|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آرشیو موضوعی
ازدواج حضرت زهرا سلام الله علیها
نبي رحمت امام زمان (عج) شهید مطهری - دکتر شریعتی - مصدق-بازرگان- دکتر سروش دوستی دختر و پسر ائمه اطهار علیهم السلام ازدواج جستجو
پیوندها
سايت تبيان
سايت نسيم مطهر آيت الله صافي مقام معظم رهبري آيت الله مكارم شيرازي آيت الله مصباح يزدي موسسه امام خميني کلمات عاشقانه خدا یا ابا صالح المهدی ادرکنی وبلاگ حجاب فهميرا راز اشك آتش عشق آواز پر جبریل افق گرافیک شلمچه عکس های جالب و متنوع بي نام و نشانيم و ناگهان مرگ عاشقان ولايت :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
پیامبر رحمت
جلسه 13: وضعیت جهان پس از ظهور
مقدمه
فوايد
دستاوردهاى حكومت جهاني و قلمرو و مدت آن افراد و جمعيتها پيش از آنكه به حكومت برسند و قدرت را به دست گيرند آرمانهايى را براى حكومت خود بيان مىكنند و چه بسا براى رسيدن به آن اهداف، برنامههاى خود را نيز اعلام كنند امّا معمولاً پس از رسيدن به قدرت و گذشت زمان، در اهداف خود ناكام مانده و گاهى از آنچه گفته بودند عدول مىكنند و يا به كلّى آن ايدهها و اهداف مطرح شده را فراموش مىكنند. دست نيافتن به آرزوها و اهداف از پيش تعيين شده يا به جهت آن است كه «هدفها» واقعى و اصولى نبوده و يا آنكه برنامههاى حكومت براى رسيدن به هدفها، برنامه جامع و كاملى نبوده است و در بسيارى از موارد نيز سبب ناكامى، عدم لياقت مجريان بوده است. در حكومت امام مهدىعليه السلام اهداف، هدفهايى است واقعى و اصيل كه ريشه در عمق وجدانهاى بشر دارد و همگان در آرزوى رسيدن به آن بودهاند و برنامهها نيز بر اساس تعاليم قرآن و سنت اهلبيتعليهم السلام تنظيم گرديده و در تمامى بخشها ضمانت اجرائى براى آنها وجود دارد؛ بنابراين دستاوردهاى اين انقلاب عظيم، بسيار چشمگير و قابل توجه است و در يك جمله بايد گفت دستاوردهاى حكومت امام مهدىعليه السلام پاسخگوى تمام نيازهاى معنوى و مادى بشر است كه خداوند متعال در وجود انسان به امانت نهاده است. در اينجا با توجه به روايات به برخى از اين دستاوردها نيم نگاهى مىاندازيم: 1. عدالت فراگير در روايات فراوان، مهمترين ره آورد قيام و انقلاب حضرت مهدىعليه السلام پر شدن جهان از عدالت و دادگرى شمرده شده است كه در بخش اهداف حكومت درباره آن سخن گفتيم. اما در اين بخش بر آن حقيقت ياد شده اين واقعيت را مىافزاييم كه در حاكميّت قائم آل محمدصلى الله عليه وآله عدالت در همه سطوح جامعه به صورت يك جريان جارى در تمام مويرگهاى اجتماع در مىآيد و هيچ نهاد ومجموعه كوچك يا بزرگى نمىماند مگر اينكه عدالت در آن حاكم خواهد شد و روابط افراد با يكديگر بر اساس آن پىريزى خواهد شد. امام صادقعليه السلام در اين باره فرمود: به خدا قسم، عدالت رادرخانههاى مردم خواهد برد آنچنان كه سرما و گرما به درون خانهها نفوذ مىكند.(1) وقتى خانه كه كوچكترين نهاد در جامعه است به كانون عدالت تبديل مىشود و روابط افراد خانواده با يكديگر عادلانه مىگردد حكايت از آن دارد كه حكومت جهانى و عدل گستر مهدوى نه با ابزار زور و قانون بلكه بر اساس يك تربيت قرآنى كه به عدالت و احسان فرمان مىدهد(2)، افراد را پرورش مىدهد و در فضايى اين چنين همگان به حكم وظيفه انسانى و الهى خود، حقوق ديگران را - گرچه از نظر رتبه و مقام، جايگاهى نداشته باشند - محترم مىشمارند. در جامعه موعود مهدوى، عدالت، يك جريان فرهنگى اصيل و با پشتوانه قرآنى و حكومتى است كه تخلّف از آن تنها توسط معدودى از افراد كه خود محور و منفعت طلب بوده و به دور از تعاليم قرآن و اهلبيتعليهم السلام پرورش يافتهاند، صورت مىگيرد كه حاكميت عدالت پرور با آنها برخورد جدّى مىكند و اجازه رشد و نموّ و ريشه دوانيدن به آنها نمىدهد و به ويژه از نفوذ آنها به سطوح حاكميّت جلوگيرى مىكند. آرى عدالتى چنين فراگير و همگانى رَهآورد حكومت مهدى منتظرعليه السلام است و بدينسان عالىترين هدف انقلاب امام مهدىعليه السلام كه پر كردن عالم از عدل و داد بوده است به شكل كامل تحقق خواهد يافت و ظلم و ستم و حق كشى در همه زواياى جامعه حتى در روابط اعضاى خانواده با يكديگر از بين خواهد رفت. پاورقی : 1) بحارالانوار، ج 52، ص 362. 2) قرآن مىفرمايد: ان الله يأمر بالعدل والاحسان يعنى به راستى كه خداوند به عدالت و نيكوكارى فرمان مىدهد؛ سوره نحل، آيه 90. 2. رشد فكرى و اخلاقى و ايمانى در بخش قبل گفتيم كه همهگير شدن عدالت در جامعه به سبب تربيت صحيح افراد و رواج فرهنگ پاورقی : 3) بحارالانوار، ج 52، ح 71، ص 336. 4) كافى، ج 1، ح 3، ص 58. 3. اتحاد و همدلى برابر روايات، جمعيتى كه تحت حاكميّت جهانى امام مهدىعليه السلام بسر مىبرند، با هم متحد و صميمى خواهند بود و در زمان بر پايى دولت مهدوى جايى براى كينه و دشمنى نسبت به يكديگر در دلهاى بندگان خدا نخواهد ماند. امام علىعليه السلام فرمود: وَلَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا... لَذَهَبْتِ الشَّحْناءُ، مِنْ قُلُوبِ الْعِبادِ... وقتى قائم ما قيام كند، كينه از دلهاى بندگان برود. در آن زمان ديگر بهانهاى براى كينه توزى نيست زيرا كه روزگار عدل و دادگرى است و حقى از كسى ضايع نمىشود و روزگار خردورزى و تعقّل است نه عقل ستيزى و شهوت پرستى.(5) بنابراين زمينهاى براى دشمنى و كينهجويى باقى نمىماند و از اين رو دلهاى مردم كه تا پيش از اين، پراكنده و دور از هم بود، انس و الفت مىيابد و همگان به برادرى و اُخوّت قرآنى باز مىگردند(6) و چونان برادران با يكديگر همدل و مهربان مىشوند. امام صادقعليه السلام در وصف روزگار سبز مهدوى فرموده است: [در آن ايّام] خداوند وحدت و اُلفت بين قلوب پريشان و پراكنده برقرار كند.(7) و اگر دست خدا در كار است ديگر عجيب نيست كه اين همدلى و صميميت به جايى رسد كه تصور آن در دنياى كنونى كه بحران تضادها و كشمكشهاى مادّى به اوج خود رسيده است، دشوار باشد. امام صادقعليه السلام فرمودند: وقتى قائم ما قيام كند دوستى واقعى و صميميت حقيقى بيان مىشود. هر نيازمندى دست مىبرد و از جيب برادر ايمانىاش به مقدار نياز برمىدارد و برادرش او را منع نمىكند.(8) پاورقی : 5) در دو بخش قبلى به تفصيل درباره عدالت دوران امام مهدى و كمال عقلى مردم در آن روزگار سخن گفته شد. 6) اشاره به آيه انما المؤمنون اخوة...، همانا مؤمنان با يكديگر برادرند؛ سوره حجرات، آيه 10. 7) كمال الدين، ج 2، باب 55، ح 7، ص 548. 8) بحارالانوار، ج 52ح 164، ص 372. 4. سلامت جسمى و روانى يكى از مشكلات بشر امروز بروز بيمارىهاى سخت و غير قابل علاج است كه محصول عوامل گوناگون از جمله آلودگى محيط زيست به سبب به كارگيرى سلاحهاى شيميايى، اتمى و ميكروبى است. همچنين روابط نامشروع انسانها با يكديگر و نيز از بين بردن جنگلها و آبهاى دريا از ديگر عوامل ظهور بيماريهايى مانند جذام، طاعون، فلج، سكته و دهها بيمارى ديگر است كه بهداشت و درمان پيشرفته امروزى نيز قادر به معالجه آنها نيست. بر بيمارىهاى جسمى بايد فهرست بلندى از امراض روحى و روانى را نيز افزود كه زندگى را براى مردم جهان تلخ و غير قابل تحمل كرده است كه اين نيز به سبب روابط غلط حاكم بر جهان و انسانهاست. در دولت كريمه مهدوى كه روزگار عدالت گسترى و حكومت فضيلتها و زيبايىهاست و روابط بر اساس برادرى و برابرى شكل مىگيرد، بيمارىهاى جسمى و روانى انسان از بين مىرود و قواى بدنى و روحى انسان به طور شگفت انگيزى قوى و نيرومند مىگردد. امام صادقعليه السلام فرمود: هنگامى كه حضرت قائمعليه السلام قيام كند، خداوند بيماريها را از مؤمنان دور مىسازد و تندرستى را به آنان باز مىگرداند.(9) در دولت آن سرور كه دانش به گونهاى شگفت پيشرفت مىكند هيچ بيمارىِ لاعلاجى نمىماند و بهداشت و طبّ، رشد چشمگيرى خواهد داشت و نيز به بركت وجود حضرت، بسيارى از بيماران شفا خواهند گرفت. امام باقرعليه السلام فرمود: هر كس قائم اهل بيت مرا درك كند اگر به بيمارى دچار باشد شفا مىيابد و چنانچه دچار ناتوانى باشد توانا و نيرومند مىگردد.(10) پاورقی : 9) همان، ح 138، ص 364. 10) همان، ح 68، ص 335. . خير و بركت فراوان از دستاوردهاى بزرگ حكومت قائم آل محمدصلى الله عليه وآله خير و بركت فراوان و بى سابقه است. در بهار دولت او همه جا سبز و خرم گشته و نشاط و حيات مىيابد. آسمان مىبارد و زمين مىروياند و بركات الهى سرشار و بىشمار مىگردد.امام صادقعليه السلام فرمود: ...خداوند به سبب او (امام مهدىعليه السلام) بركات آسمانها و زمين را جارى مىكند. [در ايام دولت او] آسمان مىبارد و زمين دانه مىدهد.(11) در سايه حكومت آن حضرت كويرى نمىماند و همه زمينها جامه حيات و شادابى به تن مىكند.اين تحول چشمگير و فراوانى بىنظير به جهت آن است كه روزگار مهدى، زمان جوانه زدن نهال پاكى و تقوا و شكوفايى گلهاى ايمان است و مردم در همه اصناف و اقشار تحت تربيت الهى قرار گرفته و روابط خود را بر اساس ارزشهاى خدائى انجام مىدهند و خداوند وعده فرموده است كه چنين محيط پاكى را از بركات و خيرات، سيراب گرداند.قرآن كريم در اين زمينه فرموده است: وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ القُرى امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالْاَرْضِ؛اگر مردم شهرها ايمان آورده و تقوا پيشه مىكردند [درهاى] بركات آسمان و زمين را به رويشان باز مىكرديم.(12) پاورقی : 11) غيبت طوسى، ح 149، ص 188. 12) سوره اعراف، آيه 96. 6. ريشه كن شدن فقر وقتى همه منابع زمينى براى امام مهدىعليه السلام آشكار گردد و بركات آسمان و زمين بر مردم زمان او بىدريغ جريان يابد و اموال بيتالمال مسلمين به عدالت تقسيم گردد جايى براى فقر و تهيدستى نمىماند و بشريت در دولت امام مهدىعليه السلام براى هميشه از چنگال فقر و ندارى رها مىشود.(13) در روزگار او روابط اقتصادى بر اساس برادرى و برابرى شكل مىگيرد و اصل سودجوئى و منفعتطلبى شخصى، جاى خود را به حسّ دلسوزى و غمخوارى و مواسات با برادران دينى مىدهد و در اين حال همه به يكديگر به عنوان اعضاى يك خانواده نگاه مىكنند و بنابراين همه، ديگران را از خود مىدانند و بوى يگانگى و يكرنگى در همه جا به مشام مىرسد. امام باقرعليه السلام فرمود: ...(امام مهدىعليه السلام) هر سال دو بار به مردم مىبخشد و در هر ماه دوبار به آنها روزى (و نياز زندگى) عطا مىكند و [در اين كار] به مساوات بين مردم عمل مىنمايد تا اينكه [چنان مردم بى نياز مىشوند كه] هيچ نيازمندى به زكات پيدا نمىشود...!(14) از روايات استفاده مىشود كه عدم نيازمندى مردم به جهت روحيّه قناعت و بىنيازى روحى است. به بيان ديگر پيش از آنكه مردم از بيرون، صاحب مال فراوان شوند و بىنياز گردند از درون، روح بىنيازى در آنها پيدا مىشود و به آنچه خداوند از فضل خويش به آنها عطا كرده راضى و خشنود مىگردند و بنابراين چشمى به اموال ديگران ندارند. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله در توصيف روزگار دولت مهدوىعليه السلام فرمودهاست:...خداوند [روح] بىنيازى را در دلهاى بندگان قرار مىدهد.(15) اين در حالى است كه پيش از ظهور روحيّه آزمندى و زيادهطلبى عامل مؤثرى در رقابتهاى غلط و انباشتن اموال بر روى هم و انفاق نكردن آنها به نيازمندان بوده است.خلاصه اينكه در زمان امام مهدىعليه السلام بىنيازى از بيرون و درون خواهد بود. از سوئى ثروت سرشار به عدالت تقسيم مىگردد و از سوى ديگر قناعت، ويژگى اخلاقى مردمان مىشود. پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله پس از اينكه درباره بخشش امام مهدىعليه السلام به مردم بياناتى فرموده است مىافزايد: و خداوند دلهاى امت محمّدصلى الله عليه وآله را از بىنيازى پُر مىكند و عدالت مهدوى همه آنها را در بر مىگيرد به گونهاى كه [حضرت مهدىعليه السلام] امر مىكند تا ندا دهندهاى اعلام كند: چه كسى نيازمند مال است؟ پس كسى در ميان مردم بر نخيزد مگر يك نفر! پس امام [به او] مىفرمايد: نزد خزانه دار برو و به او بگو: مهدىعليه السلام به تو فرمان مىدهد كه به من مالى بدهى. پس خزانه دار به او مىگويد: جامهات را بياور، تا اينكه وسط جامهاش را پُر مىكند و چون آن را بر دوش مىكشد پشيمان مىشود و مىگويد: چرا در ميان امت محمدصلى الله عليه وآله من از همه حريصتر باشم... پس مال را بر مىگرداند ولى از او قبول نمىشود و به او گفته مىشود: ما آنچه عطا كرديم باز پس نمىگيريم.(16) پاورقی : 13) ر.ك: منتخب الاثر، فصل 7، باب 3، 4، صص 589 - 593. 14) بحارالانوار، ج 52، ح 212، ص 390. 15) همان، ج 51، ص 84. 16) همان، ص 92. 7. حاكميت اسلام و نابودى كفر قرآن كريم در سه مورد وعده داده است كه خداوند متعال دين مقدس اسلام را جهانگير خواهد كرد: هُوَالَّذى اَرْسَلَ رَسُولُهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ...(17) او خدائى است كه پيامبرش را با هدايت و دين حق فرستاد تا آن دين را بر همه اديان پيروز گرداند... و شكى نيست كه وعده خداوند انجام شدنى و تخلفناپذير است چنانكه قرآن فرموده است: ...اِنَّ اللَّهَ لايُخْلِفُ الْمِيعادَ.(18) ولى روشن است كه با وجود همه مجاهدتها و تلاشهاى بىدريغ پيامبرصلى الله عليه وآله و اولياء خداعليهم السلام تا كنون چنين رويداد مباركى به وقوع نپيوسته است(19) و همه مسلمانان اميد دارند كه اين روزگار فرا رسد و البتّه اين آرزويى حقيقى است كه ريشه در بيانات پيشوايان معصومعليهم السلام دارد. بنابراين در سايه حاكميّت آن ولىّ پروردگار بانگ اشهدانلاالهالااللّه كه پرچم توحيد است و نواى اشهد ان محمّداً رسولاللّه كه علم اسلام است همه جا را فرا خواهد گرفت و اثرى از شرك و كفر باقى نخواهد ماند. امام باقرعليه السلام در توضيح آيه وَقاتِلُوهُمْ حَتَّى لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدّينُ كله اللّه...(20) فرمود: تأويل اين آيه هنوز نيامده است و هرگاه قائم ما قيام كند آنكس كه زمان او را در يابد، تأويل اين آيه را خواهد ديد و هر آينه [در آن زمان] دين محمّدصلى الله عليه وآله به هركجا كه شب مىرسد خواهد رسيد (و عالم گير خواهد شد) به گونهاى كه بر سطح زمين، اثرى از شرك نخواهد ماند همانگونه كه خداوند فرموده [وعده نموده] است؟!(21) و البتّه اين جهان شمولى اسلام به سبب حقّانيّت و واقعيت «اسلام» است كه در روزگار مهدىعليه السلام هر چه بيشتر و بهتر آشكار خواهد شد و همگان را به خود جلب خواهد كرد مگر آنانكه از روى عِناد و سركشى سر به طغيان بردارند كه با شمشير عدل مهدوى كه دست انتقام پروردگار است رو به رو خواهند شد. آخرين نكته در اين بخش آنست كه اين وحدت عقيدتى كه در پرتو حكومت امام مهدى به دست مىآيد زمينه بسيار مناسبى براى تشكيل جامعه واحد جهانى است و جهان به دنبال همين اتحاد و يگانگىِ در اعتقاد، به يك قانون و نظام توحيدى تن مىدهد و آن را مىپذيرد و سپس در سايه آن، روابط فردى و اجتماعى خود را بر اساس معيارهايى كه از يك عقيده و مرام گرفته شده است، تنظيم مىكند و طبق اين بيان، وحدتِ عقيدتى و جمع شدن همه مردم در زير يك پرچم و دينِ واحد، يك ضرورت و نياز جدى است كه در حكومت امام مهدىعليه السلام حاصل خواهد شد. پاورقی : 17) سوره توبه، آيه 33؛ سوره فتح، آيه 28 و سوره صف، آيه 9. 18) به راستى كه خداوند در وعده خود خلاف ندارد. (سوره آل عمران، آيه 9) 19) اين سخن نه يك ادعا بلكه يك واقعيت تاريخى است و مفسرين بزرگ از شيعه و سنى از آن سخن گفتهاند. مثل فخر رازى در «التفسير الكبير»، ج 16، ص 40 و قرطبى در «تفسير القرطبى» ج 8، ص 121 و طبرسى در «مجمع البيان»، ج 5، ص 35. 20) و با آنان (مشركان) بجنگيد تا اينكه (در زمين) فتنه و فسادى نماند و آئين همه، دين خدا گردد. (سوره انفال، آيه 39) 21) بحارالانوار، ج 51، ص 55. 8. امنيّت عمومى در حاكميّت امام مهدىعليه السلام كه دوران فراگيرى همه خوبىها در همه عرصههاى زندگى است، امنيّت كه از بزرگترين نعمتهاى الهى و از عالىترين آرزوهاى انسان است، به دست مىآيد. وقتى مردم از عقيده و مرامى واحد پيروى كنند و در روابط اجتماعى خود به اصول بلند اخلاقى پاى بند باشند و عدالت در تمام مويرگهاى حيات فردى و جمعى بشر جارى گردد، بهانهاى براى ناامنى و ترس در هيچ بخشى از زندگى باقى نمىماند. در جامعهاى كه هر كسى به حقوق الهى و انسانى خود مىرسد و با تجاوز و حق كُشى - گرچه در طبقه حاكمان و در كمترين مقدار آن باشد - برخورد قانونى مىشود، امنيّت عمومى و اجتماعى شكل مىگيرد. امام علىعليه السلام فرمود: به دست ما [و در حكومت ما] روزگار سختىها سپرى مىگردد... و چون قائم ما قيام كند كينهها از دلها بيرون رود، حيوانات نيز با هم سازگارى كنند. [در آن روزگار چنان محيط امنى ايجاد شود] كه زن، با همه زيب و زيور خود، از عراق تا شام برود... و چيزى او را نترساند.(22) و البتّه براى ما كه در روزگار بىعدالتىها و آزمندىها و كينه توزيها بسر مىبريم تصورچنان دورانِ سبزى، بسيار دشوار است ولى چنانكه گفته شد اگر به عوامل آن همه بدى و زشتى بنگريم و بينديشيم كه اين عوامل در حاكميّت حكومت حق ريشه كن خواهد شد خواهيم دانست كه وعده الهى در تحقق جامعه امن و آرام، حتمى است.خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است: خدا به كسانى از شما كه ايمان آوردهاند... وعده داده كه به يقين در روى زمين، ايشان را خليفه (و جانشين خود) گرداند... و پس از اينكه در ترس و نگرانى قرار داشتند، امن و آرامش را به ايشان عطا فرمايد...(23) و امام صادقعليه السلام در معنى اين آيه فرموده است: اين آيه درباره (امام) قائمعليه السلام و يارانش نازل شده است.(24) پاورقی : 22) خصال، ج 2، ص 418. 23) سوره نور، آيه 55. 24) غيبتنعمانى، ح 35، ص 240. 9. گسترش دانش در دوران حكومت حضرت مهدىعليه السلام، اسرار علمى فراوان در علوم اسلامى و انسانى اشكار مىشود و دانش بشرى به گونهاى غير قابل تصور توسعه مىيابد. امام صادقعليه السلام مىفرمايد: علم و دانش، بيست و هفت حرف است و همه آنچه پيامبران آوردهاند، تنها دو حرف آن است و مردم تا كنون جز با آن دو حرف آشنايى ندارند و هنگامى كه قائم ما قيام كند،بيست و پنج حرف ديگر را بيرون آورده و در ميان مردم گسترش دهد و آن دو حرف را نيز به آنها ضميمه ساخته و مجموع بيست و هفت حرف را منتشر خواهد كرد.(25) بديهى است كه رشد و توسعه علمى در همه زمينهها براى انسان روى مىدهد و در روايات متعدد اشاراتى آمده كه نشان مىدهد فاصله دانش صنعتى در آن زمان، با صنعت كنونى، بسيار زياد خواهد بود.(26) همانگونه كه صنعت كنونى با قرنهاى پيشين تفاوت چشمگيرى دارد. در اينجا به بعضى از روايات اشاره مىكنيم: امام صادقعليه السلام درباره چگونگى ارتباطات در حكومت امام مهدى مىفرمايد: در روزگار قائمعليه السلام مؤمن در مشرق زمين، برادرش را كه در مغرب زمين است مىبيند...(27) و نيز مىفرمايد: هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند قدرت شنوايى و بينايى شيعيان ما را افزايش مىدهد به گونهاى كه آن حضرت از فاصله يك بريد (چهار فرسنگ) با شيعيان خود سخن مىگويد و آنان سخن او را مىشنوند و او را مىبينند در حالى كه حضرت در جايگاه خود قرار دارد.(28) و درباره ميزان آگاهى حضرت مهدىعليه السلام از احوال مردم به عنوان رئيس حكومت و مركز تصميمگيرى و فرماندهى، در روايت آمده است كه: اگر كسى در خانه خودش سخنى بگويد، بيم آن دارد كه مبادا ديوارهاى خانهاش گزارش دهند.(29) با توجه به وسايل پيشرفته ارتباطى درك اين روايات آسانتر است ولى روشن نيست كه آيا همين وسائل به صورت پيشرفتهتر به كار گرفته مىشود يا سيستم ديگرى كه پيچيدگى بيشترى دارد جايگزين وسائل امروزى خواهد شد. پاورقی : 25) بحارالانوار، ج 52، ص 326. 26) البته ممكن است كه روايات مذكور اشاره به اعجاز هم داشته باشد. 27) بحارالانوار، ج 52، ص 391. 28) همان، ص 336. 29) همان، ص 390. متن درس 2
قلمرو حكومت و مركز آن ترديدى نيست كه حكومت حضرت مهدىعليه السلام حكومتى جهانى است زيرا كه او موعود همه بشريت و تحقق بخش آرزوهاى همه انسانهاست. بنابراين آنچه از زيبايىها و خوبىها در سايه حكومت او به وجود آيد سراسر زمين را فرا خواهد گرفت. اين حقيقتى است كه روايات فراوان، شاهد آن است كه به گروههايى از آنها اشاره مىكنيم. الف. روايات بسيارى كه مضمون آن چنين است، مهدىعليه السلام زمين را پر از عدل و داد مىكند همان گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد.(30) كلمه «زمين» (الارض) سرتاسر كره خاكى را در بر مىگيرد و هيچ دليلى وجود ندارد كه معنى آن را به بخشى از زمين محدود كند. ب. رواياتى كه از تسلّط امام مهدىعليه السلام بر مناطق مختلف جهان خبر داده است كه گستردگى و پراكندگى و اهميت آن مناطق، حكايت از سلطه آن حضرت بر تمامى جهان دارد و گوياى آن است كه بيان بعضى از شهرها و كشورها در روايات از باب نمونه و مثال بوده و ميزان درك مخاطبان روايات در آن زمان نيز ملاحظه گرديده است. در روايات مختلف از روم، چين، ديلم يا كوههاى ديلم، ترك، سند، هند، قسطنطنيّه، كابل شاه و خزر به عنوان مناطقى كه امام مهدى بر آنها مسلط خواهد شد و آنها را فتح خواهد كرد نام برده شده است.(31) گفتنى است كه مناطق ياد شده در دوران ائمهعليهم السلام بر بخشهاى بسيار گستردهترى نسبت به زمان ما، گفته مىشده است. براى مثال «روم» شامل همه اروپا و حتى قاره آمريكا مىگرديده و مراد از چين همه شرق آسيا بوده كه شامل ژاپن نيز مىشود همانگونه كه «هند»، پاكستان امروز را شامل بوده است. شهر قسطنطنيه همان استانبول است كه در جهان آن روز به عنوان مقاومترين شهرها و مناطق از آن ياد مىشده و در واقع فتح آن يك پيروزى و موفقيت بزرگ شمرده مىشده زيرا كه يكى از راههاى اصلى ورود به قاره اروپا بوده است.خلاصه اينكه تسلّط امام مهدىعليه السلام بر مناطق حسّاس و مهم جهان حكايت از گستردگى جهانى فرمانروايى آن حضرت دارد. ج. گذشته از روايات دسته اول و دسته دوّم، روايات متعددى در دست است كه به روشنى از جهانى بودن حكومت حضرت مهدىعليه السلام خبر مىدهد. در سخنى از پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله آمده است كه خداوند متعال فرموده است: ... من دين خود را به دست آنها (پيشوايان دوازدهگانه) بر همه آئينها پيروز مىگردانم و به دست ايشان فرمان خود را (بر همه) چيره خواهم ساخت و به (قيام) آخرين آنها - امام مهدىعليه السلام - سراسر زمين را از دشمنانم پاك خواهم كرد و او را بر مشرق و مغرب زمين فرمانروا خواهم گرداند...(32) و امام باقرعليه السلام فرمود: اَلْقائِمُ مِنّا... يَبْلُغُ سُلْطانَهُ الْمَشْرِقَ وَالْمَغْرِبَ وَيُظْهِرُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِ دينَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ...(33) قائمعليه السلام از، (خاندان پيامبر) است... (او كسى است كه) فرمانروايى او شرق و مغرب (عالم) را فرا خواهد گرفت و خداوند به دست او دين خود را بر همه اديان غلبه مىدهد اگر چه مشركان را خوش نيايد. و اما مركز حكومت جهانى حضرت مهدىعليه السلام، شهر تاريخى كوفه است كه در آن زمان وسعت زيادى خواهد يافت به گونهاى كه شهر نجف را كه در چند كيلومترى كوفه است شامل مىشود و به همين دليل است كه در بعضى روايات، كوفه و در بعضى ديگر نجف به عنوان مركز حكومت نام برده شده است. امام صادقعليه السلام در ضمن روايتى طولانى فرموده است: مركز حكومت او (حضرت مهدىعليه السلام) شهر كوفه خواهد بود و محل قضاوت او مسجد (بزرگ) كوفه.(34) گفتنى است شهر كوفه از ديرزمان، مورد توجّه خاندان پيامبرصلى الله عليه وآله و محل زمامدارى حضرت علىعليه السلام بوده است و مسجد مشهور آن يكى از چهار مسجد معروف جهان اسلام است كه امام علىعليه السلام در آن نماز گزارده و خطبه مىخوانده است و نيز در آن به امر قضاوت مىپرداخته است و در نهايت در محراب همان مسجد به شهادت رسيده است. پاورقي: 30) كمالالدين، باب 25، ح 4 و باب 24، ح 1 و 7. 31) ر.ك: غيبت نعمانى و احتجاج طبرسى. 32) كمالالدين، ج 1، باب 23، ح 4، ص 477. 33) كمالالدين، ج 1، ب 32، ح 16، ص 603. 34) بحار، ج 53، ص 11. مدت حكومت پس از اينكه عالم بشريت يك دوره بسيار طولانى از حاكميت ظلم و ستم را پشت سر گذاشت، جهان با ظهور آخرين حجّت پروردگار به سوى حاكميّت خوبىها خواهد رفت و حكومت به دست حاكمان و نيكان قرار خواهد گرفت و اين وعده حتمى خداوند است. حكومت خوبان كه با فرمانروايى امام مهدىعليه السلام آغاز مىشود تا پايان عمر دنيا ادامه خواهد يافت و ديگر روزگار ظلم و ظالمين تكرار نخواهد شد. در سخنى كه پيش از اين از پيامبرصلى الله عليه وآله نقل شد آمده است كه خداوند بزرگ حاكميّت آخرين پيشواى معصوم را به پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله بشارت مىدهد و در پايان مىافزايد: (پس از آنكه مهدىعليه السلام به حكومت رسيد) دولت او را دوام خواهم بخشيد و پيوسته تا قيامت، روزگار (و حاكميّت زمين) را در دست اولياء ودوستان خود دست به دست خواهم كرد.(35) بنابراين نظام عادلانهاى كه امام مهدىعليه السلام برپا خواهد كرد. دولتى است كه پس از آن براى ديگران دولتى نخواهد بود و در حقيقت تاريخ جديدى از حيات بشر شروع خواهد شد كه سراسر در زير حاكميّت الهى بسر خواهد بُرد.امام باقرعليه السلام فرمود: دولت ما آخرين دولت هاست و هيچ خاندان صاحب دولتى نمىماند مگر اينكه پيش از حكومت ما، حاكم مىشوند تا وقتى (حكومت اهل بيت بر پا شد و) شيوه حكمرانى، را ديدند نگويند، اگر ما هم حاكم مىشديم همينگونه عمل مىكرديم.(36) بنابراين مدّت استمرار نظام الهى پس از ظهور، جدا از مدّت حكومت شخص امام مهدىعليه السلام است كه مطابق روايات آن حضرت باقيمانده عمر خود را حاكم بوده و سرانجام چشم از جهان فرو خواهد بست. ترديدى نيست كه مدت حكومت آن حضرت بايد به قدرى باشد كه امكان تحول جهانى و استقرار عدالت در همه مناطق عالم وجود داشته باشد ولى اينكه اين هدف در چند سال قابل دسترسى است، قابل تخمين و گمانه زنى نيست و بايد به روايات امامان معصومعليهم السلام رجوع كرد. البته با توجه به قابليّتهاى آن رهبر الهى و توفيق و مدد غيبى براى آن حضرت و اصحاب و ياران شايستهاى كه در اختيار اوست و آمادگى جهانى براى پذيرفتن حاكميّت ارزشها و زيبايىها در زمان ظهور، ممكن است كه رسالت مهدى موعودعليه السلام در زمانى نسبتاً كوتاه انجام شود و جريانى كه بشريت در طول قرون متمادى از ايجاد آن ناتوان بوده است در كمتر از 10 سال اتفاق افتد. رواياتى كه مدت حكومت حضرت مهدىعليه السلام را بيان مىكند بسيار گوناگون است. بعضى از آنها مدت حكومت آن حضرت را 5 سال و تعدادى از آنها 7 سال و برخى ديگر 8 و نه و 10 سال بيان كرده است. چند روايت هم مدت حكومت را 19 سال و چند ماه و بالاخره 40 سال و 309 سال بر شمرده است.(37) گذشته از اينكه علّت اين همه اختلاف در روايات، روشن نيست پيدا كردن مدت واقعى حكومت از ميان اين روايات كارى دشوار است. اما بعضى از علماى شيعه با توجه به فراوانى و شهرت روايات 7 سال، اين نظر را انتخاب كردهاند.(38) و بعضى ديگر گفتهاند مدت حكومت امام مهدىعليه السلام 7 سال است ولى هر سال از سالهاى حكومت حضرت به اندازه 10 سال از سالهاى ماست كه اين مطلب نيز در بعضى روايات آمده است: راوى از امام صادقعليه السلام درباره مدت حكومت حضرت مهدىعليه السلام سؤال مىكند و امام مىفرمايد: (حضرت مهدىعليه السلام) هفت سال حكومت مىكند كه برابر 70 سال از سالهاى روزگار شماست.(39) مرحوم مجلسى(ره) مىفرمايد: رواياتى كه درباره مدت حكومت امامعليه السلام رسيده است بايد به احتمالهاى زير توجيه كرد: برخى روايات به تمام مدت حكومت اشاره دارد و برخى بر مدت ثبات و استوار و حكومت. بعضى مطابق سالها و روزهايى است كه ما با آن آشناييم و بعضى مطابق سالها و ماههاى روزگار حضرت است كه طولانى مىباشد و خداوند به حقيقت مطلب آگاه است.(40) پاورقي: 35) كمالالدين، ج 1، باب 23، ح 4، ص 477. 36) غيبت طوسى، فصل 8، ح 493، ص 472. 37) براى آگاهى از روايات به كتاب چشم اندازى به حكومت مهدىعليه السلام، نجمالدين طبسى، ص 173-175 رجوع شود. 38) ر.ك: «المهدى»، سيد صدرالدين صدر، ص 239؛ تاريخ مابعدالظهور، سيد محمد صدر. 39) غيبت طوسى، فصل 8، ح 497، ص 474. 40) بحارالانوار، ج 52، ص 280.
سيره جهادى و مبارزاتى
سيره قضايى امام از آنجا كه موعود منتظر براى استقرار عدالت در تمام زمين ذخيره شده است، براى انجام رسالت خود نياز به يك سيستم قضايى مستحكم دارد بنابراين آن حضرت در اين بخش به شيوه جدّ بزرگوارش امام علىعليه السلام عمل مىكند و با جدّيت و قدرت به دنبال بدست آوردن حقوق پايمال شده مردمان است و حق را در هر كجا باشد، گرفته و به صاحب آن بر مىگرداند. و چنان به عدالت رفتار مىكند كه مطابق روايات، زندگان آرزو مىكنند كه مردگان بر گردند و از بركت عدل او بهرهمند شوند.(46) گفتنى است كه بخشى از روايات بيانگر آن است كه امام مهدىعليه السلام در مقام قضاوت مانند حضرت سليمانعليه السلام و حضرت داودعليه السلام عمل مىكند و مانند آنها با علم الهى كه دارد حكم مىكند و نه با استناد به شاهد و گواه.امام صادقعليه السلام فرمود: وقتى قائم آل محمد قيام كند مانند داود و سليمانعليهما السلام داورى مىكند، (يعنى) شاهد و گواه طلب نمىكند.(47) و شايد راز اينگونه داورى آن است كه به سبب اعتماد بر علم الهى، عدالت حقيقى بر پا مىشود در حالى كه وقتى بر گواهان و سخن آنها تكيه مىشود، عدالت ظاهرى حاكم مىشود زيرا به هر حال شاهدان از ميان انسانها هستند و احتمال اشتباه هست. البته دركِ چگونگى قضاوت كردنِ امام مهدىعليه السلام به شيوه گفته شده كار دشوارى است ولى مىتوان فهميد كه اين شيوه با اوضاع روزگار آن حضرت سازگار است. پاورقي: 46) الفتن، ص 99. 47) اثبات الهداة، ج 3، ص 447. سيره مديريتى امامعليه السلام يكى از اركان مهم حكومت، كارگزاران آن هستند. وقتى مسئولان حكومتى افرادى شايسته باشند، كار دولت و ملّت به سامان خواهد رسيد و دست يابى به اهداف حكومت، آسانتر خواهد بود. حضرت مهدىعليه السلام به عنوان رئيس حكومت جهانى، براى بخشهاى مختلف مناطق گوناگون عالم، حاكمانى را از ميان بهترين ياوران خود بر مىگزيند، آنها كه تمام ويژگىهاى يك حاكم اسلامى از قبيل دانش مديريت، تعهّد و پاكى در نيّت و عمل و شجاعت در تصميمگيرى را دارا هستند. با اين حال شخص امامعليه السلام به عنوان فرمانرواى بزرگ و مركز مديريّت عالم به صورت مداوم عملكرد حاكمان را زير نظر دارد و با شدّت و دقّت و بدون چشم پوشى كار آنها را حسابرسى مىكند. اين ويژگى مهمّ كه پيش از حكومت امام مهدىعليه السلام به فراموشى سپرده شده و ناديده گرفته شده است در روايات به عنوان يكى از علامتهاى حضرت مهدىعليه السلام بيان گرديده است. پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: عَلامَةُالْمَهْدى اَنْ يَكُونَ شَديداً عَلَىالعُمَّالِ جَواداً بِالْمالِرَحيماًبِالْمَساكين.(48) علامت مهدىعليه السلام آن است كه با كارگزاران خود شديد (و دقيق) است. دست بخشندهاى دارد و نسبت به مسكينان مهربان است. پاورقي: 48) معجم احاديث الامام المهدىعليه السلام، ج 1، ح 152، ص 246. سيره اقتصادى امام روش امام مهدىعليه السلام در امور مالى حكومت بر مبناى مساوات قرار دارد و اين همان روش پسنديدهاى است كه در زمان پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله وجود داشته است و پس از او، اين شيوه تغيير يافت و معيارهاى دروغينى براى پرداختهاى بىحساب به افراد، جاى آن را گرفت و سبب پيدايش فاصله طبقاتى در جامعه اسلامى آن روز شد و اگرچه امام علىعليه السلام و امام حسنعليه السلام در مدت خلافت خود به نظام برابرى در پرداخت اموال مسلمين پاىبند بودند ولى پس از ايشان بنىاميه اموال مسلمانان را مانند ملك شخصى خود و بر طبق مصالح فردى، به كار مىبردند و از اين راه پايههاى حكومت نامشروع خود را محكم مىكردند. آنها زمينهاى كشاورزى يا غير آن از ثروتها و اموال عمومى را به نزديكان خود مىبخشيدند و اين كار كه به ويژه در زمان خليفه سوم و دوران بنىاميّه رايج گرديده بود حالتى رسمى پيدا كرد. امام مهدىعليه السلام كه مظهر عدالت و دادگرى است، بيت المالِ مردم را به عنوان ثروتى عمومى كه همگان در آن شريك هستند قرار مىدهد به گونهاى كه هيچ گونه تبعيض و امتياز خواهى در آن راه نداشته باشد و بخشش ثروتها و زمينها به كلّى ممنوع باشد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: ... اِذَا قامَ قائِمُنا اضْمَحَلَّت الْقَطائِعُ فَلاقَطائِع(49) زمانى كه قائم ما قيام كند، قطايع (زمينهايى كه زمامداران و حكام جور در مالكيت خود در آورده و يا واگذار كردهاند) از بين مىرود به طورى كه ديگر قطايعى در ميان نخواهد بود. و ديگر از شاخصههاى شيوه مالى امام آن است كه در راستاى رفع نيازهاى مادّى و ايجاد رفاهى معقول براى زندگىِ تمام افراد، امام مهدىعليه السلام اموال فراوانى به مردم مىبخشد و در حكومت او هر نيازمندى كه از او طلب مىكند، اموال زيادى دريافت مىكند. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: ... فَهُوَ يَحْثُواالْمالَ حَثْواً(50) او (مهدىعليه السلام) اموال را به فراوانى مىبخشد. و اين شيوه براى ايجاد زمينههاى اصلاح فردى و اجتماعى است كه هدف بزرگ امام خوبان است. آن حضرت با بىنياز كردن مردم از جهت مادّى، در پى ايجاد زمينه مناسب براى پرداختن افراد به طاعت و عبادت پروردگار است كه در بخش اهداف حكومت به تفصيل درباره آن سخن گفتيم. پاورقي: 49) بحارالانوار، ج 52، ص 309. 50) معجماحاديث الامام المهدىعليه السلام، ج 1، ص 232، ح 143. سيره شخصى امام سيره امام مهدىعليه السلام در رفتار شخصى و نيز در ارتباط با مردم، نمايانگر يك حاكم اسلامى نمونه است كه حكومت در نگاه او وسيلهاى است براى خدمت به مردم و رسانيدن آنها به قلههاى كمال و نه جايگاهى براى زراندوزى و ستمگرى و به استثمار كشيدن بندگان خدا! به راستى كه آن امام صالحان در كرسى حكمفرمايى ياد آور حكومت پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله و اميرالمؤمنين علىعليه السلام است و با وجود آنكه همه اموال و ثروتها در اختيار اوست در زندگى شخصى خود در پايينترين سطح به سر مىبرد و به كمترينها قناعت مىكند. امام علىعليه السلام در توصيف او فرموده است: امام [مهدىعليه السلام] با خود عهد مىبندد كه [اگرچه حاكم و رهبر جامعه بشرى است ولى] همانند رعيّت خود راه رود و مانند آنان بپوشد و بر مركبى همچون مركب آنها سوار شود... و به كم قناعت كند.(51) امام علىعليه السلام خود چنين بود و در زندگى دنيا و خوراك و پوشش آن زهدى پيامبرگونه داشت و مهدىعليه السلام در اين ميدان به آن حضرت اقتدا خواهد كرد. امام صادقعليه السلام فرموده است: اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عَلِىّ وَ سارَ بِسيرَتِهِ.(52) وقتى قائم، قيام كند لباس علىعليه السلام را در بر مىكند و روش او را پيش مىگيرد. او كه درباره خود سخت گير و دقيق است، با امت چون پدرى مهربان است و آسايش و راحتى آنها را مىخواهد به گونهاى كه در روايت امام رضاعليه السلام اينگونه توصيف شده است. اَلْاِمام، الْاَنيسُ الرَّفيق وَالوالِدُ الشَّفيق وَالْاَخُ الشَّقيق وَالْأُمُّ البِرَّةِ بِالْوَلَدِ الصَّغير مفْزِعُ الْعِبادَ فِى الدّاهِية النَّاد.(53) امام آن همدم همراه و آن پدر مهربان و برادر تنى (كه پشتيبان برادر) است و مادر دلسوز نسبت به فرزند خردسال است و پناهگاه بندگان در واقعه هولناك. آرى او چنان با امت صميمى و نزديك است كه همه او را پناهگاه خود مىدانند. از پيامبر مكرّم اسلامصلى الله عليه وآله روايت شده كه درباره مهدىعليه السلام فرموده است: امّتش به او پناه مىبرند آن گونه كه زنبورها به ملكه خود پناهنده مىشوند.(54)او مصداق كامل رهبرى است كه از ميان مردم برگزيده شده و در بين آنها و مانند آنها زندگى مىكند. به همين دليل دردهاى آنها را به خوبى مىشناسد و درمان آن را مىداند و تمام همّت خود را براى بهبودى حال آنها به كار مىگيرد و در اين راه تنها به رضايت الهى مىانديشد. در اين صورت چرا امّت در كنار او به آرامش و امنيت نرسد و به كدام دليل دل به غير او بسپارد؟! پاورقي: 51) منتخب الاثر، فصل 6، باب 11، ح 4، ص 581. 52) وسائل الشيعه، ج 3، ص 348. 53) اصول كافى، ج 1، ح 1، ص 225. 54) منتخب الاثر، فصل 7، باب 7، ح 2، ص 598. مقبوليّت عمومى يكى از دغدغههاى حكومتها جلب رضايت عموم بوده است ولى به خاطر ضعفهاى بسيارى كه در اداره مجموعهها وجود داشته چنين رضايتى حاصل نشده است. از ويژگىهاى اَساسى حكومت حضرت مهدىعليه السلام همين است كه مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشرى است و نه تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز نسبت به آن حكومت الهى و فرمانرواى عدل گستر رضايت كامل دارند. پيامبر اسلام فرمود: شما را بشارت مىدهم به مهدىعليه السلام... اهل آسمان و زمين از او (و حكومت او) راضى هستند. و چگونه ممكن است كه كسى از حاكميت مهدىعليه السلام ناراضى باشد و حال آنكه براى همه جهانيان روشن مىشود كه صلاح امر بشر و سعادت او در همه جنبههاى مادى و معنوى تنها در سايه حكومت الهى آن حضرت است.(55) بجاست در پايان اين بخش كلام جاودانه امام علىعليه السلام را به عنوان حُسن ختام بياوريم: ... خداوند او را (امام مهدى را) به وسيله فرشتگان خود تأييد مىكند و ياران او را حفظ مىكند و به وسيله نشانههاى خود ياريش مىكند و او را بر اهل زمين پيروز مىگرداند به گونهاى كه (همه) با ميل و رغبت يا به اكراه به او مىگروند و زمين را از عدل و داد و از روشنايى و دليل پر مىكند. شهرها به او ايمان مىآورند تا اينكه كافرى نمىماند جز آنكه ايمان مىآورد و زشت كارى نمىماند جز آنكه نيكو مىگردد و در حكومت او درندگان با هم آشتى مىكنند و زمين بركتهاى خود را بيرون مىريزد و آسمان خيرات خود را فرو مىبارد و گنجها(ى زمين) براى او آشكار مىگردد... پس خوشا حال آنكه روزگار او را ببيند و سخن او را بشنود.(56) پاورقي: 55) بحار، ج 51، ص 81. 56) اثبات الهداة، ج 3، ص 524. جمع بندي
منابع جهت مطالعه
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387 ساعت 1:40
جلسه 12: برنامه های حضرت ولی عصر عج
مقدمه
فوايد
برنامههاى حكومت جهاني پس از آشنايى با اهداف حكومت، بايد به بررسى برنامههاى حكومت براى رسيدن به هدفهاى مذكور بپردازيم تا ضمن شناخت مسير فعاليتها در دورانِ سبز ظهور، الگويى براى دوران پيش از ظهور ترسيم شود و آنانكه به انتظار منجى بزرگ عالم هستند با روشهاى حكومتى و برنامههاى اجرايى امام عصرعليه السلام آشنا گرديده و خود و جامعه را براى پيمودن چنان راهى آماده كنند. با استفاده از روايات فراوانى كه درباره دوران حكومت امام مهدىعليه السلام موجود است سه محور عمده برنامههاى آن حكومت عبارتند از: برنامههاى فرهنگى، برنامههاى اجتماعى و برنامههاى اقتصادى. به بيان ديگر جامعه بشرى كه به خاطر دورى از تعاليم ناب قرآن و سيره پيشوايان دينى، به انحطاط فرهنگى گرفتار شده است لازم است در پرتو يك انقلاب فرهنگى بزرگ، به دامن قرآن و عترت بازگردانده شود. همچنين لزوم يك «برنامه جامع اجتماعى» به آن جهت است كه زخمهاى گوناگون پيكر اجتماع، التيام گيرد و برنامههاى صحيحى كه ضامن حيات واقعى جامعه و برخوردارى همگان از حقوق الهى و انسانى است به جاى روشهاى ظالمانه كه جامعه را به هرج و مرج و فساد و تباهى و از بين رفتن حقوق ضعيفان كشانيده است، قرار گرفته و اجرا گردد. براى فراهم شدن زمينههاى تعالى فرهنگى و رشد اجتماعى، برنامه اقتصادى نيز ضرورت دارد تا ضمن آن از تمامى امكانات مادّىِ زمينى به شكل عادلانه و در بستر مناسب استفاده شود. به بيان ديگر اينكه با بهرهگيرى بهينه از مواهب طبيعى، رشد اقتصادى و تأمين معيشت براى همه طبقات و در همه محيطها امكانپذير گردد. پس از بيان اجمالى برنامههاى حكومت امام دوازدهمعليه السلام - به بررسى تفصيلى آنها بر اساس روايات معصومينعليهم السلام مىپردازيم و مهمترين برنامههاى حضرت را در هر بخش مورد بحث قرار مىدهيم: الف) برنامه فرهنگى در حكومت جهانى امام مهدىعليه السلام تمامى فعاليتهاى فرهنگى، در راستاى رشد و تعالى علمى و عملى مردم خواهد بود و با جهل و نادانى در همه زمينهها مقابله خواهد شد. مهمترين محورهاى جهاد فرهنگى در حكومت حقّ عبارتند از: 1-- احياء كتاب و سنّت: پس از آنكه در همه اعصار، قرآن غريب و تنها مانده و در حاشيه زندگى به فراموشى سپرده شده بود؛ در زمان حكومت آخرين حجت الهى تعاليم حيات بخش قرآن به تمامى عرصه زندگى بشر وارد مىشود. و سنّت كه همان گفتار و رفتار پيشوايان دينى است در همه جا به عنوان بهترين الگوى حيات انسانى مطرح مىگردد و عملكرد همگان با معيار خدشهناپذير قرآن و عترت ارزيابى مىشود.امام علىعليه السلام در بيانى رسا حكومت قرآنى امام مهدىعليه السلام را چنين توصيف كرده است: در روزگارى كه هواى نفس حكومت مىكند [امام مهدىعليه السلام ظهور مىكند و ]هدايت ورستگارى را جايگزين هواى نفس مىسازد و در عصرى كه نظر شخصى بر قرآن مقدم شده است، افكار را متوجه قرآن مىگرداند و آن را حاكم بر جامعه مىسازد.(1) و نيز در بيانى ديگر، آن حضرت دوران ظهور قرآن و حضور آن را در زندگى بشر چنين بشارت داده است: ... گويى هم اكنون شيعيان خود را مىبينم كه در مسجد كوفه، خيمهها زدهاند و قرآن را بدان گونه كه نازل شده به مردم مىآموزند...(2) و ياد دادن و ياد گرفتن قرآن نقطه شروعى براى ترويج فرهنگ قرآنى و حاكميت قرآن و احكام آن در همه حوزههاى فردى و اجتماعى است. پاورقي: 1) نهجالبلاغه، خطبه 138. 2) نعمانى، باب 21، ح 3، ص 333. 2- گسترش معرفت و اخلاق قرآن كريم و تعاليم اهل بيتعليهم السلام بر رشد اخلاقى و معنوى بشر بيشترين تأكيد را انجام داده است زيرا كه مهمترين عامل رشد و تعالى انسان به سوى هدف بلند خلقت همانا اخلاق نيكو مىباشد. پيامبرصلى الله عليه وآله هدف از پيامبرى خود را تكميل مكارم الاخلاق مىشمرد(3) و قرآن نيز آن بزرگوار را بهترين الگوى رفتارى براى همه مردم معرفى مىكند.(4) ولى با كمال تأسف به واسطه دورى بشر از راهنمايىهاى قرآن و اهل بيتعليهم السلام، انحطاط اخلاقى در همه زمينهها در جوامع بشرى و به ويژه جامعه مسلمين آشكار گرديده است و همين انحراف از ارزشهاى اخلاقى از عوامل مهم ويران كردن حيات فردى و اجتماعى انسانها شده است. حكومت امام مهدىعليه السلام كه حكومت خدا و ارزشهاى الهى بر جهان است، ترويج ارزشهاى اخلاقى را در رأس برنامههاى خود قرار خواهد داد. امام باقرعليه السلام فرمود: اِذا قامَ قائمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقُولُهُمْ وَ اَكْمَلَ بِهِاَخْلاقُهُمْ.(5)زمانى كه قائم ما قيام كند دست خود بر سر بندگان خواهد نهاد و عقلهاى ايشان را جمع خواهد كرد و اخلاق آنها را به كمال خواهد رساند. از اين تعبير كنايهآميز و زيبا فهميده مىشود كه در پرتو حكومت مهدىعليه السلام كه حكومت اخلاق و معنويت است، بستر مناسب براى كمال عقلى و اخلاقى بشر فراهم خواهد آمد زيرا همانگونه كه اخلاق منحط و پست از نقصان عقل و خِرد آدمى است، كمال عقل موجب بروز و ظهور اخلاق نيكو در انسان خواهد بود. از سوى ديگر محيط آكنده از هدايتهاى قرآن و سنتهاى الهى آدمى را به سوى خوبىها سوق مىدهد. بنابراين از درون و برون همه كششها به سوى فضيلتها و زيبايى هاست و اينگونه است كه ارزشهاى الهى و انسانى همه جائى و عالمگير مىشود. پاورقي: 3) پيامبر اسلام مىفرمايد: انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق؛ همانا من براى تكميل مكارم الاخلاق برانگيخته شدم. (ميزان الحكمة، مترجم، ج 4، ص 1530). 4) اشاره به آيه «لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة» و براى شما در رسول خدا الگوى نيكويى است. (سوره احزاب، آيه 21) 5) بحارالانوار، 52، ص 336. 3- نهضت علمى يكى از برنامههاى فرهنگى حكومت امام مهدىعليه السلام كه خود منبع علوم و سرآمد همه عالمان زمان خويش است(6)، نهضت علمى و دانش بشرى به طور چشمگير و بىسابقه است. وقتى پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله كه بشارت آمدن مهدىعليه السلام را داده است به اين بخش از اقدام او نيز اشاره فرموده است: ...نهمين امام (از فرزندان امام حسينعليه السلام) قائم ايشان است كه خداوند به دست او همه زمين را از روشنايى پر مىكند پس از آنكه گرفتار تاريكى گشته است و تمام زمين را از عدالت و دادگرى مىآكند پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد و سراسر عالم را از علم و دانائى بهرهمند مىسازد پس از آنكه به جهل و نادانى گرفتار آمده باشد...(7) و اين جنبش علمى و فكرى براى همه اقشار و طبقات جامعه است و در اين شكوفايى فرقى بين مرد و زن نيست. بلكه زنان نيز به رتبههاى بلند علمى و دينشناسى مىرسند. امام باقرعليه السلام فرمود: در زمان امام مهدىعليه السلام به شما حكمت (و دانش) داده مىشود تا آن جا كه زن در درون خانهاش مطابق كتاب خدا و سنّت پيامبرصلى الله عليه وآله قضاوت مىكند.(8) و اين حكايت از آگاهى و شناخت عميق از آيات قرآن و روايات اهل بيتعليهم السلام دارد زيرا كه امر قضاوت امرى دشوار و سنگين است. پاورقي: 6) امام علىعليه السلام در توصيف مهدىعليه السلام: دانش او از همه شما بيشتر است؛ غيبت نعمانى، باب 13، ح 1. 7) بحارالانوار، ج 36، ص 253؛ كمالالدين، ج 1، باب 24، ح 5، ص 487. 8) نعمانى، 239؛ بحارالانوار، ج 52، ص 352. 4. مبارزه با بدعتها بدعت در مقابل «سنّت» و به معنى نوآورى در دين و داخل كردن انديشهها و آراء شخصى در دين و ديندارى است. امام علىعليه السلام در معرفى بدعت گذاران مىفرمايد: بدعت گذاران كسانى هستند كه با فرمان خدا و كتاب او و پيامبرش مخالفت مىورزند و براساس رأى و هواهاى نفسانى خود عمل مىكنند هر چند شمار آنها بسيار باشد.(9) بنابراين بدعت به معنى مخالفت با خدا و كتاب و پيامبر او و حاكم كردن هواهاى نفسانى و عمل كردن براساس تمايلات شخصى است و اين جز آنست كه با الهام از كتاب و سنّت و بر اساس معيارهاى الهى تحقيق و تحليلى نو ارائه شود. بدعت امرى است كه سنّت و شيوه خدا و پيامبر را نابود مىكند و هيچ آفتى براى دين، چنين شكننده و نابود كننده نيست. امام علىعليه السلام فرمود: ماهَدَمَ الدّينَ مِثْلُ البِدَعِ.(10) هيچ چيز مانند بدعتها دين را ويران و تباه نكرده است. و به همين دليل است كه در مقابل بدعت گذاران، سنّت مداران بايد قيام كنند و پرده از تزوير و نيرنگ آنها بردارند و راه نادرست آنها را براى مردمان آشكار كنند و بدينگونه از گمراهى مردم جلوگيرى كنند.پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: هرگاه بدعتها در ميان امتم آشكار شوند بر عالم است كه علم و دانش خود را آشكار سازد، هر كس چنين نكند نفرين خدا بر او باد!(11) با تأسف بايد گفت كه پس از پيامبر و راه روشن او، چه بدعتها كه در دين نگذاشتند و چه انحرافها و كجىها كه در مسير ديندارى پديد نياوردند و چه گمراهىها كه در برابر مردم نگشودند! و بدين سان چهره دين را واژگونه ساختند و رخسار تابناك آئين را به حجابهاى هواها و سليقههاى شخصى پوشاندند و هر چند امامان معصومعليهم السلام و به دنبال ايشان عالمان دين كوشيدند ولى همچنان راه بدعت گذارى و سنّت سوزى باز ماند و در دوران غيبت سير صعودى گرفت. و اكنون عالم در انتظار است كه صاحب مكتب و منجى بشر و موعود قرآن بيايد و در سايه سار حكومت او سنتها زنده گرديده و بدعتها برچيده شود. و بى شك در رأس برنامههاى اصلاحى او مبارزه با بدعتها و گمراهىهاست تا زمينههاى هدايت و رشد و تعالى بشر فراهم گردد. امام باقرعليه السلام در ضمن سخنى بلند در توصيف زمان ظهور آن حضرت فرمود: ... وَلايَتْرُكُ بِدْعَةً اِلاَّ اَزالَها وَ لاسُنَّةً اِلاَّ اَقامَها...(12) هيچ بدعتى را وانگذارد مگر اينكه آن را از ريشه بركند و از هيچ سنّتى نمىگذرد مگر اينكه آن را بر پا خواهد فرمود. پاورقي: 9) ميزانالحكمة، ح 1632. 10) بحارالانوار، ج 78، ص 91. 11) ميزانالحكمة، ح 1649. 12) بحارالانوار، ج 58، ح 11، ص 11. ب. برنامه اقتصادى از شاخصههاى يك جامعه سالم، اقتصاد سالم است. اگر از منابع ثروت در جامعه به درستى استفاده شود و امكانات توليد و توزيع در اختيار عدهاى خاص نباشد بلكه حكومت به همه قشرها توجه كرده و براى همه امكانِ بهرهگيرى از سرمايهها را فراهم كند، جامعهاى ساخته مىشود كه امكان رشدمعنوى نيز در آن بيشتر است. در قرآن كريم و روايات معصومينعليهم السلام نيز به جنبه اقتصادى و بهينه سازى وضع معيشتى مردم توجه شده است. بنابراين در حكومت قرآنى حضرت مهدىعليه السلام براى اقتصاد جهان و مردم آن برنامه مطلوبى تدوين شده است كه بر اساس آن اولاً امر توليد سامان مىيابد و از منابع طبيعى و مواهب خدايى بهترين بهره بردارى مىشود و ثانياً ثروت به دست آمده به شكل عادلانه بين همه طبقات توزيع مىگردد. بجاست به روايات نيم نگاهى بيندازيم و اقتصاد دوران حاكميت حضرت را بشناسيم. 1- بهره ورى از منابع طبيعى يكى از مشكلات بخش اقتصاد، استفاده نكردن صحيح و بجا از مواهب الهى است. نه از تمام ظرفيت خاك استفاده مىشود و نه از آب به درستى در راه احياء زمين بهره بردارى مىگردد. در زمان امام مهدىعليه السلام و به بركت حكومت حقّ او آسمان، سخاوتمندانه مىبارد و زمين بىدريغ بارمىدهد. امام علىعليه السلام فرمود: ... وَلَوْ قَدْ قامَ قائمُنا لَاَنْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها وَ لَاَخْرَجَتِ اْلاَرْضُ نَباتَها...(13) و چون قائم ما قيام كند، آسمان باران مىريزد و زمين گياه بيرون مىآورد... در زمان حاكميت آخرين حجت حقّ همه زمين و امكانات آن در اختيار امام خوبان قرار مىگيرد تا سرمايهاى كلان براى پىريزى اقتصادى سالم فراهم شود. امام باقرعليه السلام فرمود: ...تُطْوى لَهُ الْاَرْضُ وَ تَظْهَرُ لَهُ الْكُنُوزُ...(14) زمين براى او پيچيده مىشود (در لحظهاى از نقطهاى به نقطه ديگر مىرود) و تمام گنجهاى آن براى او آشكار مىگردد. پاورقي: 13) بحارالانوار، ج 10، ص 104 - خصال / 626. 14) كمالالدين، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603. 2- توزيع عادلانه ثروت از مهمترين عوامل اقتصاد بيمار در جوامع بشرى، انباشته شدن ثروت در نزد گروهى خاصّ است. هميشه اينگونه بوده است كه افراد يا جمعيتهايى كه براى خود - به هر دليل - امتيازى قائل بودهاند بر انبارهاى ثروت عمومى چنگ انداخته و آن را در جهت منافع شخصى و گروهى به كار بردهاند. امام مهدىعليه السلام با اينان مقابله خواهد كرد و ثروت همگانى را در اختيار همگان خواهد گذاشت و عدالت علوى را به همه نشان خواهد داد. امام باقرعليه السلام فرمود: اِذا قامَ قائمُ اَهْلِ الْبَيْتِ قَسَّمَ بِالسَّويَّة وَعَدَلَ فِى الرَّعِيَّةِ...(15) وقتى قائم خاندان پيامبر قيام كند (اموال را) به مساوىتقسيم مىكند و در ميان خلق به عدالت رفتار مىكند. در زمان آن حضرت اصل مساوات و برابرى به اجرا در مىآيد و همگان از حقوق انسانى و الهى خود بهرهمند مىشوند. پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: شما را به مهدىعليه السلام بشارت مىدهم كه در امّت من برانگيخته خواهد شد... او اموال را به درستى تقسيم مىكند. كسى پرسيد: مراد چيست؟ فرمود: يعنى بين مردم مساوات را اجرا خواهد كرد.(16) و ره آورد اين مساوات در سطح جامعه آن است كه فقر و تهيدستى ريشه كن گرديده و فاصلههاى طبقاتى برچيده مىشود. امام باقرعليه السلام فرمود: ... امام مهدىعليه السلام ميان مردم به مساوات رفتار مىكند به گونهاى كه كسى پيدا نشود كه نيازمند زكات باشد.(17) پاورقي: 15) نعمانى، باب 13، ح 26، ص 242. 16) بحارالانوار، ج 51، ص 81. 17) همان، ص 390. 3- عمران و آبادانى در حكومتهاى بشرى، بخشهايى از محيط زندگى آباد مىشود كه به نحوى در ارتباط با حاكمان واطرافيان و همفكران ايشان و يا طبقه اشراف و بزرگان و صاحب نفوذها باشد و بقيه طبقات فراموش مىشوند ولى در حكومت امام مهدىعليه السلام كه امر توليد و توزيع ساماندهى مىگردد همه جا به نعمت و آبادانى مىرسد. امام باقرعليه السلام در توصيف روزگار امام مهدىعليه السلام مىفرمايد: ... فَلا يَبْقى فِى الْاَرْضِ خَرابٌ اِلاَّعُمِّرَ...(18) در تمام زمين هيچ ويرانهاى نمىماند جز اينكه آباد مىگردد. پاورقي: 18) كمالالدين، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603. ج. برنامه اجتماعى يكى از ابعاد اصلاح ساختار جامعه بشرى، پرداختن به برنامههاى اجتماعى است. در حكومت دادگستر بزرگ عالم، براى سامان بخشى اجتماع، برنامههايى بر اساس تعاليم قرآن و سنت اهل بيتعليهم السلام در نظر گرفته شده است كه به سبب اجراى آنها محيط زندگى، زمينهاى آماده براى رشد و تعالى افراد خواهد بود. در جهانى كه تحت حاكميّت الهى است خوبىها ترويج مىشود و از بدىها نهى مىگردد و با بدكاران برخورد قانونى مىشود و نيز حقوق اجتماعى افراد به مساوات پرداخت مىشود و عدالت اجتماعى به معنى واقعى آن پياده مىگردد. بجاست نيم نگاهى به روايات بيندازيم و جلوهاى از آن دنياى زيبايى و خوبى را مشاهده كنيم: 1. احياء و گسترش امر به معروف و نهى از منكر در حكومت جهانى امام مهدىعليه السلام فريضه بزرگ امر به معروف و نهى از منكر به صورت گسترده به اجرا گذاشته خواهد شد. همان واجبى كه قرآن كريم بر آن تأكيد ورزيده و آن را از ويژگىهاى امت اسلامى به عنوان برگزيده امتها شمرده است.(19) همان امرى كه به سبب آن همه واجبات الهى اقامه مىگردد(20) و واگذاشتن آن عامل اساسى در هلاكت و نابودى خوبىها و رشد و زيادى بدىها در اجتماعات بوده است. و از بهترين و والاترين مراتب امر به معروف و نهى از منكر آن است كه رئيس حكومت و كارگزاران آن امر كننده به خوبىها و بازدارنده از زشتىها باشند. امام باقرعليه السلام فرمود: اَلْمَهدى وَ اصْحابُهُ... يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ(21) مهدى و ياران او... امر به معروف و نهى از منكر مىكنند. پاورقي: 19) سوره آل عمران، آيه 110. 20) در سخنى از امام باقر درباره اين واجب آمده: ان الامر بالمعروف والنّهى عن المنكر... فريضة عظيمة بها تقام الفرائض يعنى امر به معروف و نهى از منكر... واجبى است كه به سبب آن همه واجبات اقامه مىگردد. ميزان الحكمة، مترجم ج 8، ص 3704. 21) بحارالانوار، ج 51، ص 47. 2. مبارزه با فساد و رذائل اخلاقى نهى از منكر كه يكى از شاخصههاى حكومت الهى است تنها به زبان نخواهد بود بلكه در عمل با منكرات و زشتىها مقابله خواهد شد تا جايى براى فساد و رذائل اخلاقى در جامعه نماند و محيط زندگى از زشتىها پاك گردد. در دعاى ندبه كه آهنگ فراق و نواى جدايى از يار غايب است مىخوانيم: أَيْنَ قاطِعُ حَبائلَ الْكِذْبِ وَالْاِفْتِراءِ اَيْنَ طامِسُ آثارَ الزَّيْغِ وَالْأَهْواءِ(22) كجاست آنكه ريسمانهاى دروغ و افتراء را ريشه كن خواهد كرد؟ كجاست آنكه آثار گمراهى و هوى و هوس را نابود خواهد ساخت؟ پاورقي: 22) مفاتيحالجنان، دعاى ندبه 3. اجراى حدود الهى برخورد با مفسدان و تبهكاران جامعه، شيوههاى گوناگون دارد. در حكومت امام مهدىعليه السلام از سويى با شيوههاى فرهنگى و تعليم معارف و تحكيم عقائد و ايمان، فاسقان و بزهكاران را به راه صلاح و راستى برمىگردانند و از سوى ديگر با تأمين نيازهاى مشروع و معقول زندگى و اجراى عدالت اجتماعى، راه را بر فساد و تباهى مىبندند ولى آنها كه با وجود همه اينها راه تجاوز به حقوق ديگران و زيرپاگذاشتن احكام الهى را مىپيمايند و چارچوب قانون را نمىپذيرند، با اينها به گونهاى شديد برخورد مىشود كه سدّ راه تبهكارى آنها گردد و نيز از ادامه روند فساد در جامعه توسط ديگران جلوگيرى شود و آن اجراى حدود الهى درباره مفسدان است كه حدّ و مرز آن در قوانين كيفرى اسلام بيان گرديده است. در روايت بلندى از پيامبر اكرمعليه السلام كه حضرت جوادعليه السلام نقل كرده است، در ضمن بيان خصوصيات امام مهدىعليه السلام آمده است: او حدود الهى را اقامه (و اجرا) خواهد كرد.(23) پاورقي: 23) بحارالانوار، 52، باب 27، ح 4. 4. عدالت قضايى در رأس برنامههاى حكومتى امام مهدىعليه السلام در سطح جامعه، اجراى عدالت در همه بخش هاست و اوست كه همه عالم را، پر از عدالت و دادگرى مىكند همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده باشد. و يكى از مهمترين حوزههاى اجراى عدالت، بخش قضاوت است و اين همان بخشى است كه بيشترين ظلمها و حق كشىها در آن شده است. اموال، به ناحق مصادره گشته و خونها، به ناحق ريخته شده و آبروى بىگناهان به خطر افتاده است! در محاكم قضايى دنيا، بيشترين ظلم برمستضعفان عالم شده است و احكام صادره از آنها تحت تأثير نفوذ قدرتمندان و حاكمان ستمگر، مال و جان افراد و گروههاى بسيارى را به ناحق نابود كرده است. قاضيان دنيا طلب نيز براى جلب منافع مادّى براى خود و وابستگانشان حكمهاى ظالمانه بسيارى را نوشته و اجرا كردهاند و خلاصه اينكه چه بسيار بىگناهى كه به چوبه دار آويخته شده است و چه بسا تبهكار و مجرمى كه قانون خدا درباره او اجرا نگرديده است. حاكميت عدل گستر امام مهدىعليه السلام پايان همه ظلمها و نهايت همه حق كشىهاست. او كه مظهر عدالت پروردگار است، محكمههايى دادگستر ايجاد مىكند و قاضيانى صالح و مُجريانى دقيق و خدا ترس مىگمارد تا به هيچ كس در هيچ جاى عالم كمترين ستمى نرود.حضرت رضاعليه السلام در ضمن روايتى بلند در توصيف امام مهدىعليه السلام و دوران طلائى ظهورش فرمود: فَاِذا خَرَجَ اَشْرَقَتِ الْاَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وَضَعَ ميزانَ الْعَدْلِ بَيْنَ النَّاسِ فَلا يَظْلِمُ اَحَدٌ اَحَداً وقتى او قيام كند زمين به نور پروردگار روشن گردد و آن حضرت ترازوى عدالت در ميان خلق نهد پس (چنان عدالت را جارى كند كه) هيچ كس بر ديگرى ظلم و ستم روا ندارد.(24) از اين روايت دانسته مىشود كه عدالت قضايى حضرت چنان گسترده و دقيق است كه راه را بر ظالمان و سودجويان مىبندد و از تكرار ظلم و ستم و عادى شدن تجاوز به حق ديگران، جلوگيرى مىكند. پاورقي: 24) بحارالانوار، ج 52، ص 321. جمع بندي
كتب: (معاصر) 1. حكومت جهاني امام مهدي(ع) (آيه الله مكارم شيرازي) 2. چشم اندازي به حكومت جهاني امام مهدي(ع) 3. خورشيد مغرب |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 1:11
جلسه 11: ظهور
مقدمه
فوايد
ظهور و اهداف حكومت جهاني ظهور وقتى سخن از ظهور به ميان مىآيد احساس دلپذيرى به آدمى دست مىدهد. گويى در فضاى باغى سبز و كنار نهرى جارى نشسته است و به آواز خوش بلبلان گوش مىدهد. آرى ظهور زيبائىها و انتشار خوبىها جان و تن خستگان را نشاط مىبخشد و برق شادى در چشمان اميدواران روشن مىكند. در اين بخش درباره ظهور مهدىعليه السلام و آنچه در سايه سار حضور عينى او رخ خواهد داد سخن مىگوييم و به تماشاى جمال بىمثالش بىحجاب غيبت مىنشينيم. زمان ظهور يكى از سئوالاتى كه همواره ذهن بسيارى از مردم را به خود مشغول كرده اين است كه امام زمانعليه السلام چه زمانى ظهور مىكند و آيا براى ظهور وقتى تعيين شده است؟ پاسخ اين است كه بر اساس سخنان پيشوايان دينى زمان ظهور بر مردم مخفى است.امام صادقعليه السلام در اين باره فرمود: «ما نه در گذشته براى ظهور وقتى را تعيين كرديم و نه در آينده وقت تعيين مىكنيم(1)». بنابراين كسانى كه براى ظهور زمان مشخصى را تعيين مىكنند فريب كار و دروغگو هستند اين مطلب در روايات مورد تأكيد قرار گرفته است. امام باقرعليه السلام به يكى از اصحاب خود كه از زمان ظهور سؤال كرد فرمود: وقت گذاران دروغ مىگويند، وقت گذاران دروغ مىگويند وقت گذاران دروغ مىگويند.(2) از اينگونه روايات به خوبى مىتوان به اين نكته پى برد كه همواره كسانى بودهاند كه با انگيزههاى شيطانى براى ظهور زمان تعيين مىكردهاند و چنين افرادى در آينده هم وجود خواهند داشت. به همين جهت پيشوايان معصومعليه السلام از شيعيان خواستهاند كه در برابر وقت گذاران بىتفاوت نباشند بلكه آنها را تكذيب نمايند.امام صادقعليه السلام در اين زمينه به يكى از اصحاب خود فرمود: «از تكذيب كردن كسى كه براى ظهور وقت تعيين مىكند هيچ پروايى نداشته باش چرا كه ما براى كسى وقت ظهور را تعيين نكردهايم.»(3) پاورقي: 1) غيبت طوسى، فصل 7، ح 412، ص 426. 2) همان، ح 411، ص 425. 3) همان، ح 414، ص 426. راز نهان بودن زمان ظهور چنانكه گفته شد بر اساس اراده خداوند حكيم زمان ظهور بر ما مخفى است و بدون ترديد اين مسأله به جهت حكمتهايى است كه برخى از آنها را مىآوريم: تداوم اميد وقتى زمان ظهور پنهان باشد نور اميد در دل منتظران همه عصرها باقى خواهد ماند و با اين اميد پيوسته و مداوم است كه مىتوانند در برابر سختىها و فشارهاى دوران غيبت مقاومت كنند. به راستى اگر به شيعيان سدههاى گذشته گفته مىشد كه ظهور در زمان شما رخ نمىدهد بلكه در آينده دور اتفاق خواهد افتاد، آنها با كدام اميد در برابر فتنههاى روزگار خود مقاومت مىكردند و چگونه مىتوانستند گذرگاههاى تنگ و تاريك دوران غيبت را به سلامت پشت سر بگذارند؟ زمينه سازى بدون ترديد انتظار سازنده كه از مهمترين عوامل فعاليت و پويايى است تنها در سايه مخفى بودن زمان ظهور شكل خواهد گرفت زيرا با مشخص بودن زمان ظهور كسانى كه مىدانند ظهور را درك نمىكنند انگيزهاى براى تحرك و زمينه سازى نخواهند داشت و به سكون و ركود روى خواهند آورد. حال آنكه با پنهان بودن زمان ظهور، انسانهاى همه عصرها و دورانها به اميد اينكه ظهور را در زمان خود ببينند تلاش مىكنند تا زمينههاى ظهور را فراهم كنند و جامعه خود را به جامعهاى صالح و پويا تبديل نمايند. به علاوه در صورت معين بودن وقت ظهور چنانچه براى مصالحى ظهور در زمان وعده داده شده رخ ندهد چه بسا افرادى در اصل اعتقاد به امام مهدىعليه السلام دچار ترديد شوند. امام باقرعليه السلام در پاسخ اين سؤال كه آيا ظهور وقت مشخّصى دارد فرموده است: كسانى كه وقت تعيين مىكنند دروغ مىگويند، (و اين سخن را تكرار فرمود) زمانى كه موسىعليه السلام به دعوت پروردگار به مدت سى روز از ميان قوم خود بيرون رفت و خداوند بر آن سى روز، ده روز ديگر افزود قوم او گفتند: موسى به وعده خود وفا نكرد و آنچه نبايد مىكردند، كردند. [از دين برگشتند و گوساله پرست شدند(4)] پاورقي: 4) غيبت نعمانى، باب 16، ح 13، ص 305. هنگامه قيام همه مىخواهند بدانند كه در جريان قيام جهانى امام مهدىعليه السلام چه حوادثى روى مىدهد، حركت امام از كجا و چگونه آغاز مىشود، شيوه برخورد امام با گروههاى مخالف چگونه است و بالاخره چگونه آن حضرت بر تمامى جهان غلبه خواهد كرد و رشته امور جهان را به دست خواهد گرفت اينها و سؤالات ديگرى مانند اينها فكر و انديشه هر انسانِ مشتاق ظهور را به خود مشغول مىكند. ولى واقعيت اين است كه سخن گفتن درباره حوادث مربوط به قيام آخرين اميد بشريت كارى بسيار مشكل است؛ چون گزارش دادن از آينده و اتفاقاتى است كه هنوز واقع نشده است و به طور طبيعى نمىتوان اطلاع دقيقى از آن رويدادها داشت. بنابراين آنچه در اين بخش مىآوريم حوادث و رخدادهاى روزگار ظهور امام مهدىعليه السلام است كه برابر روايات در كتابهاى متعدد نقل گرديده است و تنها مىتواند دور نمايى كلّى از رويدادهاى ايام ظهور را پيش روى خوانندگان ترسيم كند. چگونگى قيام وقتى ظلم و تباهى چهره عالم را سياه و ظلمانى كرده است و آنگاه كه ستمگران گستره زمين را جولانگه بدىها و نامردىها ساختهاند و مظلومان جهان، دستهاى يارى خواهى را به آسمان گشودهاند؛ ناگهان ندايى آسمانى، سياهى شب را مىدرد و در ماه خدا، رمضان، ظهور موعود بزرگ را بشارت مىدهد(5)، قلبها به تپش مىافتد و چشمها خيره مىگردد! شب پرستان، مضطرب و هراسان از طلوع صبح ايمان، در پى راه چارهاى هستند و منتظران مهدىعليه السلام از هر كسى سراغ كوى يار مىگيرند و براى ديدار او و حضور در زمره ياوران او سر از پا نمىشناسند. در آن زمان، سفيانى كه بر منطقه وسيعى مانند سوريه، اردن و فلسطين سلطه دارد سپاهى را تجهيز مىكند تا با امام مقابله كند. لشگر سفيانى كه در مسير مكّه به تعقيب امام پرداخته است در محلى به نام بيداء به كام زمين مىرود و نابود مىگردد.(6) پس از شهادت نفس زكيّه به فاصله كوتاهى، امام مهدىعليه السلام در سيماى مردى جوان در مسجدالحرام ظهور مىكند در حالى كه پيراهن مبارك پيامبرصلى الله عليه وآله را بر تن دارد و پرچم پيامبر را به دست گرفته است. او به ديوار كعبه تكيه مىزند و در بين ركن و مقام سرود ظهور را زمزمه مىكند و پس از حمد و ثناى الهى و درود و سلام بر پيامبر و خاندان او مىفرمايد: اى مردم ما از خداى توانا يارى مىطلبيم و نيز هر كس از جهانيان را كه به نداى ما پاسخ دهد به ياورى مىخوانيم. آنگاه خود و خاندانش را معرفى مىكند و ندا مىدهد: فَاللّه اللّه فينا لاتَخْذُلُونا وَانْصُرُونا يَنْصُرْكُمُ اللّهُ تَعالى. درباره رعايت حقوق ما، خدا را در نظر بگيريد. ما را [در ميدان عدالت گسترى و ستم ستيزى] تنها نگذاريد و ياريمان كنيد كه خدا شما را يارى خواهد كرد. پس از پايان گرفتن سخنان امام، آسمانيان بر زمينيان سبقت مىگيرند و گروه گروه فرود مىآيند و با امام بيعت مىكنند در حالى كه پيشاپيش آنها فرشته وحى، جبرئيل با امام دست همراهى مىدهد. آنگاه 313 ستاره زمينى كه از نقاط مختلف عالم به سرزمين وحى آمدهاند بر گرد خورشيد تابناك امامت حلقه زده و پيمان وفا دارى مىبندند و اين جريان سبز جارى است تا آنكه ده هزار سرباز جان بر كف در اردوگاه امامعليه السلام حضور مىيابند و با آن فرزند پيامبرصلى الله عليه وآله بيعت مىكنند.(7) امامعليه السلام با خيل ياوران، پرچم قيام را برافراشته و به سرعت بر مكه و اطراف آن مسلط مىشوند و سرزمين پيامبر را از وجود نااهلان، پاك مىكنند. آنگاه راهى مدينه مىشود تا سايه عدالت و مهر را بر آن بگستراند و سركشان شهر را بر جاى خود بنشاند. سپس عازم عراق گشته و شهر كوفه را به عنوان مركز حكومت جهانى برمىگزيند و از آنجا به مديريّت قيام مىپردازد و براى دعوت جهانيان به اسلام و زندگى در پرتو قوانين قرآن و در هم كوبيدن بساط ظلم و ستم، ياران و سپاهيان نور را به نقاط مختلف عالم گسيل مىدارد. امامعليه السلام يك به يك سنگرهاى كليدى جهان را فتح مىكند زيرا كه علاوه بر يارانِ وفادار و مؤمن، از امداد فرشتگان الهى نيز برخوردار است و مانند پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله از لشگر رعب و وحشت مدد مىگيرد و خداوند توانا چنان ترسى از او و يارانش در دلهاىدشمنان مىافكند كه هيچ قدرتى را توان رويارويى با آن حضرت نيست.امام باقرعليه السلام فرمود: قائم از ما به وسيله رُعب (وحشت در دل دشمنان) يارى مىشود.(8) گفتنى است يكى از نقاط جهان كه به وسيله سپاه امام فتح مىشود بيتالمقدس است(9) و پس از آن واقعه بسيار مباركى اتفاق مىافتد كه در جريان قيام و انقلاب امام مهدى سرنوشت ساز است و جبهه آن حضرت را تقويت مىكند و آن فرود آمدن حضرت عيسىعليه السلام از آسمان است. حضرت مسيحعليه السلام كه به فرموده قرآن زنده است و در آسمانها به سر مىبرد به زمين مىآيد و پشت سر امام مهدىعليه السلام به نماز مىايستد و بدين وسيله فضيلت و برترى پيشواى دوازدهم شيعيان را بر خود و پيروى خود را از امام مهدىعليه السلام به همگان اعلام مىكند. پيامبر اسلامصلى الله عليه وآله فرمود: سوگند به آن كس كه مرا به حق برانگيخت در حالى كه بشارت دهنده مردمان باشم، اگر از عمر دنيا نمانده باشد مگر يك روز، خداوند آن روز را چنان طولانى مىكند تا فرزندم مهدىعليه السلام در آن قيام كند، پس از آن عيسى بن مريمعليه السلام فرود مىآيد و پشت سر مهدىعليه السلام نماز مىخواند.(10) به دنبال اين اقدام حضرت عيسىعليه السلام بسيارى از مسيحيان كه جمعيت فراوانى از جهان را تشكيل مىدهند به آخرين ذخيره الهى و پيشواى شيعيان، ايمان مىآورند. گويى خداوند، عيسىعليه السلام را براى چنان روزى حفظ كرده است تا چراغ هدايتى براى حق طلبان باشد.البتّه ظهور معجزات به دستِ هدايتگر حضرت مهدىعليه السلام و طرح مباحث فكرى براى راهنمايى بشريّت از برنامههاى انقلاب بزرگ مهدوى است كه راه را براى هدايت مردم باز مىكند. در همين راستا، امام، الواح تورات تحريف نشده - كتاب مقدس يهود - را كه در نقاط خاصى از دنيا دفن شده است خارج مىكند(11) و يهوديان كه نشانههاى امامت او را در الواح مىبينند، به آن حضرت ايمان مىآورند. و پيروان اديان ديگر نيز با مشاهده اين تحول بزرگ و نيز شنيدن پيام حق امام و ديدن معجزات از آن حضرت، گروه گروه به آن حضرت مىپيوندند و اينگونه است كه وعده حتمى پروردگار محقّق مىگردد و اسلام عزيز همه عالم را زير پرچم خود مىگيرد. هُوَالَّذِى اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دينِالْحَقِّ لِيَظْهِرَهُ عَلَىالدّينِ كُلِّه وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.(12) و او خدايى است كه پيامبرش را با (دلائل) هدايت و دين حق فرستاد تا (سرانجام) آن را بر همه دينها غالب گرداند اگرچه كافران را خوش نيايد. با توجه به تصويرى كه ترسيم شد تنها قلدران و ظالمان مىمانند كه حاضر به تسليم شدن در برابر حق و حقيقت نيستند و اين عده در مقابل جريان غالب و اكثريت مؤمنان تاب مقاومت ندارند و با شمشير عدالت مهدىعليه السلام به كيفر اعمال ننگين خود خواهند رسيد و زمين و اهل آن براى هميشه از شرّ و فساد آنها ايمن خواهد شد. پاورقي: 5) غيبت نعمانى، باب 14، ح 17. 6) بحارالانوار، ج 53، ص 10. 7) غيبت نعمانى، باب 14، ح 67. 8) كمالالدين، ج 1، باب 32، ح 16، ص 603. 9) روزگار رهايى، ج 1، ص 554. 10) بحارالانوار، ج 51، ص 71. 11) روزگار رهايى، ج 1، ص 522. 12) سوره توبه، آيه 33. حكومت امام مهدى پس از كنار رفتن ابرهاى تيره و تار، خورشيد جهان افروز رخ مىنمايد و چشمان منتظرِ دشت و دمن را روشنى مىبخشد. آرى، پس از مبارزهاى فراگير با فساد و تباهى و نامردمى، نوبت به استقرارحاكميت دادگرى مىرسد و عدالت بر كرسى حكمرانى تكيه مىزند تا هر كس و هر چيز را در جاى خود قراردهد و سهم هر پديدهاى را به مقتضاى حقّ و داد بپردازد. و بالاخره جهان و جهانيان شاهد حكومتى خواهند بود كه سراسر حق و عدل است و كمترين ستم و ستمگرى در گستره آن بر كسى نمىرود. حكومتى كه مظهر صفات جمال و زيبايى پروردگار عالم است و در ساحت آن، بشر به تمامى آرمانهاى فراموش شده خود دست مىيابد. ما در اين فصل در چهار محور بحث خواهيم كرد: 1. اهداف حكومت جهانى امام مهدىعليه السلام
بخش اوّل: اهداف حكومت از آنجا كه هدف از آفرينش مجموعه بزرگ هستى، كمال و نزديكى هر چه بيشتر انسان به منبع همه كمالات يعنى حضرت حق تعالى مىباشد و براى نيل به اين آرمان بزرگ، بايد ابزار و وسائل آن فراهم گردد، حكومت جهانى امام عصرعليه السلام در پى فراهم آوردن اسباب تقرب الى اللّه و برداشتن موانع از اين مسير است. البته انسان از دو بُعد جسم و جان تركيب يافته است و نيازهاى او نيز به دو بخش مادى و معنوى تقسيم مىشود بنابراين براى رسيدن به كمال لازم است در هر دو جهت، حركتى سنجيده و حساب شده داشته باشد و «عدالت» كه ره آورد بزرگ حاكميت الهى است ضامن سلامتِ رشد انسان در سير مادى و معنوى است. بنابراين، اهداف حكومت امام دوازدهم در دو محور رشد معنوى و اجراى عدالت و گسترش آن قابل طرح است. رشد معنوى براى پى بردن به ارزش و والايى هدفهاى ياد شده، لازم است نگاهى گذرا به حيات بشر در طول دورانهاى حاكميت طاغوتها بيفكنيم. در طول زندگى انسان، به دور از حاكميت حجت الهى، معنويّت و ارزشهاى معنوى چه جايگاهى داشته است؟ آيا جز اين است كه بشريت گم گشته و راه گم كرده، پيوسته در مسير انحطاط معنوى گام برداشته و با پيروى از تمايلات نفسانى و وسوسههاى شيطانى يكيك زيبايىها و خوبيهاى حيات خود را به فراموشى سپرده و با دست خود آنها را در گورستان شهوات دفن كرده است؟! پاكى و پاكدامنى، صداقت و درستكارى، تعاون و همكارى، گذشت و ايثار، احسان و نيكوكارى، جاى خود را به هواپرستى و شهوترانى، دروغ و دغلبازى، خودمحورى و موقعيتجويى، خيانت و جنايت و زياده خواهى و افزونطلبى داده است. و در يك كلمه معنويّت در زندگى بشر نفسهاى آخر را مىكشد و در بسيارى از نواحى و براى بسيارى از آدم نماها اثرى از آن باقى نمانده است!! حكومت آخرين ذخيره الهى در راستاى زنده ساختن اين بخش از وجود انسان گام بر مىدارد و براى جان بخشيدن به اين مرده مردار گشته تلاش مىكند؛ تا طعم شيرين حيات واقعى و زندگى حقيقى را به آدمهاى مسجودِ ملائك بچشاند و به همگان يادآورى كند كه از ابتدا مقرر شده بود كه آنان در چنان حياتى تنفس كنند و عطر پاكىها و خوبىها را با مشام جان، استشمام كنند. يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُول اِذا دَعاكُم لِما يُحْييكُم...(13) اى گروه مؤمنان آنگاه كه خداوند و پيامبر، شما را به سوى آنچه شما را زنده مىكند مىخوانند، آنها را اجابت كنيد و به نداى آنها لبيك گوئيد. بنابراين حيات معنوى كه امتياز بنى آدم از حيوانات است، بخش عمده و قسمت اصلى وجود انسان را تشكيل مىدهد زيرا كه آدمى با برخوردارى از همين حيات است كه «آدم» ناميده شده است و همين حيات است كه او را به خداوند حيات آفرين مىرساند و به مقام قرب او نائل مىسازد.از اين رو در زمان حاكميّت ولىّ پروردگار، اين بخش از وجود آدمى سروسامان مىگيرد و ارزشهاى انسانى در همه ابعاد زندگى رونق و طراوت مىيابد. صفا و صميميّت، ايثار و وفا، راستى و درستى و... همه آنچه به عنوان «خوبى» از آن ياد مىشود، همه جا را فرا مىگيرد. البتّه رسيدن به اين هدف بزرگ و نقطه درخشان، نياز به برنامهاى دقيق و جامع دارد كه در بخشهاى آينده بيان خواهد شد. پاورقي: 13) سوره انفال، آيه 24. عدالت گسترى بزرگترين زخم پيكر جامعه بشرى در طول تمامى قرون و اعصار گذشته، ظلم و ستم موجود در اجتماعات انسانى بوده است. بشريت همواره از رسيدن به حقوق خود در عرصههاى مختلف محروم مانده است و هيچگاه مواهب مادى و معنوى، عادلانه در بين بنى آدم تقسيم نگرديده است. هميشه در كنار شكمهاى انباشته از غذا، گروهى گرسنه ماندهاند و پيوسته در نزديكى كاخها و ويلاهاى چند هزار مترى، عدهاى در حاشيه خيابانها و بر سنگفرش پيادهروها خوابيدهاند. قدرتهاى زر و زور، مردم ضعيف و بيچاره را به بردگى كشيدهاند و نژاد سفيد بر گرده سياهپوستان - تنها به جرم پوست سياهشان - تازيانه مرگ فرود آورده است و در يك كلام هميشه و همه جا حقوق ضعيفان و بينوايان، پايمال هواها و تمايلات زورمندان و تزوير گران شده است و انسان هميشه در آرزوى دست يافتن به عدالت و مساوات روزشمارى كرده است و رسيدن دوران شكوفايى عدالت را به انتظار نشسته است. نهايت اين انتظار، دورانِ سبز حكومت امام مهدىعليه السلام است. او به عنوان بزرگترين رهبر عادل و پيشواى دادگر در پى اجراى عدالت در گستره عالم و در همه زمينههاى حيات خواهد بود و اين حقيقت شيرين در بسيارى از روايات كه مژده آمدن او را داده، بيان گرديده است. امام حسينعليه السلام فرموده است: اگر از دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را طولانى كند تا مردى از فرزندان من قيام كند و زمين را از عدل و داد پر كند پس از آنكه از ستم و بيداد آكنده باشد. اين چنين از پيامبرصلى الله عليه وآله شنيدم.(14) و دهها روايت ديگر داريم كه خبر از عدالت جهانى و ريشه كنى ستم و ستمگرى در سايه حكومت موعود آخرين داده است. جالب است دانسته شود كه عدالت و دادگرى از آشكارترين ويژگىهاى امام مهدىعليه السلام است به گونهاى كه در بعضى از دعاها به آن لقب گرفته است: «اَللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى وَلىِّ اَمْرِكَ الْقائِمِ المُؤَمَّل وَالْعَدْلِ الْمُنْتَظَر»خداوندا به ولىّ امر خود درود فرست همان كه قيام كننده آرمانى و عدالت مورد انتظار همگان است.(15) آرى او عدالت را سرلوحه اهداف انقلاب خويش قرار داده است زيرا كه عدالت، زمينه ساز حيات حقيقى در همه ابعاد حيات فردى و اجتماعى است و زمين و اهل آن بدون عدالت مردگان بىروحى هستند كه زنده پنداشته مىشوند. امام كاظمعليه السلام در تفسير آيه «اِعْلَمُوا اَنّ اللَّهَ يُحْيِى الْاَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»(16) فرمود: مقصود اين نيست كه زمين را با باران زنده مىكند بلكه خداوند مردانى(17) را بر مىانگيزد كه عدالت را زنده مىكنند پس به سبب جان گرفتن عدل (در جامعه)، زمين زنده مىشود... و تعبير «زنده شدن زمين» اشاره به آنست كه عدالت مهدوى، عدالتى است فراگير و همه جايى نه در بخشى از محيطها و براى بعضى از افراد. پاورقي: 14) كمالالدين، ج 1، باب 30، ح 4، 584. 15) مفاتيحالجنان، دعاى افتتاح. 16) بدانيد كه خداوند زمين را پس از مردنش، زنده خواهد كرد؛ سوره حديد، آيه 17. 17) با توجه به روايات ديگر كه آيه را به دوران امام مهدىعليه السلام تفسير كرده است، مقصود از «مردان» در اين روايت حضرت و ياوران او هستند. برهان، ج 7، ص 446. جمع بندي
كتب: (معاصر) 1. چشم اندازي به حكومت جهاني امام مهدي(ع) (نجم الدين طبسي) 2. حكومت جهاني امام مهدي(ع) ( آيه الله مكارم شيرازي) 3. خورشيد مغرب 4. دادگستر جهان |+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه ششم خرداد 1387 ساعت 20:2
|