تبليغاتX
پیامبر رحمت
پیامبر رحمت
شعري درباره امام علي النقي ، حضرت هادي عليه السلام

خبرگزاری فارس: جایزه یک‌میلیاردی برای 3 اثر هنری برجسته در معرفی امام هادی(ع)

من نمیدانم چه شکلی‌ست، گنبد و  صحن و سرایت

یا کدام این کبوترها پریده در هوایت

من نمی‌دانم که میلاد و وفاتت در چه روزی‌ست

من فقط می‌د‌انم آقا جان که می‌میرم برایت!

 

شاعران کمتر برایت شعر می‌گویند اما

کرده‌ام نذر تو من این ذوق را ....جانم فدایت

 

آشنای مهربان! خیلی برای ما غریبی

تو غریبی مثل این جد غریب آشنایت

 

دست از تو بر نمی‌دارم کریم سامرایی!

من گدای سامرایم، سخت می‌افتم به پایت

 

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در دوشنبه یکم خرداد 1391 ساعت 12:55 |

سّر نام های حضرت فاطمه (س) در چیست؟
خبرگزاری فارس: سّر نام های حضرت فاطمه (س) در چیست؟

اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیک یا بد، حرکت یا رکود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.

اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند که سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مکتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فکری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یک اندیشه نشان دهد.

رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه(س) او را به اسامی و القاب متعددی می نامید که همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مکتب و اندیشه اسلامی دارند و هر کدام به مناسبتی و در جائی به کار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه(س ) را نشان می دادند.

نام های مبارک حضرت زهرا(س)

امام صادق(ع) می فرمایند: حضرت فاطمه‏ى زهراء(س) در پیشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهراء.

به تصریح امام صادق(ع) ، حضرت فاطمه(س) نه اسم مخصوص، در پیشگاه خداوند متعال دارد، لذا یکى از کنیه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است. یعنى بانویى که اسامى فراوان دارد. و این مطلب، دلالت بر عظمت روحى صدیقه کبرى(س) مى‏کند، زیرا ایشان زن نمونه بودند. زن نمونه یعنى انسانى کامل که براى بشریت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در ایشان جمع بود و حضرت زهرا(س) در برابر هر صفت نیک، داراى لقبى خاص بودند.

چرا فاطمه ؟

حضرت فاطمه‏ى زهرا(س) یک نام رسمى داشت که همان فاطمه مى‏باشد. این نام را پیامبر اکرم(ص) هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزید.

رسول خدا(ص) فرمود: او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند و فاطمه به معنای قطع ‌شده و بریده است به همین سبب به این نام برگزیده شده اند. همچنین امام صادق (ع) فرمودند: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند به این نام نامگذاری شده اند.

چرا صدیقه ؟

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

چرا مبارکه ؟

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده است. لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی انا اعطیناک الکوثر منظور، فاطمه (س) است.

چرا طاهره ؟

امام باقر(ع) فرمودند: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا درباره حضرت فاطمه(س) نازل شده است. پس ایشان طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

چرا زکیه ؟

زکاة هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر.

چرا راضیه ؟

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بودند.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه(س) نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی حضرت علی(ع) از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمی بگیرد، اما رسول خدا(ص) تسبیح فاطمه(س) را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور به پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

چرا مرضیه ؟

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول او بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: پدرش به قربانش.

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

چرا محدثه ؟

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول خدا(ص) بوده اند.

چرا زهرا ؟

امام صادق(ع) فرمودند: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین(ع) می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان نمایان می شد همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س) عبارتند از:

حصان به معنای محفوظ، حره به معنای آزاده، سیده یعنی بانوی محترم، عذراء یعنی پرده نشین، بوده و نام آن بانو در آسمان، منصوره یعنی یاری‌شده یاد شده است.

منبع: پایگاه خورشید آل یاسین

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ساعت 12:9 |

ام البنین
سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها، همسر امیرالمومنین و مادر حضرت اباالفضل تسليت باد

شعر زير توسط افشین علاء در ضیافت شعر با حضور رهبر انقلاب، رمضان 1431 هجری قمری قرائت شده است.


زن رشک حور بود و تمنای خود نداشت

چون آسمان نظر به بلندای خود نداشت

  اسمی عظیم بود که چون راز سر به مهر

در خانه‌ی علی سَرِ افشای خود نداشت

  ام‌البنین(س) کنایه‌ای از شرم عاشقی است

کز حجب تاب نام دل‌آرای خود نداشت

در پیش روی چهار جگرگوشه‌ی بتول

آیینه بود و چشم تماشای خود نداشت

  زن؟ نه! همای عرش‌نشینی که آشیان

جز کربلا به وسعت پرهای خود نداشت

  در عشق پاره‌های جگر داده بود و لیک

بعد از حسین(ع) میل تسلای خود نداشت

  عمری به شرم زیست که عباس(ع) وقت مرگ

دستی برای یاری مولای خود نداشت

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 11:44 |

40 حديث از فضايل حضرت زهراء (س) در منابع اهل سنت

حديث 1:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«اذا كانَ يوْمُ القيامَةِ نادى مُنادٍ: يا اهْلَ الجَمْعِ غُضُّوا ابْصارَكمْ حَتى تَمُرَّ فاطِمَة».[1]

(روز قيامت يك صدائي بلند مي شود كه: اي مردم غضّ بصر كنيد كه فاطمة (س) مي خواهد عبور كند).

 

حديث 2:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

كنْتُ اذا اشْتَقْتُ الى رائِحَةِ الجنَّةِ شَمَمْتُ رَقَبَةَ فاطِمَة».[2]

(اگر به بوي بهشت اشتياق مي كردم فاطمه را بو مي كردم).

 

حديث 3:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«حَسْبُك مِنْ نساءِ العالَمين ارْبَع: مَرْيمَ وَاسية وَخَديجَة وَفاطِمَة».[3]

(از زنان عالم 4 نفر بهترين آنند: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه (س)).

 

حديث 4:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«يا عَلِي هذا جبريلُ يخْبِرنِي انَّ اللّهَ زَوَّجَك فاطِمَة».[4]

(ياعلي، جبرئيل الآن به من خبر دادكه خدا فاطمه را به ازدواج تو درآورد).

 

حديث 5:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«ما رَضِيتُ حَتّى رَضِيتْ فاطِمَة».[5]

(هيج گاه راضي نشدم تا فاطمه راضي مي شد).

 

حديث 6:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«يا عَلِي انَّ اللّهَ امَرَنِي انْ ازَوِّجَك فاطِمَة».[6]

(يا علي، خدا به من دستور داد تا تو را به ازدواج فاطمه درآورم).

 

حديث 7:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«انّ اللّهَ زَوَّجَ عَليا مِنْ فاطِمَة».[7]

(خدا علي و فاطمه را به ازدواج درآورد).

 

حديث 8:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«احَبُّ اهْلِي الي فاطِمَة».[8]

(فاطمه محبوب ترين اهل من است نزد من).

 

حديث 9:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«خَيرُ نِساءِ العالَمين ارْبَع: مَرْيم وَاسية وَ خَدِيجَة وَ فاطِمَة».[9]

(سروران زنان عالم 4 نفرند: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه).

 

حديث 10:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«سيدَةُ نِساءِ اهْلِ الجَنَّةِ فاطِمَة».[10]

(سرور زنان بهشت فاطمه است).

 

حديث 11:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«اوَّلُ مَنْ يدْخُلُ الجَنَّةَ: عَلي وَ فاطِمَة».[11]

(اولين كسي كه وارد بهشت مي شود: علي و فاطمه هستند).

 

حديث 12:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«انْزِلَتْ ايةُ التطْهِيرِ فِي خَمْسَةٍ فِي، وَفِي عَلي وَحَسَنٍ وَحُسَينٍ وَفاطِمَة».[12]

(ايه تطهير بر 5 نفر نازل شد، بر من و علي و حسن و حسين و فاطمه (عليهم السلام)).

 

حديث 13:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«افْضَلُ نِساءِ اهْل الجَنَّةِ: مَرْيمُ وَاسيةُ وَ خَديجَةُ وَ فاطِمَة».[13]

(بهترين زنان اهل بهشت چهار نفرند: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه).

 

حديث 14:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«اوَّلُ مَنْ دَخَلَ الجَنَّةَ فاطِمَة».[14]

(اوّلين كسي كه وارد بهشت مي شود فاطمه است).

 

حديث 15:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«المَهْدِي مِنْ عِتْرَتي مِنْ وُلدِ فاطِمَة».[15]

(مهدي از عترت من از ولد فاطمه مي باشد).

 

حديث 16:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«انّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطمَ ابْنَتِي فاطِمَة وَوُلدَها وَمَنْ احَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِك سُمّيتْ فاطِمَة».[16]

(خداي تبارك و تعالى آتش را بر دخترم فاطمه وپسرانش وكسي كه آنان را دوست بدارد دور و منع كرده است، و به همين دليل است كه اسمش فاطمه است).

 

حديث 17:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة انْتِ اوَّلُ اهْلِ بَيتي لُحُوقا بِي».[17]

(اي فاطمه، تو اوّلين نفري هستي كه از عترتم بعد از من به نزد من مي آيي).

 

حديث 18:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يسُرُّنِي ما يسُرُّها».[18]

(فاطمه پاره تن من است، هر چه او را خوش حال كند مرا خوش مي كند).

 

حديث 19:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة سِيدةُ نِساءِ اهْلِ الجَنِّة».[19]

(فاطمه سرور زنان اهل بهشت است).

 

حديث 20:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّي فَمَنْ اغْضَبَها اغْضَبَنِي».[20]

(فاطمه پاره تن من است، هر چه او را غضبناك كند مرا غضبناك كرده است).

 

حديث 21:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة خُلِقَتْ حورِيةٌ فِي صورة انسية».[21]

(فاطمه يك حوريه خلق شد به صورت انسيه).

 

حديث 22:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة حَوْراءُ ادَميةَ لَم تَحضْ وَلَمْ تَطْمِث».[22]

(فاطمه حوريه انسيه است، حيض و نفاس ندارد).

 

حديث 23:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة احَبُّ الي مِنْك يا عَلِي وَانْتَ اعَزُّ عَلَي مِنْها».[23]

(فاطمه از تو يا علي نزد من محبوب تر است، و تو نزد من از او عزيزتر مي باشي).

 

حديث 24:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي وَهِي قَلْبِي وَهِي روُحِي التي بَينَ جَنْبِي».[24]

(فاطمه پاره تن من است، و او قلب من است، و روحي كه بين من است).

 

حديث 25:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة سيدَةُ نِساءِ امَّتِي».[25]

(فاطمه سرور زنان امّت من است).

 

حديث 26:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي يؤلِمُها ما يؤْلِمُنِي وَيسَرُّنِي ما يسُرُّها».[26]

(فاطمه پاره تن من است، هر چه او را بيازارد مرا آزرده است، و هرچه او را مسرور گرداند مرا مسرور كرده است).

 

حديث 27:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة بَضْعَةٌ مِنّي مَنْ اذاهَا فَقَدْ اذانِي».[27]

(فاطمه پاره تن من است، هر كه او را مرا بيازارد مرا آزرده است).

 

حديث 28:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة بَهْجَةُ قَلْبِي وَابْناها ثَمْرَةُ فُؤادِي».[28]

(فاطمه بهجت و سرور قلب من است، و دو پسرش ميوه دل من هستند).

 

حديث 29:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة لَيسَتْ كنِساءِ الادَميين».[29]

(فاطمه مثل زنان آدميين نيست).

 

حديث 30:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة انّ اللّهَ يغْضِبُ لِغَضَبَك».[30]

(اي فاطمه، خدا با غضب تو غضبناك مي شود).

 

حديث 31:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«فاطِمَة انّ اللّهَ غَيرُ مُعَذِّبِك وَلا احَدٍ مِنْ وُلْدِك».[31]

(اي فاطمه خدا نه تو را عذاب مي دهدنه كسي از پسرانت را)

 

حديث 32:

قال رسول اللّه (صلى الله عليه وآله):

«كمُلَ مِنَ الرِّجال كثِيرُ وَلَمْ يكمُلْ مِنَ النساءِ الا ارْبَع: مَرْيم وَاسِية وَخَديجة وَفاطِمة»[32]

(از مردان خيلي به كمال رسيدند، ولي از زنان فقط 4 نفر: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه)

 

حديث 33:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):

«ليلة عرج بي الى السماء رايت على باب الجنّة مكتوبا: لا اله الا الله، محمّد رسول الله، علي حبيب الله، الحسن والحسين صفوة الله، فاطمة خيرة الله، على مبغضيهم لعنة الله»[33]

(شبي كه به معراج رفتم بر در بهشت ديدم نوشته شده بود: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علي ولي الله، حسن و حسين مصطفايان خدا، فاطمه برگزيده خدا، لعنت خدا بر مبغضين آنان).

 

حديث 34:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):

«لو كان الحسن شخصا لكان فاطمة، بل هي اعظم، ان فاطمة ابنتي خير اهل الارض عنصرا و شرفا و كرما».[34]

(اگر احسان شخص بود، فاطمه مي بود، بلكه او اعظم است، فاطمه دختر من بهترين اهل زمين است در كرم و عنصر و شرف).

 

حديث 35:

خرج رسول الله (صلى الله عليه وآله) و هو اخذ بيد فاطمة (سلام الله عليها) فقال:

«من عرف هذا فقد عرفها و من لم يعرفها فهي فاطمة بنت محمّد و هي قلبي و روحي التي بين جنبي».[35]

پيامبر اكرم (ص) خارج شدند در حالي كه دست حضرت فاطمه (س) را گرفته بودند، سپس گفتند: (هر كس او را مي شناسد شناخته است، و هر كه كه او را نمي شناسد پس او فاطمه دختر محمد است، و او قلب من است و روحي كه بين من است).

 

حديث 36:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):

«انّما سمّيت فاطمة لانّ الله عزّوجلّ فطم من احبّها من النّار»[36]

(فاطمه «فاطمه» ناميده شد چون كه خدا محبّان او را از آتش دور گردانيده است)

 

حديث 37:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):

«اتاني جبرئيل قال: يا محمّد انّ ربّك يحبّ فاطمة فاسجد، فسجدت، ثمّ قال: انّ الله يحبّ الحسن و الحسين فسجدت، ثمّ قال: انّ الله يحبّ من يحبّهما».[37]

(جبرئيل نزد من امد وگفت: يا محمّد، خدا فاطمه را دوست دارد، پس سجده كن، سجده كردم، سپس گفت: خدا حسن وحسين را هم دوست دارد، پس سجده كردم، سپس گفت: خدا دوست دارد هر كس كه آن دو را دوست بدارد).

 

حديث 38:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):

«ان فاطمة شعرة مني فمن اذى شعرة مني فقد اذاني، ومن اذاني فقد اذى الله، ومن اذى الله لعنه ملء السماوات والارض».[38]

(فاطمه موئي از من است، پس كسي كه موئي از من را بيازارد مرا آزرده است، وكسي كه مرا بيازارد خدا را آزرده است، وكسي خدا را بيازارد خدا او را به اندازه زمين و آسمان لعنتش مي كند).

 

حديث 39:

قال رسول الله (صلى الله عليه وآله):

«يا سلمان، حبّ فاطمة ينفع في مئة من المواطن، ايسر تلك المواطن: الموت، والقبر، والميزان، والمحشر، والصراط، والمحاسبة، فمن رضيت عنه ابنتي فاطمة، رضيت عنه، ومن رضيت عنه رضي الله عنه، ومن غضبت عليه ابنتي فاطمة، غضبت عليه، ومن غضبت عليه غضب الله عليه، يا سلمان ويل لمن يظلمها ويظلم بعلها امير المؤمنين عليا، وويل لمن يظلم ذرّيتها وشيعتها».[39]

(اي سلمان، حبّ فاطمه در 100 جا نافع و مفيد است، ميسّرترين و راحت ترين آن جا ها: هنگام مردن، در قبر، در ميزان، در محشر، در صراط، در محاسبه، پس هر كه كه دخترم فاطمه از او راضي شود من هم از او راضي ميشوم وكسي كه من از او راضي شوم خدا از او راضي مي شود، وهر كس كه دخترم فاطمه بر او غضب كند من هم بر او غضبناك ميشوم، وهر كس كه من بر او غضبناك شوم خدا بر او غضبناك مي شود، اي سلمان، واي بركسي كه به او وبه شوهر او امير المؤمنين علي ظلم وستم كند، وواي بر كسي كه به نسل و شيعه او ظلم وستم كند).

 

حديث 40:

(قرأ رسول الله (صلى الله عليه وآله) هذا الاية: (في بيوت اذن الله ان ترفع ويذكر فيها اسمه) فقام اليه رجل فقال: «اي بيوت هذه يا رسول الله ؟ قال: بيوت الانبياء، فقام اليه ابوبكر فقال: يا رسول الله اهذا البيت منها ؟ -مشيرا الى بيت علي وفاطمة عليهما السلام-قال: نعم، من افاضلها»[40]

(رسول خدا (ص) اين ايه را خواند: (در خانه هائي كه خدا اجازه داده است كه بالا روند وذكر او در آنها به بزرگي ياد شود) پس كسي بلند شد وسؤال كرد: كدام بيوتي هستند اينها يا رسول الله ؟ فرمودند: بيوت انبياء، پس ابوبكر بلند شد وگفت: يا رسول الله اين خانه هم ضمن آنان است ؟ -اشاره به خانه حضرت علي وحضرت فاطمه عليهما السلام كرده بود- پيامبر (ص) فرمودند: بله، از بهترينان آن بيوت است).

 

پي نوشت ها:


[1] كنز العمّال ج 13 ص 91 و 93/ منتخب كنز العمّال بهامش المسند ج 5 ص 96/ الصواعق المحرقة ص 190/ اسد الغابة ج 5 ص 523/ تذكرة الخواص ص 279/ ذخائر العقبى ص 48/ مناقب الامام علي لابن المغازلي ص 356/ نور الابصار ص 51 و 52/ ينابيع المودّة ج 2 باب 56 ص 136.

[2] منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ نور الابصار ص 51/ مناقب الامام علي لابن المغازلي ص 360.

[3] مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 171/ سير اعلام النبلاء ج 2 ص 126/ البداية والنهاية ج 2 ص 59/ مناقب الامام علي لابن المغازلي ص 363.

[4] مناقب الامام علي من الرياض النضرة: ص 141.

[5] مناقب الامام علي لابن المغازلي: ص 342.

[6] الصواعق المحرقة باب 11 ص 142/ ذخائر العقبى ص 30 و 31/ تذكرة الخواص ص 276/ مناقب الامام علي من الرياض النضرة ص141/ نور الابصار ص53.

[7] الصواعق المحرقة ص 173.

[8] الجامع الصغير ج 1 ح 203 ص 37/ الصواعق المحرقة ص 191/ ينابيع المودّة ج 2 باب 59 ص 479/ كنز العمّال ج 13 ص93.

[9] الجامع الصغير ج 1 ح 4112 ص 469/ الاصابة في تمييز الصحابة ج 4 ص 378/ البداية والنهاية ج 2 ص 60/ ذخائر العقبى ص 44.

[10] كنز العمّال ج13 ص94/ صحيح البخاري، كتاب الفضائل، باب مناقب فاطمة/ البداية والنهاية ج 2 ص61.

[11] نور الابصار ص 52/ شبيه به ان در كنز العمّال ج 13 ص 95.

[12] اسعاف الراغبين ص 116/ صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة.

[13] سير اعلام النبلاء: ج 2 ص 126/ذخائر العقبى: ص 44.

[14] ينابيع المودّة ج2 ص322 باب56.

[15] الصواعق المحرقة ص237.

[16] كنز العمال ج6 ص219.

[17] حلية الاولياء ج 2 ص 40/ صحيح البخاري كتاب الفضائل/كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97.

[18] الصواعق المحرقة ص 180 و 232/ مستدرك الحاكم / معرفة ما يجب لال البيت النبوي من الحق على من عداهم ص 73/ ينابيع المودّة ج 2 باب 59 ص 468.

[19] صحيح البخاري ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ مستدرك الصحيحين ج 3 باب مناقب فاطِمَة ص 164/ سنن الترمذي ج 3 ص 226/ كنز العمّال ج 13 ص 93/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ الجامع الصغير ج 2 ص 654 ح 5760/ سير اعلام النبلاء ج 2 ص 123/ الصواعق المحرقة ص 187 و 191/ خصائص الامام علي للنسائي ص 118/ ينابيع المودّة ج 2 ص 79/ الجوهرة في نسب علي واله ص 17/ البداية والنهاية ج 2 ص 60.

[20] صحيح البخاري ج 3 كتاب الفضائل باب مناقب فاطِمَة ص 1374/ خصائص الامام علي للنسائي ص 122/ الجامع الصغير ج 2 ص 653 ح 5858/ كنز العمّال ج 3 ص 93 ـ 97/ منتخب بهامش المسند ج 5 ص 96/ مصابيح السنّة ج 4 ص 185/ اسعاف الراغبين ص 188/ ذخائر العقبى ص 37/ ينابيع المودّة ج 2 ص 52 ـ 79.

[21] مناقب الامام علي لابن المغازلي ص 296.

[22] الصواعق المحرقة ص 160/ اسعاف الراغبين ص 188/ كنز العمّال ج 13 ص 94/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97.

[23] مجمع الزوائد ج 9 ص 202/ الجامع الصغير ج 2 ص 654 ح 5761/ منتخب كنز العمّال ج 5 ص 97/ اسد الغابة ج 5 ص 522/ ينابيع المودّة ج 2 باب 56 ص 79/ الصواعق المحرقة الفصل الثالث ص 191.

[24] نور الابصار ص 52.

[25] سير اعلام النبلاء ج 2 ص 127/صحيح مسلم، كتاب فضائل الصحابة، باب مناقب فاطمة/مجمع الزوائد ج 2 ص 201/اسعاف الراغبين ص 187.

[26] مناقب الخوارزمي ص 353.

[27] السنن الكبرى ج 10 باب من قال: لا تجوز شهادة الوالد لولده ص 201/ كنز العمّال ج 13 ص 96/نور الابصار ص52/ ينابيع المودّة ج 2 ص 322.

[28] ينابيع الموّدة ج 1 باب 15 ص 243.

[29] مجمع الزوائد ج 9 ص 202.

[30] الصواعق المحرقة ص 175/ مستدرك الحاكم، باب مناقب فاطمة / مناقب الامام علي لابن المغازلي ص 351.

[31] كنز العمّال ج13 ص96/ منتخب كنز العمّال بهامش مسند احمد ج5 ص97/ اسعاف الراغبين بهامش نور الابصار ص118.

[32] نور الابصار ص 51.

[33] تاريخ بغداد: 1/259 تاريخ دمشق: 14/170 لسان الميزان: 5/70.

[34] مقتل الحسين: 1/60.

[35] الفصول المهمّة: 146 نور الابصار: 53.

[36] مجمع الزوائد: 9/201.

[37] لسان الميزان: 3/275.

[38] حلية الاولياء: 2/40.

[39] فرائد السمطين: 2 باب 11 ح 219 كشف الغم: 1/467.

[40] الدر المنثور: 6/203 تفسير اية النور،  روح المعاني: 18/174 تفسير الثعلبي: 7/107 الكشف والتبيان للمسفوي: 72.

نويسنده : سايت پيامبر و اهل بيت (ع) از مجموعه سايت هاي پرسمان دانشجويي
http://ahlebayt.porsemani.ir

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در شنبه نهم اردیبهشت 1391 ساعت 19:9 |

گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)

1ـ نـرمخـویـى در مقـابل دیگـران و احتـرام به زنـان

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)

2ـ على (ع) رهبر و پیشوا

پیامبر اكرم (ص) فرمود:

هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )

3ـ على (ع) بهترین داور

گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )

4ـ داناترین و نخستین مسلمان

رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)

5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر

پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)

6 ـ على و شیعیان

پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)

7 ـ شیعه على در قیامت

پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)

8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت

بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)

9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)

رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )

10 ـ حجاب فاطمه

پیامبـر اكـرم (ع) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)

11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء

پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)

12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا

فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود:

همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)

13 ـ خوشبخت واقعى

فاطمه (س) از پیامبراكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل (ع) است كه مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى كسـى است كه على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)

14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)

حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:

خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،

و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،

و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،

و روزه را براى تثبیت اخلاص،

و حج را براى قوت بخشیدن دین ،

و عدل را براى پیراستن دلها،

و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،

و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،

و جهاد را براى عزت اسلام،

و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،

و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،

و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،

و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،

و قصاص را وسیله حفظ خون ها،

و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،

و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،

و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،

و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،

و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،

و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،

بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،

و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،

زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 )  (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)

15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا

خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)

16  ـ دستورالعملى جامع

در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:

اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:

چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)

17  - زیان بخل

پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)

18  ـ نتیجه سخاوت

پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)

19 ـ سحر خیزى

رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )

20  ـ زمان استحابت دعا

رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد. ( مسند فاطمه الزهراء ، ص 221)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ساعت 1:32 |

شهوت
پيامبر خدا(صلی الله عليه و آله): میفرماید : طُوبى لِمَن تَرَكَ شَهوَةً حاضِرَةً لِمَوعُودٍ لَم يَرَهُ
خوشا به حال كسى كه شهوت نقد را به خاطر وعده‏اى (بهشتى) كه آن را نديده است رها كند. (ميزان الحكمة: ح 21454)
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه پنجم اسفند 1390 ساعت 19:32 |

امام پنهان
ام هانی گوید: از امام باقر علیه السلام درباره این آیه سئوال کردم: « فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس (تکویر: 16 )؛ سوگند به ستارگانی که باز می گردند، حرکت می کنند و از دیده ها پنهان می شوند.»

امام علیه السلام در پاسخ فرمود: « امامی در زمان خود (عند انقضاءمن علمه )، (سال 260) پنهان می شود و سپس همانند ستاره ای درخشان در تاریکی شب ظاهر می شود اگر آن زمان را درک کردی چشمت روشن می شود. »

منابع: بحارالانوار، 51 / 51 حدیث 26 --------- کمال الدین، غیبه الشیخ

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه پنجم اسفند 1390 ساعت 9:58 |

اى اهل بينش، درس بگيريد!
امام باقر علیه السلام:

اِنّ الحُسَينَ صاحِبَ كَربَلا قُتِلَ مَظلوما، مَكروبا عَطشانا، لَهفانا فآلَى اللّه‏ُ عَزَّوَجلّ عَلى نَفسِهِ اَن لا ياتيَهُ لَهفانٌ و لا مَكروبٌ و لا مُذنِبٌ و لا مَغمومٌ و لا عَطشانٌ و لا مَن بِهِ عاهَةٌ ثُمَّ دَعا عِندَهُ و تَقَرَّبَ بِالحُسَينِ بنِ عَلىٍّ علیه السلام اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ إلاّ نَفَّسَ اللّه‏ُ كُربَتَهُ وَ اَعطاهُ مَسأَلَتَهُ و غَفَرَ ذَنبَهُ وَ مَدَّ فى عُمُرِهِ وَ بَسَطَ فى رِزقِهِ فَاعتَبِروا يا اُولـِى الاَبصار؛

حسين، بزرگ مرد كربلا، مظلوم و رنجيده خاطر و لب تشنه و مصيب‏زده به شهادت رسيد. پس خداوند، به ذات خود، قسم ياد كرد كه هيچ مصيبت‏زده و رنجيده خاطر و گنهكار و اندوهناك و تشنه‏اى و هيچ بَلا ديده‏اى به خدا روى نمى‏آورد و نزد قبر حسين علیه السلام دعا نمى‏كند و آن حضرت را به درگاه خدا شفيع نمى‏سازد، مگر اين‏كه خداوند، اندوهش را برطرف و حاجاتش را برآورده مى‏كند و گناهش را مى‏بخشد و عمرش را طولانى و روزى‏اش را گسترده مى‏سازد. پس اى اهل بينش، درس بگيريد!

بحارالأنوار، ج 101، ص 46، ح

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ساعت 18:15 |

سالروز ولادت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع) مبارک باد

از جمله اسباب مغفرت، شاد کردن برادر مومن است

حضرت محمد (ص)

|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 14:5 |

سبك شمردن نماز
امام صادق (ع) میفرماید : إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی كَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی
هرگاه بنده به نماز بایستد و نماز خود را سبک به جا آورد، خداوند خطاب به ملائکه می‌فرماید: آیا بندۀ من را نمی‌بینید؟ گویا اینطور فکر می‌کند که برآورده کردن احتیاجات او به دست غیر من است. آیا نمی‌داند که برآورده کردن احتیاجات او به دست من است؟
|+| نوشته شده توسط پیامبر رحمت در جمعه بیست و یکم بهمن 1390 ساعت 13:47 |