى مردم توجه شده است. بنابراين در حكومت قرآنى حضرت مهدى‏عليه السلام براى اقتصاد جهان و مردم آن برنامه مطلوبى تدوين شده است كه بر اساس آن اولاً امر توليد سامان مى‏يابد و از منابع طبيعى و مواهب خدايى بهترين بهره بردارى مى‏شود و ثانياً ثروت به دست آمده به شكل عادلانه بين همه طبقات توزيع مى‏گردد. بجاست به روايات نيم نگاهى بيندازيم و اقتصاد دوران حاكميت حضرت را بشناسيم.

1- بهره ورى از منابع طبيعى‏

 

يكى از مشكلات بخش اقتصاد، استفاده نكردن صحيح و بجا از مواهب الهى است. نه از تمام ظرفيت خاك استفاده مى‏شود و نه از آب به درستى در راه احياء زمين بهره بردارى مى‏گردد. در زمان امام مهدى‏عليه السلام و به بركت حكومت حقّ او آسمان، سخاوتمندانه مى‏بارد و زمين بى‏دريغ بارمى‏دهد. امام على‏عليه السلام فرمود:  ... وَلَوْ قَدْ قامَ قائمُنا لَاَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها وَ لَاَخْرَجَتِ اْلاَرْضُ نَباتَها...(13) و چون قائم ما قيام كند، آسمان باران مى‏ريزد و زمين گياه بيرون مى‏آورد...  در زمان حاكميت آخرين حجت حقّ همه زمين و امكانات آن در اختيار امام خوبان قرار مى‏گيرد تا سرمايه‏اى كلان براى پى‏ريزى اقتصادى سالم فراهم شود. امام باقرعليه السلام فرمود:  ...تُطْوى‏ لَهُ الْاَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ...(14) زمين براى او پيچيده مى‏شود (در لحظه‏اى از نقطه‏اى به نقطه ديگر مى‏رود) و تمام گنجهاى آن براى او آشكار مى‏گردد.

پاورقي:

13) بحارالانوار، ج 10، ص 104 - خصال / 626.

14) كمال‏الدين، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603.

 

2- توزيع عادلانه ثروت‏

از مهمترين عوامل اقتصاد بيمار در جوامع بشرى، انباشته شدن ثروت در نزد گروهى خاصّ است. هميشه اينگونه بوده است كه افراد يا جمعيت‏هايى كه براى خود - به هر دليل - امتيازى قائل بوده‏اند بر انبارهاى ثروت عمومى چنگ انداخته و آن را در جهت منافع شخصى و گروهى به كار برده‏اند. امام مهدى‏عليه السلام با اينان مقابله خواهد كرد و ثروت همگانى را در اختيار همگان خواهد گذاشت و عدالت علوى را به همه نشان خواهد داد. امام باقرعليه السلام فرمود: اِذا قامَ قائمُ اَهْلِ الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّويَّة وَعَدَلَ فِى الرَّعِيَّةِ...(15)  وقتى قائم خاندان پيامبر قيام كند (اموال را) به مساوىتقسيم مى‏كند و در ميان خلق به عدالت رفتار مى‏كند.  در زمان آن حضرت اصل مساوات و برابرى به اجرا در مى‏آيد و همگان از حقوق انسانى و الهى خود بهره‏مند مى‏شوند.  پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود:  شما را به مهدى‏عليه السلام بشارت مى‏دهم كه در امّت من برانگيخته خواهد شد... او اموال را به درستى تقسيم مى‏كند. كسى پرسيد: مراد چيست؟ فرمود: يعنى بين مردم مساوات را اجرا خواهد كرد.(16)  و ره آورد اين مساوات در سطح جامعه آن است كه فقر و تهيدستى ريشه كن گرديده و فاصله‏هاى طبقاتى برچيده مى‏شود. امام باقرعليه السلام فرمود:  ... امام مهدى‏عليه السلام ميان مردم به مساوات رفتار مى‏كند به گونه‏اى كه كسى پيدا نشود كه نيازمند زكات باشد.(17)

پاورقي:

15) نعمانى، باب 13، ح 26، ص 242.

16) بحارالانوار، ج 51، ص 81.

17) همان، ص 390.

 

3- عمران و آبادانى‏

 

در حكومت‏هاى بشرى، بخش‏هايى از محيط زندگى آباد مى‏شود كه به نحوى در ارتباط با حاكمان واطرافيان و همفكران ايشان و يا طبقه اشراف و بزرگان و صاحب نفوذها باشد و بقيه طبقات فراموش مى‏شوند ولى در حكومت امام مهدى‏عليه السلام كه امر توليد و توزيع ساماندهى مى‏گردد همه جا به نعمت و آبادانى مى‏رسد. امام باقرعليه السلام در توصيف روزگار امام مهدى‏عليه السلام مى‏فرمايد: ... فَلا يَبْقى فِى الْاَرْضِ خَرابٌ اِلاَّعُمِّرَ...(18) در تمام زمين هيچ ويرانه‏اى نمى‏ماند جز اينكه آباد مى‏گردد.

پاورقي:

18) كمال‏الدين، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603.

 

ج. برنامه اجتماعى‏

 

يكى از ابعاد اصلاح ساختار جامعه بشرى، پرداختن به برنامه‏هاى اجتماعى است. در حكومت دادگستر بزرگ عالم، براى سامان بخشى اجتماع، برنامه‏هايى بر اساس تعاليم قرآن و سنت اهل بيت‏عليهم السلام در نظر گرفته شده است كه به سبب اجراى آنها محيط زندگى، زمينه‏اى آماده براى رشد و تعالى افراد خواهد بود. در جهانى كه تحت حاكميّت الهى است خوبى‏ها ترويج مى‏شود و از بدى‏ها نهى مى‏گردد و با بدكاران برخورد قانونى مى‏شود و نيز حقوق اجتماعى افراد به مساوات پرداخت مى‏شود و عدالت اجتماعى به معنى واقعى آن پياده مى‏گردد. بجاست نيم نگاهى به روايات بيندازيم و جلوه‏اى از آن دنياى زيبايى و خوبى را مشاهده كنيم:

 

1. احياء و گسترش امر به معروف و نهى از منكر

 

در حكومت جهانى امام مهدى‏عليه السلام فريضه بزرگ امر به معروف و نهى از منكر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد. همان واجبى كه قرآن كريم بر آن تأكيد ورزيده و آن را از ويژگى‏هاى امت اسلامى به عنوان برگزيده امت‏ها شمرده است.(19) همان امرى كه به سبب آن همه واجبات الهى اقامه مى‏گردد(20) و واگذاشتن آن عامل اساسى در هلاكت و نابودى خوبى‏ها و رشد و زيادى بدى‏ها در اجتماعات بوده  است. و از بهترين و والاترين مراتب امر به معروف و نهى از منكر آن است كه رئيس حكومت و كارگزاران آن امر كننده به خوبى‏ها و بازدارنده از زشتى‏ها باشند. امام باقرعليه السلام فرمود: اَلْمَهدى‏ وَ اصْحابُهُ... يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ(21) مهدى و ياران او... امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند.

پاورقي:

19) سوره آل عمران، آيه 110.

20) در سخنى از امام باقر درباره اين واجب آمده: ان الامر بالمعروف والنّهى عن المنكر... فريضة عظيمة بها تقام الفرائض يعنى امر به معروف و نهى از منكر... واجبى است كه به سبب آن همه واجبات اقامه مى‏گردد. ميزان الحكمة، مترجم ج 8، ص  3704.

21) بحارالانوار، ج 51، ص 47.

 

2. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقى‏

نهى از منكر كه يكى از شاخصه‏هاى حكومت الهى است تنها به زبان نخواهد بود بلكه در عمل با منكرات و زشتى‏ها مقابله خواهد شد تا جايى براى فساد و رذائل اخلاقى در جامعه نماند و محيط زندگى از زشتى‏ها پاك گردد.  در دعاى ندبه كه آهنگ فراق و نواى جدايى از يار غايب است مى‏خوانيم:  أَيْنَ قاطِعُ حَبائلَ الْكِذْبِ وَالْاِفْتِراءِ اَيْنَ طامِسُ آثارَ الزَّيْغِ وَالْأَهْواءِ(22)  كجاست آنكه ريسمانهاى دروغ و افتراء را ريشه كن خواهد كرد؟ كجاست آنكه آثار گمراهى و هوى و هوس را نابود خواهد ساخت؟

پاورقي:

22) مفاتيح‏الجنان، دعاى ندبه

 

3. اجراى حدود الهى‏

برخورد با مفسدان و تبهكاران جامعه، شيوه‏هاى گوناگون دارد. در حكومت امام مهدى‏عليه السلام از سويى با شيوه‏هاى فرهنگى و تعليم معارف و تحكيم عقائد و ايمان، فاسقان و بزهكاران را به راه صلاح و راستى برمى‏گردانند و از سوى ديگر با تأمين نيازهاى مشروع و معقول زندگى و اجراى عدالت اجتماعى، راه را بر فساد و تباهى مى‏بندند ولى آنها كه با وجود همه اينها راه تجاوز به حقوق ديگران و زيرپاگذاشتن احكام الهى را مى‏پيمايند و چارچوب قانون را نمى‏پذيرند، با اينها به گونه‏اى شديد برخورد مى‏شود كه سدّ راه تبهكارى آنها گردد و نيز از ادامه روند فساد در جامعه توسط ديگران جلوگيرى شود و آن اجراى حدود الهى درباره مفسدان است كه حدّ و مرز آن در قوانين كيفرى اسلام بيان گرديده است. در روايت بلندى از پيامبر اكرم‏عليه السلام كه حضرت جوادعليه السلام نقل كرده است، در ضمن بيان خصوصيات امام مهدى‏عليه السلام آمده است: او حدود الهى را اقامه (و اجرا) خواهد كرد.(23)

پاورقي:

23) بحارالانوار، 52، باب 27، ح 4.

 

4. عدالت قضايى‏

در رأس برنامه‏هاى حكومتى امام مهدى‏عليه السلام در سطح جامعه، اجراى عدالت در همه بخش هاست و اوست كه همه عالم را، پر از عدالت و دادگرى مى‏كند همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده باشد. و يكى از مهمترين حوزه‏هاى اجراى عدالت، بخش قضاوت است و اين همان بخشى است كه بيشترين ظلم‏ها و حق كشى‏ها در آن شده است. اموال، به ناحق مصادره گشته و خونها، به ناحق ريخته شده و آبروى بى‏گناهان به خطر افتاده است! در محاكم قضايى دنيا، بيشترين ظلم برمستضعفان عالم شده است و احكام صادره از آنها تحت تأثير نفوذ قدرتمندان و حاكمان ستمگر، مال و جان افراد و گروههاى بسيارى را به ناحق نابود كرده است. قاضيان دنيا طلب نيز براى جلب منافع مادّى براى خود و وابستگانشان حكم‏هاى ظالمانه بسيارى را نوشته و اجرا كرده‏اند و خلاصه اينكه چه بسيار بى‏گناهى كه به چوبه دار آويخته شده است و چه بسا تبهكار و مجرمى كه قانون خدا درباره او اجرا نگرديده است. حاكميت عدل گستر امام مهدى‏عليه السلام پايان همه ظلم‏ها و نهايت همه حق كشى‏هاست. او كه مظهر عدالت پروردگار است، محكمه‏هايى دادگستر ايجاد مى‏كند و قاضيانى صالح و مُجريانى دقيق و خدا ترس مى‏گمارد تا به هيچ كس در هيچ جاى عالم كمترين ستمى نرود.حضرت رضاعليه السلام در ضمن روايتى بلند در توصيف امام مهدى‏عليه السلام و دوران طلائى ظهورش فرمود: فَاِذا خَرَجَ اَشْرَقَتِ الْاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ ميزانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النَّاسِ فَلا يَظْلِمُ اَحَدٌ اَحَداً  وقتى او قيام كند زمين به نور پروردگار روشن گردد و آن حضرت ترازوى عدالت در ميان خلق نهد پس (چنان عدالت را جارى كند كه) هيچ كس بر ديگرى ظلم و ستم روا ندارد.(24) از اين روايت دانسته مى‏شود كه عدالت قضايى حضرت چنان گسترده و دقيق است كه راه را بر ظالمان و سودجويان مى‏بندد و از تكرار ظلم و ستم و عادى شدن تجاوز به حق ديگران، جلوگيرى مى‏كند.

پاورقي:

24) بحارالانوار، ج 52، ص 321.

 

جمع بندي

نتيجه اين كه حضرت براي دست يافتن عدالت فراگير و همه جانبه و محو ظلم و ستم در جامعه جهاني برنامه هاي جامع و كاملي در همه عرصه هاي مادي و معنوي زندگي بشر دارد، اين برنامه ها امور فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي را در بر مي گيرد.

 

كتب: (معاصر)

1. حكومت جهاني امام مهدي(ع) (آيه الله مكارم شيرازي)

2. چشم اندازي به حكومت جهاني امام مهدي(ع)

3. خورشيد مغرب

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 1:11 |

جلسه 11: ظهور

مقدمه

زمان ظهور مشخص نيست و تعيين كنندگان زمان دقيق ظهور بايد تكذيب و رسوا شوند راز نهان بودن آن هم تداوم اميد و بدا پذير بودن زمان آن است .

اما مكان ظهور كنار خانه خدا «كعبه معظم» خواهد بود.

هدف از ظهور تحقق همه جانبه عدالت در سراسر جهان و ريشه كن نمودن هرگونه ظلم و ستم مي باشد.

 

پرسشهاي اصلي كه اين جلسه متكفل پاسخ آنهاست.

پرسش اول: زمان و مكان ظهور و حكم تعيين آن چيست؟

پرسش دوم: سر نهان بودن زمان ظهور چيست؟

پرسش سوم: كيفيت ظهور و قيام چگونه است؟

پرسش چهارم: اهداف ظهور چيست؟


 

فوايد

  1. پي بردن به نامعين بودن زمان ظهور و سر آن و لزوم برخورد باتعيين كنندگان زمان ظهور، كيفيت ظهور و قيام ظهور،
  2. و توجه و آگاهي نسبت به اهداف حكومت جهاني حضرت

ظهور و اهداف حكومت جهاني

ظهور

وقتى سخن از ظهور به ميان مى‏آيد احساس دلپذيرى به آدمى دست مى‏دهد. گويى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مى‏دهد. آرى ظهور زيبائى‏ها و انتشار خوبى‏ها جان و تن خستگان را نشاط مى‏بخشد و برق شادى در چشمان اميدواران روشن مى‏كند.

در اين بخش درباره ظهور مهدى‏عليه السلام و آنچه در سايه سار حضور عينى او رخ خواهد داد سخن مى‏گوييم و به تماشاى جمال بى‏مثالش بى‏حجاب غيبت مى‏نشينيم.

زمان ظهور

يكى از سئوالاتى كه همواره ذهن بسيارى از مردم را به خود مشغول كرده اين است كه امام زمان‏عليه السلام چه زمانى ظهور مى‏كند و آيا براى ظهور وقتى تعيين شده است؟  پاسخ اين است كه بر اساس سخنان پيشوايان دينى زمان ظهور بر مردم مخفى است.امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرمود: «ما نه در گذشته براى ظهور وقتى را تعيين كرديم و نه در آينده وقت تعيين مى‏كنيم(1)».  بنابراين كسانى كه براى ظهور زمان مشخصى را تعيين مى‏كنند فريب كار و دروغگو هستند اين مطلب در روايات مورد تأكيد قرار گرفته است. امام باقرعليه السلام به يكى از اصحاب خود كه از زمان ظهور سؤال كرد فرمود: وقت گذاران دروغ مى‏گويند، وقت گذاران دروغ مى‏گويند وقت گذاران دروغ مى‏گويند.(2)  از اينگونه روايات به خوبى مى‏توان به اين نكته پى برد كه همواره كسانى بوده‏اند كه با انگيزه‏هاى شيطانى براى ظهور زمان تعيين مى‏كرده‏اند و چنين افرادى در آينده هم وجود خواهند داشت. به همين جهت پيشوايان معصوم‏عليه السلام از شيعيان خواسته‏اند كه در برابر وقت گذاران بى‏تفاوت نباشند بلكه آنها را تكذيب نمايند.امام صادق‏عليه السلام در اين زمينه به يكى از اصحاب خود فرمود: «از تكذيب كردن كسى كه براى ظهور وقت تعيين مى‏كند هيچ پروايى نداشته باش چرا كه ما براى كسى وقت ظهور را تعيين نكرده‏ايم.»(3)

پاورقي:

1) غيبت طوسى، فصل 7، ح 412، ص 426.

2) همان، ح 411، ص 425.

3) همان، ح 414، ص 426.

راز نهان بودن زمان ظهور

چنانكه گفته شد بر اساس اراده خداوند حكيم زمان ظهور بر ما مخفى است و بدون ترديد اين مسأله به جهت حكمت‏هايى است كه برخى از آنها را مى‏آوريم:

تداوم اميد

وقتى زمان ظهور پنهان باشد نور اميد در دل منتظران همه عصرها باقى خواهد ماند و با اين اميد پيوسته و مداوم است كه مى‏توانند در برابر سختى‏ها و فشارهاى دوران غيبت مقاومت كنند. به راستى اگر به شيعيان سده‏هاى گذشته گفته مى‏شد كه ظهور در زمان شما رخ نمى‏دهد بلكه در آينده دور اتفاق خواهد افتاد، آنها با كدام اميد در برابر فتنه‏هاى روزگار خود مقاومت مى‏كردند و چگونه مى‏توانستند گذرگاه‏هاى تنگ و تاريك دوران غيبت را به سلامت پشت سر بگذارند؟

زمينه سازى‏

بدون ترديد انتظار سازنده كه از مهم‏ترين عوامل فعاليت و پويايى است تنها در سايه مخفى بودن زمان ظهور شكل خواهد گرفت زيرا با مشخص بودن زمان ظهور كسانى كه مى‏دانند ظهور را درك نمى‏كنند انگيزه‏اى براى تحرك و زمينه سازى نخواهند داشت و به سكون و ركود روى خواهند آورد.

حال آنكه با پنهان بودن زمان ظهور، انسان‏هاى همه عصرها و دوران‏ها به اميد اينكه ظهور را در زمان خود ببينند تلاش مى‏كنند تا زمينه‏هاى ظهور را فراهم كنند و جامعه خود را به جامعه‏اى صالح و پويا تبديل نمايند.  به علاوه در صورت معين بودن وقت ظهور چنانچه براى مصالحى ظهور در زمان وعده داده شده رخ ندهد چه بسا افرادى در اصل اعتقاد به امام مهدى‏عليه السلام دچار ترديد شوند. امام باقرعليه السلام در پاسخ اين سؤال كه آيا ظهور وقت مشخّصى دارد فرموده است: كسانى كه وقت تعيين مى‏كنند دروغ مى‏گويند، (و اين سخن را تكرار فرمود) زمانى كه موسى‏عليه السلام به دعوت پروردگار به مدت سى روز از ميان قوم خود بيرون رفت و خداوند بر آن سى روز، ده روز ديگر افزود قوم او گفتند: موسى به وعده خود وفا نكرد و آنچه نبايد مى‏كردند، كردند. [از دين برگشتند و گوساله پرست شدند(4)]

پاورقي:

4) غيبت نعمانى، باب 16، ح 13، ص 305.

 

هنگامه قيام‏

 

همه مى‏خواهند بدانند كه در جريان قيام جهانى امام مهدى‏عليه السلام چه حوادثى روى مى‏دهد، حركت امام از كجا و چگونه آغاز مى‏شود، شيوه برخورد امام با گروه‏هاى مخالف چگونه است و بالاخره چگونه آن حضرت بر تمامى جهان غلبه خواهد كرد و رشته امور جهان را به دست خواهد گرفت اينها و سؤالات ديگرى مانند اينها فكر و انديشه هر انسانِ مشتاق ظهور را به خود مشغول مى‏كند. ولى واقعيت اين است كه سخن گفتن درباره حوادث مربوط به قيام آخرين اميد بشريت كارى بسيار مشكل است؛ چون گزارش دادن از آينده و اتفاقاتى است كه هنوز واقع نشده است و به طور طبيعى نمى‏توان اطلاع دقيقى از آن رويدادها داشت. بنابراين آنچه در اين بخش مى‏آوريم حوادث و رخدادهاى روزگار ظهور امام مهدى‏عليه السلام است كه برابر روايات در كتاب‏هاى متعدد نقل گرديده است و تنها مى‏تواند دور نمايى كلّى از رويدادهاى ايام ظهور را پيش روى خوانندگان ترسيم كند.

چگونگى قيام

 

وقتى ظلم و تباهى چهره عالم را سياه و ظلمانى كرده است و آنگاه كه ستمگران گستره زمين را جولانگه بدى‏ها و نامردى‏ها ساخته‏اند و مظلومان جهان، دستهاى يارى خواهى را به آسمان گشوده‏اند؛ ناگهان ندايى آسمانى، سياهى شب را مى‏درد و در ماه خدا، رمضان، ظهور موعود بزرگ را بشارت مى‏دهد(5)، قلب‏ها به تپش مى‏افتد و چشم‏ها خيره مى‏گردد! شب پرستان، مضطرب و هراسان از طلوع صبح ايمان، در پى راه چاره‏اى هستند و منتظران مهدى‏عليه السلام از هر كسى سراغ كوى يار مى‏گيرند و براى ديدار او و حضور در زمره ياوران او سر از پا نمى‏شناسند.

در آن زمان، سفيانى كه بر منطقه وسيعى مانند سوريه، اردن و فلسطين سلطه دارد سپاهى را تجهيز مى‏كند تا با امام مقابله كند. لشگر سفيانى كه در مسير مكّه به تعقيب امام پرداخته است در محلى به نام بيداء به كام زمين مى‏رود و نابود مى‏گردد.(6) پس از شهادت نفس زكيّه به فاصله كوتاهى، امام مهدى‏عليه السلام در سيماى مردى جوان در مسجدالحرام ظهور مى‏كند در حالى كه پيراهن مبارك پيامبرصلى الله عليه وآله را بر تن دارد و پرچم پيامبر را به دست گرفته است. او به ديوار كعبه تكيه مى‏زند و در بين ركن و مقام سرود ظهور را زمزمه مى‏كند و پس از حمد و ثناى الهى و درود و سلام بر پيامبر و خاندان او مى‏فرمايد: اى مردم ما از خداى توانا يارى مى‏طلبيم و نيز هر كس از جهانيان را كه به نداى ما پاسخ دهد به ياورى مى‏خوانيم. آنگاه خود و خاندانش را معرفى مى‏كند و ندا مى‏دهد: فَاللّه اللّه فينا لاتَخْذُلُونا وَانْصُرُونا يَنْصُرْكُمُ اللّهُ تَعالى.  درباره رعايت حقوق ما، خدا را در نظر بگيريد. ما را [در ميدان عدالت گسترى و ستم ستيزى‏] تنها نگذاريد و ياريمان كنيد كه خدا شما را يارى خواهد كرد. پس از پايان گرفتن سخنان امام، آسمانيان بر زمينيان سبقت مى‏گيرند و گروه گروه فرود مى‏آيند و با امام بيعت مى‏كنند در حالى كه پيشاپيش آنها فرشته وحى، جبرئيل با امام دست همراهى مى‏دهد. آنگاه 313 ستاره زمينى كه از نقاط مختلف عالم به سرزمين وحى آمده‏اند بر گرد خورشيد تابناك امامت حلقه زده و پيمان وفا دارى مى‏بندند و اين جريان سبز جارى است تا آنكه ده هزار سرباز جان بر كف در اردوگاه امام‏عليه السلام حضور مى‏يابند و با آن فرزند پيامبرصلى الله عليه وآله بيعت مى‏كنند.(7) امام‏عليه السلام با خيل ياوران، پرچم قيام را برافراشته و به سرعت بر مكه و اطراف آن مسلط مى‏شوند و سرزمين پيامبر را از وجود نااهلان، پاك مى‏كنند. آنگاه راهى مدينه مى‏شود تا سايه عدالت و مهر را بر آن بگستراند و سركشان شهر را بر جاى خود بنشاند. سپس عازم عراق گشته و شهر كوفه را به عنوان مركز حكومت جهانى برمى‏گزيند و از آنجا به مديريّت قيام مى‏پردازد و براى دعوت جهانيان به اسلام و زندگى در پرتو قوانين قرآن و در هم كوبيدن بساط ظلم و ستم، ياران و سپاهيان نور را به نقاط مختلف عالم گسيل مى‏دارد. امام‏عليه السلام يك به يك سنگرهاى كليدى جهان را فتح مى‏كند زيرا كه علاوه بر يارانِ وفادار و مؤمن، از امداد فرشتگان الهى نيز برخوردار است و مانند پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله از لشگر رعب و وحشت مدد مى‏گيرد و خداوند توانا چنان ترسى از او و يارانش در دل‏هاىدشمنان مى‏افكند كه هيچ قدرتى را توان رويارويى با آن حضرت نيست.امام باقرعليه السلام فرمود: قائم از ما به وسيله رُعب (وحشت در دل دشمنان) يارى مى‏شود.(8)

 گفتنى است يكى از نقاط جهان كه به وسيله سپاه امام فتح مى‏شود بيت‏المقدس است(9) و پس از آن واقعه بسيار مباركى اتفاق مى‏افتد كه در جريان قيام و انقلاب امام مهدى سرنوشت ساز است و جبهه آن حضرت را تقويت مى‏كند و آن فرود آمدن حضرت عيسى‏عليه السلام از آسمان است. حضرت مسيح‏عليه السلام كه به فرموده قرآن زنده است و در آسمان‏ها به سر مى‏برد به زمين مى‏آيد و پشت سر امام مهدى‏عليه السلام به نماز مى‏ايستد و بدين وسيله فضيلت و برترى پيشواى دوازدهم شيعيان را بر خود و پيروى خود را از امام مهدى‏عليه السلام به همگان اعلام مى‏كند. پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله فرمود: سوگند به آن كس كه مرا به حق برانگيخت در حالى كه بشارت دهنده مردمان باشم، اگر از عمر دنيا نمانده باشد مگر يك روز، خداوند آن روز را چنان طولانى مى‏كند تا فرزندم مهدى‏عليه السلام در آن قيام كند، پس از آن عيسى بن مريم‏عليه السلام فرود مى‏آيد و پشت سر مهدى‏عليه السلام نماز مى‏خواند.(10) به دنبال اين اقدام حضرت عيسى‏عليه السلام بسيارى از مسيحيان كه جمعيت فراوانى از جهان را تشكيل مى‏دهند به آخرين ذخيره الهى و پيشواى شيعيان، ايمان مى‏آورند. گويى خداوند، عيسى‏عليه السلام را براى چنان روزى حفظ كرده است تا چراغ هدايتى براى حق طلبان باشد.البتّه ظهور معجزات به دستِ هدايتگر حضرت مهدى‏عليه السلام و طرح مباحث فكرى براى راهنمايى بشريّت از برنامه‏هاى انقلاب بزرگ مهدوى است كه راه را براى هدايت مردم باز مى‏كند. در همين راستا، امام، الواح تورات تحريف نشده - كتاب مقدس يهود - را كه در نقاط خاصى از دنيا دفن شده است خارج مى‏كند(11) و يهوديان كه نشانه‏هاى امامت او را در الواح مى‏بينند، به آن حضرت ايمان مى‏آورند. و پيروان اديان ديگر نيز با مشاهده اين تحول بزرگ و نيز شنيدن پيام حق امام و ديدن معجزات از آن حضرت، گروه گروه به آن حضرت مى‏پيوندند و اينگونه است كه وعده حتمى پروردگار محقّق مى‏گردد و اسلام عزيز همه عالم را زير پرچم خود مى‏گيرد. هُوَالَّذِى اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ‏الْحَقِّ لِيَظْهِرَهُ عَلَى‏الدّينِ كُلِّه وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.(12) و او خدايى است كه پيامبرش را با (دلائل) هدايت و دين حق فرستاد تا (سرانجام) آن را بر همه دين‏ها غالب گرداند اگرچه كافران را خوش نيايد. با توجه به تصويرى كه ترسيم شد تنها قلدران و ظالمان مى‏مانند كه حاضر به تسليم شدن در برابر حق و حقيقت نيستند و اين عده در مقابل جريان غالب و اكثريت مؤمنان تاب مقاومت ندارند و با شمشير عدالت مهدى‏عليه السلام به كيفر اعمال ننگين خود خواهند رسيد و زمين و اهل آن براى هميشه از شرّ و فساد آنها ايمن خواهد شد.

پاورقي:

5) غيبت نعمانى، باب 14، ح 17.

6) بحارالانوار، ج 53، ص 10.

7) غيبت نعمانى، باب 14، ح 67.

8) كمال‏الدين، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603.

9) روزگار رهايى، ج 1، ص 554.

10) بحارالانوار، ج 51، ص 71.

11) روزگار رهايى، ج 1، ص 522.

12) سوره توبه، آيه 33.

 

حكومت امام مهدى‏                                                                                                        

  پس از كنار رفتن ابرهاى تيره و تار، خورشيد جهان افروز رخ مى‏نمايد و چشمان منتظرِ دشت و دمن را روشنى مى‏بخشد. آرى، پس از مبارزه‏اى فراگير با فساد و تباهى و نامردمى، نوبت به استقرارحاكميت دادگرى مى‏رسد و عدالت بر كرسى حكمرانى تكيه مى‏زند تا هر كس و هر چيز را در جاى خود قراردهد و سهم هر پديده‏اى را به مقتضاى حقّ و داد بپردازد. و بالاخره جهان و جهانيان شاهد حكومتى خواهند بود كه سراسر حق و عدل است و كمترين ستم و ستمگرى در گستره آن بر كسى نمى‏رود. حكومتى كه مظهر صفات جمال و زيبايى پروردگار عالم است و در ساحت آن، بشر به تمامى آرمان‏هاى فراموش شده خود دست مى‏يابد. ما در اين فصل در چهار محور بحث خواهيم كرد:

 1. اهداف حكومت جهانى امام مهدى‏عليه السلام‏


 2
. راه كارها و برنامه‏هاى حكومت امام‏عليه السلام در حوزه‏هاى  مختلف‏


 3. دستاوردهاى حكومت الهى دادگستر


 4. ويژگى‏هاى حكومت‏

 

بخش    اوّل:

اهداف حكومت

 

از آنجا كه هدف از آفرينش مجموعه بزرگ هستى، كمال و نزديكى هر چه بيشتر انسان به منبع همه كمالات يعنى حضرت حق تعالى مى‏باشد و براى نيل به اين آرمان بزرگ، بايد ابزار و وسائل آن فراهم گردد، حكومت جهانى امام عصرعليه السلام در پى فراهم آوردن اسباب تقرب الى اللّه و برداشتن موانع از اين مسير است. البته انسان از دو بُعد جسم و جان تركيب يافته است و نيازهاى او نيز به دو بخش مادى و معنوى تقسيم مى‏شود بنابراين براى رسيدن به كمال لازم است در هر دو جهت، حركتى سنجيده و حساب شده داشته باشد و «عدالت» كه ره آورد بزرگ حاكميت الهى است ضامن سلامتِ رشد انسان در سير مادى و معنوى است. بنابراين، اهداف حكومت امام دوازدهم در دو محور رشد معنوى و اجراى عدالت و گسترش آن قابل طرح است.

رشد معنوى‏

براى پى بردن به ارزش و والايى هدف‏هاى ياد شده، لازم است نگاهى گذرا به حيات بشر در طول دورانهاى حاكميت طاغوت‏ها بيفكنيم. در طول زندگى انسان، به دور از حاكميت حجت الهى، معنويّت و ارزشهاى معنوى چه جايگاهى داشته است؟ آيا جز اين است كه بشريت گم گشته و راه گم كرده، پيوسته در مسير انحطاط معنوى گام برداشته و با پيروى از تمايلات نفسانى و وسوسه‏هاى شيطانى يك‏يك زيبايى‏ها و خوبيهاى حيات خود را به فراموشى سپرده و با دست خود آنها را در گورستان شهوات دفن كرده است؟! پاكى و پاكدامنى، صداقت و درستكارى، تعاون و همكارى، گذشت و ايثار، احسان و نيكوكارى، جاى خود را به هواپرستى و شهوترانى، دروغ و دغل‏بازى، خودمحورى و موقعيت‏جويى، خيانت و جنايت و زياده خواهى و افزون‏طلبى داده است. و در يك كلمه معنويّت در زندگى بشر نفس‏هاى آخر را مى‏كشد و در بسيارى از نواحى و براى بسيارى از آدم نماها اثرى از آن باقى نمانده است!! حكومت آخرين ذخيره الهى در راستاى زنده ساختن اين بخش از وجود انسان گام بر مى‏دارد و براى جان بخشيدن به اين مرده مردار گشته تلاش مى‏كند؛ تا طعم شيرين حيات واقعى و زندگى حقيقى را به آدم‏هاى مسجودِ ملائك بچشاند و به همگان يادآورى كند كه از ابتدا مقرر شده بود كه آنان در چنان حياتى تنفس كنند و عطر پاكى‏ها و خوبى‏ها را با مشام جان، استشمام كنند. يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُول اِذا دَعاكُم لِما يُحْييكُم...(13) اى گروه مؤمنان آنگاه كه خداوند و پيامبر، شما را به سوى آنچه شما را زنده مى‏كند مى‏خوانند، آنها را اجابت كنيد و به نداى آنها لبيك گوئيد. بنابراين حيات معنوى كه امتياز بنى آدم از حيوانات است، بخش عمده و قسمت اصلى وجود انسان را تشكيل مى‏دهد زيرا كه آدمى با برخوردارى از همين حيات است كه «آدم» ناميده شده است و همين حيات است كه او را به خداوند حيات آفرين مى‏رساند و به مقام قرب او نائل مى‏سازد.از اين رو در زمان حاكميّت ولىّ پروردگار، اين بخش از وجود آدمى سروسامان مى‏گيرد و ارزش‏هاى انسانى در همه ابعاد زندگى رونق و طراوت مى‏يابد. صفا و صميميّت، ايثار و وفا، راستى و درستى و... همه آنچه به عنوان «خوبى» از آن ياد مى‏شود، همه جا را فرا مى‏گيرد. البتّه رسيدن به اين هدف بزرگ و نقطه درخشان، نياز به برنامه‏اى دقيق و جامع دارد كه در بخش‏هاى آينده بيان خواهد شد.

پاورقي:

13) سوره انفال، آيه 24.

 

عدالت گسترى‏

بزرگترين زخم پيكر جامعه بشرى در طول تمامى قرون و اعصار گذشته، ظلم و ستم موجود در اجتماعات انسانى بوده است. بشريت همواره از رسيدن به حقوق خود در عرصه‏هاى مختلف محروم مانده است و هيچگاه مواهب مادى و معنوى، عادلانه در بين بنى آدم تقسيم نگرديده است. هميشه در كنار شكم‏هاى انباشته از غذا، گروهى گرسنه مانده‏اند و پيوسته در نزديكى كاخ‏ها و ويلاهاى چند هزار مترى، عده‏اى در حاشيه خيابانها و بر سنگفرش پياده‏روها خوابيده‏اند. قدرت‏هاى زر و زور، مردم ضعيف و بيچاره را به بردگى كشيده‏اند و نژاد سفيد بر گرده سياهپوستان - تنها به جرم پوست سياهشان - تازيانه مرگ فرود آورده است و در يك كلام هميشه و همه جا حقوق ضعيفان و بينوايان، پايمال هواها و تمايلات زورمندان و تزوير گران شده است و انسان هميشه در آرزوى دست يافتن به عدالت و مساوات روزشمارى كرده است و رسيدن دوران شكوفايى عدالت را به انتظار نشسته است. نهايت اين انتظار، دورانِ سبز حكومت امام مهدى‏عليه السلام است. او به عنوان بزرگترين رهبر عادل و پيشواى دادگر در پى اجراى عدالت در گستره عالم و در همه زمينه‏هاى حيات خواهد بود و اين حقيقت شيرين در بسيارى از روايات كه مژده آمدن او را داده، بيان گرديده است. امام حسين‏عليه السلام فرموده است: اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى كند تا مردى از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند پس از آنكه از ستم و بيداد آكنده باشد. اين چنين از پيامبرصلى الله عليه وآله شنيدم.(14) و دهها روايت ديگر داريم كه خبر از عدالت جهانى و ريشه كنى ستم و ستمگرى در سايه حكومت موعود آخرين داده است. جالب است دانسته شود كه عدالت و دادگرى از آشكارترين ويژگى‏هاى امام مهدى‏عليه السلام است به گونه‏اى كه در بعضى از دعاها به آن لقب گرفته است: «اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلىِّ اَمْرِكَ الْقائِمِ المُؤَمَّل وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَر»خداوندا به ولىّ امر خود درود فرست همان كه قيام كننده آرمانى و عدالت مورد انتظار همگان است.(15)  آرى او عدالت را سرلوحه اهداف انقلاب خويش قرار داده است زيرا كه عدالت، زمينه ساز حيات حقيقى در همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى است و زمين و اهل آن بدون عدالت مردگان بى‏روحى هستند كه زنده پنداشته مى‏شوند.  امام كاظم‏عليه السلام در تفسير آيه «اِعْلَمُوا اَنّ اللَّهَ يُحْيِى الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(16) فرمود: مقصود اين نيست كه زمين را با باران زنده مى‏كند بلكه خداوند مردانى(17) را بر مى‏انگيزد كه عدالت را زنده مى‏كنند پس به سبب جان گرفتن عدل (در جامعه)، زمين زنده مى‏شود... و تعبير «زنده شدن زمين» اشاره به آنست كه عدالت مهدوى، عدالتى است فراگير و همه جايى نه در بخشى از محيطها و براى بعضى از افراد.

پاورقي:

14) كمال‏الدين، ج 1، باب 30، ح 4، 584.

15) مفاتيح‏الجنان، دعاى افتتاح.

16) بدانيد كه خداوند زمين را پس از مردنش، زنده خواهد كرد؛ سوره حديد، آيه 17.

17) با توجه به روايات ديگر كه آيه را به دوران امام مهدى‏عليه السلام تفسير كرده است، مقصود از «مردان» در اين روايت حضرت و ياوران او هستند. برهان، ج 7، ص 446.

 

جمع بندي

نتيجه اينكه زمان ظهور مشخص نيست برخلاف مكان آن كه در مكه كنار كعبه خواهد بود.

با پيوستن ده هزار نفر به حضرت، قيام از مكه آغاز خواهد شد مركز حكومت شهر كوفه است و از وقايع مهم ظهور، نزول حضرت عيسي(ع) است.

هدف از ظهور نابود ساختن هرگونه ظلم و ستم و استقرار كامل و همه جانبه عدالت در ابعاد جهاني خواهد بود.

 

كتب: (معاصر)

1. چشم اندازي به حكومت جهاني امام مهدي(ع) (نجم الدين طبسي)

2. حكومت جهاني امام مهدي(ع) ( آيه الله مكارم شيرازي)

3. خورشيد مغرب

4. دادگستر جهان

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 20:2 |